
دکترحسن رحیمی روشن *
در تاریخ ملت ها اتفاقاتی ممکن است رخ دهد که به واسطه تاثیر گذار بودن آن حادثه در آینده یک ملت از آن به عنوان نقطه عطف نام می برند.در تاریخ معاصر ایران نیز فتح خرمشهر نقطه عطفی است که به جرات می توان گفت بی نظیراست.
اهمیت فتح خرمشهر وقتی روشن می شود که ما بدانیم در طول ۳۰۰سال گذشته ایران استقلال قضایی سیاسی اقتصادی و فرهنگی خود را ازدست داده بود. وایرانیان باور کرده بودند که «نمی تواند» این روحیه خود کوچک بینی در وجود نخبگان و مردم عادی ریشه دوانده بود. شکستهای ایران در جنگهای اول ودوم با روسیه وپس از آن شکست از انگلیس که هرسه در زمان قاجار اتفاق افتاد نه تنها بخش عظیمی از سرزمین ایران را منتزع کردبلکه بسیار مهمتر از آن ،روح ایر ان و ایرانی را به تسخیردشمنان در آورد.
بدیهی است اگر قرتی بین المللی از لحاظ روحی و روانی بر ملتی دیگر چیره شودتسلط اقتصادی و نظامی بر آن ملت کا ر آسانی خواهد بود .ایرانی در ۳قرن اخیر خود را کوچک می دانست باور داشت بیگانه از او بهتر می فهمد بهتر عمل می کند و شکستن این روحیه -که هنوز رگه هایی از آن در ذهن برخی هست- کار آسانی نبود . این مساله رهبری مثل امام (ره) را می خواست که خداوند به این ملت عطا کرد . انقلاب اسلامی یک نه بزرگ بود به سه قرن تحقیر و سه قرن خفت و خواری اما پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن طلیعه این کار بود وحرکتی بود در داخل، بنا بر این، دشمنان بیرونی نظام نیز باید به این باور می رسیدند که «آن سیبو بشکست و آن پیمانه ریخت»واین مساله نیز با فتح خرمشهر اتفاق افتاد و جهان خارج از مرزهای ایرا ن نیز فهمید که در تا ریخ ملت ایران فصلی نوآغاز شده است. اما هنوز امید داشت که این حمله با ضد حمله ی جبران کند و حاضر نبود این واقیعت را به رسمیت بشناسد که ایران اسلامی در آستانه یک خیزش عظیم قرار گرفته است. از این رو ملت ایران برای تثبیت پیروزی انقلاب و فتح خرمشهر ناچار شد شش سال دیگر بجنگد و به جهانیان ثابت کند که حق غصب شده ملت ایران گرفتنی است. امروز با گذشت بیش از سه دهه از بازگشت خرمشهر به دامن مام میهن، شایسته است در فضایی که بسیاری در پی کسب کرسی ریاست جمهوری اند هیجانهای تبلیغاتی بسیاری را مسحور کرده است یاد چند هزار شهیدی که خونشان بهای بازگشت خرمشهر شد را نیز فراموش نکنیم.
