به گزارش آوای سیدجمال، در حکم محمد پورداود خطاب به عسگری مهرور آمده ست:
نظر به مراتب تعهد، شایستگی و تجربیات ارزشمند جناب عالی در امور آموزش و پرورش به موجب این ابلاغ به عنوان مدیر آموزش و پرورش شهرستان اسدآباد منصوب می شوید.
امید است با توکل و استعانت از خداوند متعال و پیروی از رهنمودهای مقام معظم رهبری(مدظله العالی)، سیاست های رییس جمهور محترم در دولت تدبیر و امید و مقام عالی وزرات در انجام امور محوله موفق باشید.
گفتنی است حسین عسگری متولد سال 1354 در اسدآباد دارای مدرک تحصیلی فوق لیسانس تاریخ تشیع است.
وی در سوابق آموزشی و کارنامه کاری خود موارد زیر را دارد:
1- تدریس در مدارس ابتدایی و متوسطه شهرستان اسدآباد
2- مدیر مدارس ابتدایی اسدآباد
3- راهنمای تعلیماتی مدارس شهرستان اسدآباد
4- کارشناس امور اداری و مسوول کارگزینی آموزش و پرورش اسدآباد
5- راهبر آموزشی و تربیتی مدارس اسدآباد
به گزارش آوای سیدجمال، فرمانده انتظامی شهرستان اسداباد با اشاره به عوامل زمینه ساز اصلی سرقت موتورسیکلت ، منجمله : عدم استفاده از تجهیزات ایمنی مناسب ، سهل انکاری وبی احتیاطی هنگام ترک موتورسیکلت ، رهاکردن موتورسیکلت در معابر بدون رعایت اصول ایمنی ،سهل انگاری در نگهداری سوئیچ و پارک آن در محل های ناامن،راهکارهای اساسی در پیشگیری از این وسیله نقلیه را اینگونه معرفی کرد:
۱- موتورسیکلت خود را به لوازم ایمنی مانندسوئیچ مخفی وقفل زنجیر ضد برش مجهز کنید.
۲- ساخت کلید یدکی برای موتورسیکلت رابه افراد ناشناس وغریبه نسپارید.
۳- موتورسیکلت را در اماکن امن ومناسب پارک کنید.
۴- موتورسیکلت خود را حتی برای لحظه ای کوتاه ،بدون برداشتن سوئیچ ترک نکنید.
۵- هنگام ترک موتورسیکلت نکات ایمنی را رعایت کرده وتا حد امکان آن رابه یک مانع محکم با قفل و زنجیر ببندید.
۶- هنگام سوار کردن مسافر احتیاط کرده و از سوار کردن افراد ناآشنا پرهیز کنید.
۷- چنانچه از افراد غریبه موتورسیکلت خریده اید ،قفل آن را تعویض کنید.
۸- هرگز موتورسیکلت خود را در اختیار افراد ناآشنا وغیرمطمئن قرار ندهید.
۹- هرگز مدارک موتورسیکلت را زیر زین،قاب باطری یا داخل خورجین قرار ندهید.
۱۰- حتما نسبت به شماره کردن ونصب پلاک بر روی موتورسیکلت خود اقدام کنید.
۱۱- هنگام خرید موتورسیکلت ، از داشتن سند ومعتبر بودن آن اطمینان حاصل کنید.
به گزارش آوای سیدجمال، جنگ داستان عاشقانههاست؛ عاشقانههایی زیباتر از قصه ناتمام فرهاد یا پریشانحالیهای مجنون. عاشقانههایی که هنوز عطر مطهرشان از پس خاکریزها به گوش میرسد و از زمزمه محزون نیزارها.
«پوتینهای آشنا»، روایت زندگی، حماسه و شهادت سردار شهید «بختیار جمور» به قلم نویسنده ارجمند حمید حسام است که انتشارات فاتحان، آن را منتشر کرده است.
در این کتاب داستان زندگی شهید از تولد تا کودکی و سپس جوانی و حضور در جبهه با بیان خاطراتی از طرف خانواده،دوستان و همرزمان شرح داده شده است.
در بخشی از کتاب که به چگونگی انتخاب عنوان کتاب اشاره میکند؛ آمده است: ««بالای پیکر شهید زارعی نشست؛ پیشانیاش را بوسید و پوتینهای او را از پاهای سردش درآورد و کرد پای خودش و با حسرت گفت: «علی جان تا زمانی که به تو ملحق شوم؛ اینها را از پا درنمیآورم».