فتح خرمشهر ازاین جهت مهم است که روحیه خود باوری را که بزرگترین سرمایه یک ملت است را به ملت ایران بازگرداند . این اتفاق در تاریخ ایران بی نظیر است زیرا اگر در گذشته خاک ایران اشغال می شد فرهنگ ایران وروحیه ملی و اسلامی ایران اشغالگر را در خود هضم می کرد . اما در دو قرن گذشته ایران علاوه بر از دست دادن خاک خود هویت و شرافتش نیز تهدید شد و خود باوری ایرانی تبدیل به خود کم بینی شده بود و فتح خرمشهر این وضعیت را دگر گون کرد.اگر نگاهی به چگونگی فتح خرمشهر داشته با شیم از لحاظ امکانات و تجهیزات یک نا برابری مطلق در بین طرفین وجود داشته است. پس از عملیات فتح المبین و آزادسازی غرب کرخه تا حدود مرز بین المللی، بطور طبیعی هدف بعدی شهر استراتژیک خرمشهر بود علملیات آزادسازی خرمشهر«بیت المقدس» نام گرفت این عملیات به هیچ وجه برای عراق غیر منتظره نبود و حداقل یکماه ، قبل از آغاز آن عراق از تاریخ این عملیات مطلع شده بود . متعاقب بحث های طولانی سرانجام عملیات مشترک ارتش و سپاه در سحرگاه دهم اردیبهشت ۱۳۶۱ ۳۰ آوریل ۱۹۸۲ آغاز شد. دراین عملیات سپاه بین ۱۰۰ تا ۱۲۰ گردان نیرو وارد عمل کرد. توان رزمی سپاه در این نبرد نسبت به عملیات حصر آبادان ۱۰ برابر شده بودو ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز ۶۱گردان نیرو بکار گرفت. ارتش عراق ۱۰ تیپ رزمی ،۵ تیپ مکانیزه ، ۱۷ تیپ پیاده ، ۷ گردان کماندوئی ، ۳۰گردان توپخانه در منطقه مستقر کرده بود که همراه با یگانهای مانوری دشمن (پیاده مکانیزه ، رزمی با استعداد بیش از ۳۲۰گردان درمقایسه با ۱۹۵ گردان نیروهای جمهوری اسلامی ، توان رزمی نیروهای دو طرف حدود دو به یک به نفع عراق بود. این عملیات نتیجه ای بسیار درخشان داشت علاوه بر خرمشهر ۵۴۰۰ کیلومتر از خاک ایران آزاد شد تلفات عراق ۱۶ هزار کشته ۱۹۴۱۴ نفر اسیر که ۱۳۸۷۳ نفر از آنان در داخل خرمشهر اسیر شدند . انهدام شصت فروند هواپیما ، ۳۰ فروند بالگرد ، ۴۱۸ دستگاه تانک و ۴۹ دستگاه خودور گزارش شده ۱۰۵دستگاه تانک و ۵۶ دستگاه خودرو نیز به غنیمت در آمد.
فتح خرمشهر انعکاس جهانی داشت و آزادی آن از لحاظ نظامی نقطه عطفی در جنگ شناخته شد . زیرا از نظر سیاسی عراق با از دست دادن خرمشهر تکیه گاهش را برای مذاکره از دست داد. در پی این پیروزی حامیان عراق تلاشهای وسیعی را آغاز کردند تا بدون در نظر گرفتن حق ایران مبنی بر شناسائی متجاوز و تبعات ناشی از آن آتش بسی را به ایران تحمیل کنند . کمیته روابط خارجی آمریکا در گزارشی پیروزی ایران را نتیجه تجدید قوای نیروهای ایرانی ، نیروی انسانی بیشتر ایران و هماهنگی بهتر ارتش منظم ایران و پاسداران انقلاب دانست . اگر قسمت آخر این گزارش صحیح باشد قسمت نخست آن صحیح نیست زیرا همانگونه که دیدیم قوای عراق دو برابر قوای ایران بود .
۱۲ روز پس از فتح خرمشهر اسرائیل به خاک لبنان حمله کرد . بنابراین فشار زیادی متوجه ایران شد که صلح را بپذیرد اما این پیشنهادها ی صلح هیچ یک حقوق ایران را تأمین نمی کرد و بدون پرداختن به مسائلی چون آغاز کننده جنگ خواهان آتش بس بود . از سوئی بحث کمک ایران به سوریه مطرح شد .
آقای هاشمی در خاطراتش می نویسد رئیس جمهور به منزل ما آمدند و باهم به دیدار امام رفتیم راجع به کمک به سوریه در مقابل اسرائیل مذاکره کردیم. امام(ره) با حضور ما در جبهه سوریه با شرایط موجود مخالفند و معتقدند که عربها جدی جنگ نخواهند کرد و درگیری بیشتر ما (با اسرائیل) باعث می شود که در جنگ خودمان دچار وقفه شویم و در هر دو به جائی نرسیم .بنابراین امام در این مرحله از تجزیه نیروهای خودی جلوگیری کردند و اجازه ندادند دشمن از این فرصت استفاده کند .
یکی از عمده تلاش کنندگان برای آتش بس آمریکا بود بخصوص که این کشور موازنه قوای سیاسی نظامی ایران را مغایر با نقش «هژومونیک» خود در صحنه بین الملل می دانست . تصمیم جامعه جهانی حامی عراق ، پایان جنگ بدون هیچ امتیازی به ایران بود و خواسته آنها این بود که جنگ پایان پذیرد ضمن اینکه هیچ تضمینی برای امنیت مرزهای ایران با توجه به بی اعتباری قول و قرارهای حزب بعث وجود نداشت .
در واقع بعد از فتح خرمشهرایران بدنبال صلح شرافتمندانه بود بحث فقط آزادی خرمشهر نبود . قرارداد الجزایر باید تثبیت می شد و عراق مواضع روشنی در این باره نداشت و عدم عقب نشینی عراق از ۲۵۰۰ کیلومتر مربع از خاک ایران از جمله «نفت شهر» و «خسروی» عدم صداقت عراق را نشان می داد . از طرفی پذیرش متجاوز بودن عراق توسط جامعه جهانی و تبعات ناشی از آن احتمال پرداخت غرامت به ایران را در پی داشت که پیروزی کامل ایران محسوب می شد و به این معنی بود که ایرانِ ضعیف اول جنگ ، عراق را از۲۰ هزار کیلومتر از خاک خود رانده و از نظر سیاسی نیز جامعه جهانی او را به عنوان متجاوز معرفی کرده است مسئله این بود که جامعه جهانی زیربار آن نمی رفت. زیرا پیروزی ایران موقعیت این کشور را با تکیه بر قدرت مردمی خود در خلیج فارس بالا می برد و این مسئله نه خوشایند غرب بود و نه شرق و نه کشورهای منطقه . بنابراین ، شرایط ایران پذیرفته نشد و حامیان عراق در شورای امنیت همچنان بر آتش بس تأکید میکردند و نه بر یک صلح عادلانه .
از نظر منطقی ، غرور ملی و افکار عمومی ملت ایران این اجازه را نمی داد که دشمن آمده و در مدت دوسال پنج استان کشور را ویران کرده و باعث جرح و قتل ده ها هزار نفر شده اکنون که شکست خورده بی هیچ تعهدی و بدون هیچ سوال جوابی و بدون هیچ تضمینی ، مبنی بر عدم تجاوز در آتیه در پی کار خود برود .
:بنابراین در صورت پذیرش آتش بس ایران باید همانگونه که تحمیل جنگ را تجربه کرد ؛ تحمیل صلح بدتر از جنگ را هم می پذیرفت و در خاک خود توقف می کرد و منتظر تحولات آینده می ماند زیرا عراق هیچ یک از بهانه های جنگ را رها نکرده بود و هیچ تضمینی برای عدم تجاوز مجدد وجود نداشت . اما مسئولین کشوربر تأمین حق ملت ایران و تضمین برای جلوگیری از هجوم مجدد تأکید داشتند . این درخواست با توجه به سیاست قدرت های بزرگ در جلوگیری از ارائه امتیاز به ایران به معنی آغاز دوره جدیدی از جنگ بود.
آقای هاشمی در خاطراتش مینویسد : برای تصمیم گیری نهائی در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۳۶۱ جلسه ای با حضور شورای عالی دفاع و فرماندهان اصلی جبهه ها در محضر امام (ره) تشکیل شد . امام خواستار ادامه جنگ در مرزها بود اما نظامیان این امر را غیر ممکن میدانستند و سرانجام امام پذیرفتند که ادامه جنگ در مرزها منطق نظامی ندارد ولی تأکید کردند در ورود به خاک عراق باید مناطقی انتخاب شود که مردم حضور نداشته باشند .