زمزمه عملیات بود. باید خانواده را از اهواز به شهرستان برمیگرداندم. توی مسیر جاده، آقا بختیار را دیدم. هر دو پیاده شدیم و گرم گرفتیم. چشم او به دختر کوچک من افتاد و مقابلش نشست و با محبت و خوشرویی پیشانی او را بوسید.
میدانستم که خانواده او در اسدآباد همدان هستند. از ابراز محبت او شرمنده شدم و پرسیدم: «آقا بختیار خانواده رو دیدی»؟ خندید و گفت: «نه ولی با تلفن از جلو نظام دادم و یکی یکی باهاشون خداحافظی کردم». از سر شرم، سرم را پایین انداختم و ناخواسته نگاهم افتاد به پوتینهای او، همان پوتینهای آشنا».
و در جای دیگری آمده است: «چشمان گریانمان به پیکر بی جان بختیار افتاد. پوتین همچنان پای او بود. حالا لکه خون تازه بختیار جمور با لکه خون خشک شده زارعی یکی شده بود.
جمور را در کنار شهید زارعی دفن کردند و این بار کوروند(دوست صمیمی شهید)، پوتینهای جمور را پوشید. چهلم شهادت بختیار جمور که شد؛ کوروند هم به شهادت رسید با همان پوتینها...».
سردار شهید بختیار جمور زاده روستایی در تویسرکان بود که اذن حضور در جبهه را از امام هشتم(ع) گرفت و همزمان با تشکیل سپاه به عضویت این نهاد درآمد و در شهرستان اسدآباد مشغول به خدمت شد.
او سال سال 1360 در عملیاتی که در منطقه سر پل ذهاب و قلاویزان صورت گرفت؛ شرکت کرد و از ناحیه پا مجروح شد. پس از بهبودی به لشکر مهندسی 43 امام علی (ع) پیوست و ابتدا به عنوان فرمانده گردان انجام خدمت کرد و پس از آن با توجه به شایستگیهایی که از خود نشان داد به سمت معاونت آبی خاکی لشکر 43 امام علی (ع) منصوب شد.
بختیار، فرزند ششم یک خانواده محروم، فردی بسیار متواضع و فروتن بود تا جایی که حتی اعضای خانوادهاش از سمت او تا بعد از شهادت مطلع نشدند.
او 16 بهمن 1364 به عنوان معاون فرمانده لشکر 43 امام علی(ع) در عملیات ایذایی پیش از والفجر 8 در منطقه «امالرصاص» به شهادت رسید؛ درحالیکه به همراه تعدادی دیگری از رزمندگان، مشغول نصب پل شناور بر روی اروند بود.
منبع:تسنیم
انتهای پیام/
به گزارش آوای سیدجمال، شهردار اسدآباد در بازدیدی که به همراه اعضای شورای شهر از محله بلوار کشاورز داشت، گفت: مشاهده مسائل و مشکلات محلات از نزدیک موجب میشود مردم مطالبات خود را با مسئولان در میان گذاشته و برخی اقدامات سریعتر انجام شود و البته این امر تاکنون منجر به کسب رضایت شهروندان شده است.
وی گفت: در این بازدید که جمعی از اهالی و شهروندان آن منطقه حضور داشتند با بررسی مشکلات، راه حل هایی در راستای تسریع در روند مشکلات ارائه شد که قرار است برای اجرای عملیات جدول کشی ، زیر سازی و آسفالت کوچه های خاکی ظرف چند روز آینده اقدام شود.
فعله گری یادآور شد: همچنین مشکلات دو باب منزل مسکونی که با نگهداری دام و عدم عقب نشینی مشکلات بهداشتی و سد معبر برای اهالی به وجود آوردند، تدابیری اتخاذ شد که اجرا خواهد شد.
انتهای پیام/ن


به گزارش آوای سیدجمال، نیروهای خدمات شهری شهرداری اسدآباد امروز با شست وشویی خیابانها و جداول شهر یکبار دیگر سیمای شهر را پاکیزه کردند.
این اقدام رأس ساعت ۴ تا۷:۳۰ در خیابانهای امام، فرهنگ، غدیر(ساعت)، جنتی، چهارراه امیرکبیر، کوچه پیروزی و بلوار شهید قهاری انجام شد.