بنابراین تمام تلاشهای ایران در زمینه نظامی – سیاسی از فتح خرمشهر تا پذیرش قطع نامه ۵۹۸ با هدف تأمین یک صلح واقعی بود . استرا تژی ایران ادامه جنگ با هدف کسب یک پیروزی نظامی در یک عملیات بزرگ برای وادار کردن عراق به پذیرش خواستهای بحق ایران ، مبنی بر شناسائی متجاوز و پرداخت خسارات جنگ بود و این چیزی بود که حامیان عراق از آن جلوگیری می کردند . از طرفی هم با برتری بدست آمده و موقعیت برتر نیروهای ایران در جنگ، چشم پوشی از خواسته های بحق و رها کردن دشمن نیز ممکن نبود . ماندن بر سر مرز و ادمه جنگ نیز از نظر نظامی امکان نداشت از این رو مسولین متقاعد شدند.که برای رسیدن به صلح امتیازی لازم است و این امتیاز در حالت ادامه جنگ در مرزها امکان نداشت بدست بیاید و از طرفی هم هیچ پیشنهاد صلحی مطرح نشده بود.. وضع به همین منوال ادامه داشت تا ۵ سال از آزادی خرمشهر گذشت و باز در این مدت هیچ پیشنهاد صلحی داده نشد البته قطعنامه هائی صادر شده که همه آنها پیشنهاد آتش بس داشتند و موضوع آنها صلح نبود. بنابراین واقعیت ها بود که برای بدست آوردن حداقل تضمین برای آینده ، جنگ ادامه یافت .
در ششمین روز جنگ ،قطعنامه۴۷۹ شورای امنیت صادر شداین قطعنامه به دلیل عدم محکومیت تجاوز عراق، از سوی ایران رد شد.از این مقطع زمانی به بعد تا فتح خرمشهر شورای امنیت را ساکت می بینیم. این شورا در برابر حملات موشکی به شهر ها و بمباران مناطق مسکونی و در اشغال نگه داشتن بیش از ۲۰ هراز کیلومتر از خاک ایران سکوت نمود و هیچیک از این موارد را نقض صلح ندانست اما پس از آزادی مناطق اشغالی در عملیات های ثامن الائمه ، طریق القدس ، فتح المبین و بیت المقدس در دومین قطعنامه خود با شماره ۵۱۴ پس از حدود ۲۲ ماه سکوت مجدداً به یاد جنگ ایران و عراق افتاد . بدین ترتیب قدرت نظامی ایران باعث شد که شورا به درخواست اردن تشکیل جلسه دهد و در ۱۲ ژوئیه ۱۹۸۲ برابر با ۲۱ تیرماه ۱۳۶۱ قطعنامه ۵۱۴ را تصویب کند. این قطعنامه خواهان عقب نشینی نیروها به مرزهای بین المللی است . چیزی که قسمت اعظم آن بدست توانای ایرانیان انجام شده بود و معلوم نیست که چرا شورا به هنگام اشغال ۱۱ شهر ایران به فکر عقب نشنی نیروها نیفتاد . در این مدت طولانی که در تاریخ شورای امنیت بی سابقه است. شورا هیچ جلسه ای در مورد جنگ ایران و عراق تشکیل نداد و هیچ اقدامی نکرد که نشان دهد به انجام وظایف قانونی خود برای برقراری صلح علاقمند است. این قطعنامه هیچ اشاره به تجاوز انجام شده ندارد و برای شناسائی متجاوز وعده ای نمی دهد از این رو ایران که تا حدود دو ماه پس از آزادی خرمشهر نیم نگاهی به محیط بین المللی و نگاهی به صحنه درگیری داشت پس از آنکه قطعنامه ۵۱۴ منتشر شد و در آن پیش از آنکه به صلح و امنیت توجه شود ، نجات عراق و گرفتن زمان از ایران برای غلبه عراق بر شرایط موجود و جمع و جور کردن ارتش آن کشور جهت مقابله مطمع نظر بود . بنابراین با نامیدی از سازمان ملل و اقدامات بین المللی دو روز پس از تصویب قطعنامه ۵۱۴ در مورخه ۲۳ تیرماه ۱۳۶۱ عملیات رمضان را آغاز کرد این عملیات داخل خاک عراق و در اطراف بصره به اجرا درآمد.ودر نهایت ایران مجبور شد برای تضمین یک صلح شرا فتمندانه شش سال دیگر بجنگد.
* عضو هیات علمی ومدیر گروه علوم سیاسی دانشگاه بوعلی سینا
دیدگاه شما