به گزارش آوای سیدجمال، علیرضا فعله گری شهردار اسدآباد در روزهای دوشنبه با مردم به صورت چهره به چهره دیدار و مشکلات آنان را رسیدگی می کند.

به گزارش آوای سیدجمال،مجید درویشی، فرماندار شهرستان اسدآباد در ستاد پیشگیری، هماهنگی فرماندهی عملیات پاسخ به بحران شهرستان اسدآباد با تأکید بر آموزش دهیاران، شوراها و حتی مردم برای مقابله با آتش سوزیهای احتمالی مزارع و مراتع، اظهار کرد: وظیفه اصلی شهرداری خدمات رسانی مطلوب به شهروندان است که یکی از این خدمات اطفاء حریق و آتش سوزی است و با توجه به نبود امکانات زیاد در مواقع بحران، ایستگاه آتش نشانی در شهر موظف به این امر هستند.
وی تأکید کرد: می طلبد که مسئولان و آتش نشانان در این ایستگاه با برگزاری آموزش های همگانی، مردم را هم در مهار آتش با خود همراه کنند.
درویشی خاطرنشان کرد: اعضای مدیریت بحران باید حقایق بحران را باور کنند چراکه اگر از اعماق وجود نپذیریم، نمی توانیم برنامه ریزی خوب برای مقابله با آن داشته باشیم.
برای پیشگیری و مقابله با آتش سوزی ها باید برنامه ریزی داشته باشیم
فرماندار شهرستان اسدآباد پیشگیری از بحران و آموزش برای مقابله با آن را مهم خواند و گفت: با گرم شدن هوا، آسیب آتش سوزی مراتع چه به دلیل عمد و غیر عمد بیشتر خواهد بود که باید برای پیشگیری و مقابله با آن برنامه ریزی داشته باشیم.
وی پوشش منایع طبیعی را در اسدآباد را هم تهدید و هم فرصت خواند و گفت: به لحاظ استفاده احشام، می تواند این پوشش طبیعی فرصت باشد که باید از این فرصت استفاده کنیم.
درویشی با بیان اینکه شهرداریها و دهیاریها که دارای امکانات مقابله ای با حریق و آتش سوزی هستند، با سرویس و تعمیرات وسایل نقلیه آتش نشانی، خود را برای مواقع بحرانی آماده کنند، تأکید کرد: در مواقع بحرانی کوتاهی دستگاهی را نمیپذیرم.
باید مدیریت بحران به صورت ضابطه بند اعتبارات را تقسیم کند
قهرمان زارعی، معاون مدیر کل مدیریت بحران استانداری همدان هم اظهار کرد: با توجه به اینکه اعتبارات به صورت قطره چکانی تزریق می شود، باید مدیریت بحران به صورت ضابطه بند اعتبارات را تقسیم کند.
وی با بیان اینکه برای مدیریت بحران اعتبار استانی نداریم و به صورت ملی انجام میشود، گفت: شهرداری ها باید برای تجهیزات آتش نشانی پیگیر سهم استانی خود باشند.
معاون مدیر کل مدیریت بحران استانداری همدان با تأکید بر اینکه باید اطفا حریق به صورت خلاقانه انجام شود، گفت: باید از احشام برای کاهش پوشش گیاهی مراتع استفاده کرد تا از وجود آتش سوزی جلوگیری شود.
انتهای پیام/ن
به گزارش آوای سیدجمال، سرمدی، نماینده مردم شهرستان اسدآباد در یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از همدان گفت: تصویب طرح شفافیت آرای نمایندگان به عنوان اهرمی برای حل مشکلات، جلوگیری از پنهان کاریها مورد تاکید ماست.
او با بیان اینکه بخش زیادی از گرفتاریها در مملکت به علت همین پنهان کاریها است ادامه داد: با تصویب طرح شفافیت آرای نمایندگان دیگر شاهد این مشکل نخواهیم بود و خود نمایندگان هم بیشتر می توانند پاسخگوی مطالبات مردم باشند.
نماینده مردم شهرستان اسدآباد در مجلس شورای اسلامی افزود: جلوگیری از ایجاد زمینههای رانت، مفاسداقتصادی و زد و بندهای پنهان مهمترین دلایل ما برای مطرح و عنوان کردن شفافیت آرای نمایندگان است.
سرمدی اظهار داشت: پس از اعلام این طرح در مجلس شورای اسلامی به زودی آن را به رای خواهیم گذاشت.
او بیان کرد: به منظور همین شفافیت آراء ، به مردم اسدآباد اعلام می کنم در انتخابات هیئت رئیسه به دکتر قالیباف رأی دادم.
انتهای پیام/
به گزارش آوای سیدجمال، کرمی، تاریخ پژوه در نوشتاری از موسس اولین مدرسه مدرن در اسدآباد می گوید: میرزا صفاتالله جمالى ، متخلص به «صفا» در سال 1271 خورشیدی در اسدآباد پای به عرصه گیتی نهاد. پدرش لطفالله خان جمالی متخلص به «محزون» خواهرزادهى سید جمالالدین اسدآبادى بود که به شغل مستوفی گری اشتغال داشت و دستی در شعر و ادب نیز داشت.
وی پس از فراگیرى خواندن و نوشتن در مکتب، علوم مقدماتى را در اسدآباد نزد حاج سید هادى روحالقدس(پسر عمه سید جمال الدین اسدآبادی) و در همدان نزد محسن فقیه اسدآبادى فراگرفت و همچنین برای ادامه تحصیل و کسب علم از محضر حاج سید محمود لاری به کرمانشاه نیز سفر نمود. صفاتالله جمالى از آن پس در دستگاه محمدحسنخان افشار به خدمت پرداخت و مدت ده سال در قریهى حسامآباد واقع در چهارده کیلومترى بخش اسدآباد خدمت کرد. چون طرز رفتار و سلوک مستبدانهى مالکین با طبقه کشاورزان غیر عادلانه و خودسرانه بود نتوانست تحمل کند و ناگزیر ترک خدمت کرد.
در سال 1304 به استخدام فرهنگ درآمد و مدت سى سال در اسدآباد و همدان با سمت آموزگارى و بازرسى آموزشگاهها به خدمت پرداخت و در مهر ماه سال 1336 بازنشسته شد. «صفا» یکی از چهره های معروف مطبوعات در قرن اخیر می باشد و سالها با عشق و علاقه زاید الوصفی به شناسایی فرهنگ و بسط و توسعه آن خدمت کرده است.
اشعار و مقالات او با اندیشه های ژرف و بینش عمیق اجتماعی و درک سیاسی تهیه شده ، مبین احساسات میهنی پاک و بی آلایش اوست که در دورههاى مختلف مجله «ارمغان» به سردبیری وحید دستگردی به چاپ مىرسیده است.
صفا در دوران انقلاب مشروطیت با روزنامه های «بیستون»، «کوکب غرب»، «حیات جاوید»، «توفیق» و «نسیم شمال» همکاری نزدیک داشته و اشعار و مقالات دلچسب وی زینت بخش صفحات این جراید بوده است.
یکی از خدمات شایان و قابل تقدیر مرحوم صفا در زادگاهش اسدآباد تاسیس نخستین مدرسه به سبک مدرن (غیر مکتبخانه ای) در سال 1304 می باشد که به یاد سیدجمال الدین اسدآبادی، مدرسه«جمالیه» نامگذاری شده بود. این مدرسه چهار کلاسه در حالی در اسدآباد گشایش یافته بود که در کرمانشاه هنوز مدرسه وجود نداشت.
این عمل به خاطر شعری بود که مرحوم جمالی به وزیر وقت معارف نوشت و از او اجازه تاسیس مدرسه را در این شهر درخواست کرد.
قسمتی از این شعر به شرح ذیل است:
عَلَم عِلم که در خطه ایران برپاست اثرش در اسدآباد چرا ناپیداست
گشت تاسیس مدارس به همه شهر و هنوز اهل این منطقه از مدرسه بی بهره چراست ما مگر زاده آزاده این ملک نه ایم یا ز ایران اسدآباد و اهالیش جداست
با رسیدن این شعر به دست وزیر معارف اجازه تاسیس مدرسه در اسدآباد صادر شد. به دنبال آن ، مرحوم جمالی دو هکتار زمین از پدرش گرفته و در اختیار دولت قرار داد که محدوده فروشگاه فرهنگیان تا بانک ملی امروزی را شامل می شده است . صفا تا سال 1336 که بازنشسته شد در مدرسه ای که خود بانی و موسس آن بود به عنوان مدیر و معلم خدمت نمود و به همین دلیل به آقای «مدیر» معروف و در اسدآباد به این نام شهرت یافت.
از آثار او می توان به کتابهای: «دیوان اشعار»، «اسناد و مدارک ایرانى بودن سید جمالالدین اسدآبادى»، «رسالهى راهنماى رستگارى»، «شرح حال شعراى اسدآبادى»، و «اسدآباد سیدجمال الدین» اشاره کرد.
وى همچنین به تکمیل و چاپ کتاب«شرح حال و آثار سید جمال الدین اسدآبادی» به قلم پدرش میرزا لطف الله جمالی(محزون) پرداخت و در سال 1335 نیز دیوان اشعار وی را به طبع رساند.
صفا دارای خطی خوش نیز بوده است و حدود سی جلد کتاب را با خط زیبای خود رونویسی کرده است که از آن جمله میتوان به بوستان شیخ اجل سعدی اشاره کرد.
مرحوم ملاهادی سبزواری صاحب کتابی کم نظیر و منشوم است که معروف به «منظومه ملاهادی سبزواری» است.
این کتاب عمیق ترین اثر فلسفی است که به نظم درآمده است و در سطوح بالای حوزه های علمیه تدریس میشود. تعداد انگشت شماری از بزرگان هستند که توانسته اند این کتاب را شرح و تفسیر کنند که یکی از این چند تن امام خمینی(ره) و دیگری مرحوم صفات الله جمالی(صفا) است.
مرحوم صفا ، این گوهر آسمان فرهنگ و ادب سرانجام پس از عمری خدمت در حوزه فرهنگ ، هنر ، ادبیات و آموزش در سن 96 سالگی و در روز جمعه دوم مهرماه 1361 رخ در نقاب خاک کشید و در بهشت زهرای شهرستان اسدآباد یه خاک سپرده شد.
از معروف ترین غزلهای مرحوم صفا شعر«علی گویم ، علی جویم» می باشد که در ذیل قسمتهایی از آن آورده می شود:
مرا در تن بود تا جان علی گویم، علی جویم بجنبد تا رگم در جان علی گویم، علی جویم
ز پیدا و ز پنهانم همین یک حرف را دانم که در پیدا و در پنهان علی گویم، علی جویم
اگر اهل خراباتم و گر پیر مناجاتم به هر آئین به هر دستان علی گویم، علی جویم
است و ایمانم، علی درد است و درمانم چه با درد و چه با درمان، علی گویم، علی جویم
مشکلها، علی آرامش دلها کند تا مشکلم آسان، علی گویم، علی جویم
منابع: مهدی غنی پارسا، (1395)، سیری در تاریخ، فرهنگ و هنر اسدآباد، ص172-171 یادنامه صفا، (منتشر نشده)، حیدرعلی فتاحی، ص32آدراپانا در گذر تاریخ، (منتشر نشده)، سیّدرضا ابوالقاسمی
به گزارش آوای سیدجمال، این جنایت جگرسوز در همان مقطع متوقف نشد و آنها در هر فرصتی که یافتند چه در جولانگاه خود یعنی عربستان و چه در بیرون آن مانند عراق و سوریه، این اقدام ددمنشانه خود را تکرار کردند؛ تخریب بارگاه امام هادی و امام عسگری علیهماالسلام در 23 محرم شش سال پیش و نیز تخریب قبور مطهر صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله در سوریه همگی فجایعی هستند که به دست این فرقه صورت پذیرفت. ولی چرا و با چه هدفی این جنایتها یکی پس از دیگری خلق می شوند؟ جنایتهایی که هر کدام داغی جگرسوز بر جان مسلمانان جهان می نشاند و حتی غیر مسلمانان را هم که تقدسی برای این مکانها قائل نیستند در بهت و حیرت فرو میبرد که چطور یک عده به نام مسلمان، آثار کهن خودشان را اینگونه نابود کرده و از بین می برند؟!
در پاسخ به این سوالات که با حجم گسترده به سوی وهابیتِ معدود، گسیل است؛ علمای آنها روایاتی مجعول و بی اعتبار و گاه بی ربط تحویل می دهند که نقدهای کارشناسی آنها در سایتها و کتابهایی که علمای شیعه و حتی سنی نوشته اند فراوان موجود است.
چهره هایی هم که از مسلمانان به تصویر می کشند همین چهره هایی است که از وهابی ها نشان می دهند؛ ریش هایی بلند و ژولیده، سر و وضعی کثیف و نامرتبط با اسلحه ای به دست و یا کمربندی انفجاری به کمر و مانند آن که جز هراس و انزجار چیزی در ذهن بیننده نمی نشاند و این همان هدفی است که صهیونیست به دنبال آن است
اما با نگاهی دقیق تر و جامع نگرتر روشن می شود که تمام این ادعاها، روایت تحویل دادن ها و آیه خواندن ها، دلیل تراشی برای پنهان کردن عقبه ای است که تلاش می کنند از پرده برون نیفتد.
آن عقبه و زیربنایی که وهابیت امروز دست و پا می زند کسی به آن پی نبرد و خود در مقام سخن و قلم، شدیدا منکر آن است؛ اما دم خروسش از رفتار آنها بیرون زده است، اندیشه صهیونیستی نهفته در زیربنای فتواها و رفتارهای آنهاست. این نکته ایست که اگر به آن توجه شود دیگر چنین رفتارهایی آن هم از یک به اصطلاح مسلمان سوال برانگیز نخواهد بود و دانسته می شود که فتواها و کشتارها و تخریبها از کجا آب میخورد و با چه هدفی صورت می پذیرد.
«صهیونیسم» به لحاظ لغوی از صهیون که نام یکی از تپه های باستانی بیت المقدس است گرفته شده است و در اواخر قرن نوزدهم برای توصیف حرکت ملی گرایانه(!!) قوم یهود به کار گرفته شد. صهیونیسم همزمان با تشکیل نخستین کنگره صهیونیسم در سال 1897 که با تلاش فراوان تئودور هرتزل در شهر بال سوئیس تشکیل گردید، صورت عملی به خود گرفت و در همین کنگره بود که صهیونیسم تلاش کرد تا برای مردم یهود، وطنی(!!) در فلسطین ایجاد نماید که به وسیله قانون عمومی (حکومت) حفظ شود.
صهیونیسم را می توان در قالب دو جریان صورتبندی کرد: صهیونیسم یهودی و صهیونیسم غیر یهودی که قسم دوم خود شامل جریانات دیگری است که هدف همه آنها کمک به صهیونیسم یهودی برای رسیدن به اهداف نامشروع خود است.
از قسم دوم می توان مسیحیت صهیونیسم را نام برد که یک جریان افراطی مسیحی است. این جریان با تکیه بر تفاسیر تحت اللفظی از متون کتاب مقدس خواهان تحقق پیشگویی های کتاب مقدس بر اساس عقاید تقدیر گرایانه خویش است تا از این طریق زمینه را برای ظهور مسیح علیه السلام در آخر الزمان فراهم آورد.
در برنامه اول می بایست هویت تاریخی اسلام با تخریب و تحریف آثار اسلامی نابود می شد که واقعه هشتم شوال و تخریبهای مکرر بعد از آن به بهانه های گوناگون از حرام بودن گرفته تا توسعه و مانند آن همه و همه با همین هدف انجام شد و می شود
به اعتقاد این گروه، خداوند مقرر کرده است که بشر باید هفت مرحله را از سر بگذراند تا به بازگشت دوم حضرت مسیح ع ختم شود. سه مرحله از این مراحل عبارتند از :
1. بازگشت یهودیان به فلسطین.
2. ایجاد دولت یهود و بنای مجدد معبد سلیمان.
3. واقعه آرماگدون یا حارمجدون در محلی به نام مجدو در 55 مایل شمال بیت المقدس که به نابودی کامل دشمنان خدا خواهد انجامید.[1]
آنچه امروز با نگاه عالمانه به تاریخچه پیدایش فرقه وهابیت که گوشه هایی از آن را می توان در کتاب خاطرات مستر همفر و نیز فتاوا و رفتار آنها می توان مشاهده کرد هماهنگی کامل این فرقه با برنامه های صهیونیسم و تلاش برای رسیدن آنها به اهدافشان است.
بی تردید فتواهایی که شیوخ آنها می دهند و اعمالی که از پیاده نظام آنها سر می زند همه، صاف کردن جاده صهیونیسم ها برای دستیابی به اهدافشان است.
بر کسی پوشیده نیست که بزرگترین مشکل صهیونیست از آغاز پیدایش تا کنون، اندیشه اسلامی و مسلمانانی هستند که به آن باور دارند. آن هم اسلامی که ظلم و تجاوز را بر نمی تابد و خود را محدود به مرزهای جغرافیش نمی داند؛ هم با ایران کار دارد و هم با غزه و لبنان و هم با سوریه و مصر و عراق.
نظریه پردازان صهیونیست سالهاست به این نتیجه رسیده اند که این اسلام را باید با استفاده از خودش نابود کرد و توپ و تفنگ چاره آن را نخواهد کرد؛ زیرا اندیشه و باور را نمی توان با این چیزها از بین برد و نابود کرد. برای همین، فرقه ای ساختند با اندیشه ای خاص تا فتوا دهد و کار کند آنگونه که آنها می خواهند.
آنچه خار چشم آنها و تیر بر قلبشان بود و هست اسلام ناب و در رأس آن باور شیعی است. برای همین دو برنامه نوشتند که یکی برای عالم اسلام و دیگری مخصوص شیعیان.
نظریه پردازان صهیونیست سالهاست به این نتیجه رسیده اند که این اسلام را باید با استفاده از خودش نابود کرد و توپ و تفنگ چاره آن را نخواهد کرد؛ زیرا اندیشه و باور را نمی توان با این چیزها از بین برد و نابود کرد. برای همین، فرقه ای ساختند با اندیشه ای خاص تا فتوا دهد و کار کند آنگونه که آنها می خواهند
در برنامه اول می بایست هویت تاریخی اسلام با تخریب و تحریف آثار اسلامی نابود می شد که واقعه هشتم شوال و تخریبهای مکرر بعد از آن به بهانه های گوناگون از حرام بودن گرفته تا توسعه و مانند آن همه و همه با همین هدف انجام شد و می شود.
در این برنامه می باید مردم دنیا از اسلام متنفر شوند تا مبادا کسی به آن گرایش پیدا کرده و بر تعداد پیروان آن افزوده شود. برای این منظور، به وهابیت مأموریت دادند تا فجیع ترین صحنه های قتل و وحشیانه ترین کشتارها را که حتی از حیوانات درنده هم دیده نشده خلق کند آن هم جلوی دوربین هایی که صاحب رسانه هایشان همین صهیونیزم ها هستند تا آن صحنه های هولناک به صورت مستقیم و غیر مستقیم در معرض دید مردم جهان قرار گیرد در حالی که آن جانیان و قاتلانِ بی رحم، قرآن می خوانند و سر می برند و می سوزانند و پاره پاره می کنند تا هر بیننده ای بترسد از اسلام و متنفر شود از آن قرآنی که اینها می خوانند و از شنیدن اسلام لرزه بر اندام خودش و خانواده اش بیفتد تا چه رسد بخواهد قرآنی بخرد و بخواند و به اسلام گرایش پیدا کند.
چهره هایی هم که از مسلمانان به تصویر می کشند همین چهره هایی است که از وهابی ها نشان می دهند؛ ریش هایی بلند و ژولیده، سر و وضعی کثیف و نامرتبط با اسلحه ای به دست و یا کمربندی انفجاری به کمر و مانند آن که جز هراس و انزجار چیزی در ذهن بیننده نمی نشاند و این همان هدفی است که صهیونیست به دنبال آن است.
در برنامه مخصوص شیعه هم نیاز به بیان مفصل نیست هر آنچه امروز نسبت به شیعه و شیعیان روا می دارند و با پولهای نفت عربی و سیاستهای صهیونیستی در جریان است همگی با همین مبنا و معنا قابل فهم است. حمله به باورها و شرک دانستن هر آنچه شیعه با دلیل معتبر به آن معتقد است از توسل و زیارت گرفته تا برگزاری اعیاد و مناسبتها.
فتواهایی که کشتن شیعیانی که شهادتین میگویند و رو به کعبه نماز میخوانند را واجب میداند و حکم به تخریب مساجد و زیارتگاهای اولیای الهی میدهد؛ مکانهایی که تا همین نود سال گذشته در معرض دید تمام علمای اسلام شیعه و سنی بود و قابل احترام برای همه، توجیه معقول و قابل پذیرشی جز این میتواند داشته باشد که همه اینها دستور به نابودی اسلام با ظاهر اسلامی است که اتاق فکر سران صهیونیست صادر شده است؟
پی نوشت:
[1] ر.ک به مقاله «در آمدی بر زمینه های پیدایش و مبانی عقیدتی مسیحیت صهیونیستی»، احمد دوست محمدی، فصلنامه سیاست، ش 1، بهار 1388
امید پیشگر
بخش اعتقادات شیعه تبیان