به گزارش آوای سیدجمال به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ بعد از اعلام اجرای برجام توسط ظریف و حسن روحانی شبکه های اجتماعی مملو از مطالبی با این عنوان شد.
احسان علیخانی نیز در صفحه اینستاگرام ماه عسل با تمجید از سردار سلیمانی نوشت؛ ظریف ایران، با قالی سلیمان به مقصد رسید.

انتهای پیام/
به گزارش آوای سیدجمال به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ محمدباقر نوبخت در نشست خبری هفته گذشته خود، خبر خوشی را که مدتها وعده داده بود بیان کرد: بازنشستگانی که زیر ۱.۵ میلیون تومان حقوق می گیرند با ۲۰ درصد افزایش حقوق روبرو می شوند.
به گزارش خبرآنلاین، رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی و سخنگوی دولت در نشست خبری این هفته خود بالاخره خبر خوشی که اعلام کرده بود درباره بازنشستگان دولتی دارد را بر زبان آورد و گفت بین ۱۲ تا ۲۰ درصد به حقوق بازنشستگان اضافه می شود.
پیش از این بسیاری از مخاطبان سرویس مشکلات مردم از سخنگوی دولت پرسیده بودند برای تعدیل حقوق بازنشسته های دولت چه فکری شده است.
نوبخت که در مورد رویکرد عدالت در بودجه ۹۵ سخن می گفت، توضیح داد: یک بخش آن عدالت در پرداخت های پرسنلی است، در این خصوص من ابتدای سال گفتم که عدم تعادل در پرداخت های کارکنان دولت وجود دارد و برای اینکه آن را جبران کنیم در سال ۹۵ برای اولین سال برنامه ششم، ما هم برای شاغلین و هم بازنشستگان در زمینه عدم تعادلی که وجود داشت مقادیر قابل توجهی منابع قائل شدیم که این عدم توازن اصلاح شد.
او درباره بازنشستگان گفت: از حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار بازنشسته بیش از یک میلیون نفر زیر یک و نیم میلیون تومان دریافتی دارند، ضمن اینکه ما برای همه کارکنان دولت به اندازه نرخ تورم که سال آینده ۱۱ درصد است حقوق کارکنان را ۱۲ درصد افزایش در نظر گرفتیم، اما برای بازنشسته های زیر یک و نیم میلیون دریافتی بیش از ۲۰ درصد اضافه کرده ایم.
نوبخت ادامه داد: تصمیم داریم به همین ترتیب هر سال تا پایان برنامه این بخش از حقوق بازنشستگان را تا دو برابر افزایش دهیم که سال اول برنامه هم در حال انجام آن هستیم.
او در مورد کارکنان دولت گفت: حقوق کارکنان از دو بخش حقوق ثابت و بخشی هم مربوط به فوق العاده شغل تشکیل می شود. ۱۰ قلم فوق العاده شغل وجود دارد که مهمترین آن بند ۱۰ ماده ۶۸ است که در آنجا به دولت اجازه داده می شود تا به فوق العاده شغل کارکنان دولت ۵۰ درصد به حقوق ثابتشان اضافه کند.
نوبخت ادامه داد: در مصوبه سال گذشته دولت، این اختیار به سازمان مدیریت و برنامه ریزی داده شد که تا ۳۵ درصد بتواند این اقدام را انجام دهد، تاکنون هم تعدادی از دستگاه ها متقاضی استفاده از بند ۱۰ ماده ۶۸ بودند و در واقع بنا به هر دلیل تا قبل از روی کار آمدن دولت یازدهم فقط چند دستگاه از این بند استفاده می کردند که این عدم تعادل در پرداخت ها را ایجاد کرده بود.
سخنگوی دولت گفت: همانطور که قول داده بودیم این نابرابری در پرداخت ها اصلاح شود در سال ۹۵ به تمامی دستگاه هایی که از بند ۱۰ ماده ۶۸ استفاده نمی کردند و این نابرابری حقوق بود، تا ۳۵ درصد تمامی دستگاه هایی که قبلا از این ماده استفاده نمی کردند، حقوقشان اضافه خواهد شد. این هر دو گام در راستای عدالت خواهی در پرداخت های پرسنلی بود.
انتهای پیام/ن
به گزارش آوای سیدجمال، در راستای تلاش مجدانه تعدادی از تولید کنندگان بخش کشاورزی که در سطح استان و کشور رتبه کسب کردند، نشستی با فرماندار برگزار و از آنان تجلیل شد.
این تولید کنندگان شامل زنبور دار، گاودار، سیب زمینی کار، مددکار، گندم کار، کلزا، چغندرکار، گلخانه دار، ذرت کار، و تولید حصولات سالم و ارکانیک بودند.
به گزارش آوای سیدجمال به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در سایت رهیاب، برخی از انحصارطلبان در ابتدا انتخابات را تحریم میکنند و در روند اجرای آن تشکیک ایجاد میکنند اما با آغاز فصل انتخابات خودشان نخستین کسانی هستند که با اعوان و انصار در ستاد انتخابات ظاهر میشوند و خود را کاندیدای انتخابات میکنند.
در زمان ثبت نام این بار بر موضوع رد صلاحیتها و احراز صلاحیتها تأکید میکنند که باید انتخابات آزاد برگزار شود و نباید کسی رد صلاحیت شود؛ بعد از این مرحله موضوع انتخابات و سلامت آن مطرح میشود که اگر حضور حداکثری بود و تقلب نشود قطعاً ما پیروز انتخابات هستیم.
بعد از برگزاری انتخابات ۲ نتیجه و ۲ برخورد وجود دارد؛ اگر آنها پیروز انتخابات بودند که انتخابات ایران میشود دموکراتیکترین انتخابات جهان و سالمترین انها که حتی در پیشرفتهترین کشورهای غربی وجود ندارد و اگر آنها شکست خوردند انتخابات ایران مهندسی شده میشود و تقلب و حضور حداقلی حاکی از آن موضوع است.
برای تحلیل رفتار این افراد مغرض باید به این نکته توجه کرد که انتخابات ایران از ابتدا تا کنون در سالمترین شکل برگزار شده و هیچکس به دنبال مهندسی کردن آن نبوده است؛ یکی از دلایل این موضوع هم روی کار آمدن مجلسی مانند مجلس ششم است که اتفاقات تلخ آن تا سالها از یاد مردم نمیرود، در انتخابات ریاست جمهوری هم دولتی مانند دولت بنی صدر روی کار آمده که در نهایت رئیس دولت از کشور فراری میشود. یا در زمان دولت اصلاحات منتسبان به دولت به این سمت و سو رفتند که اندیشههای امام خمینی (ره) را به موزه تاریخ بسپارند که البته مردم آنها را به موزه تاریخ سپردند.
همه این کارهای افراطی گرانه انحصارطلبان برای عبور از قانون و تمکین نکردن به آن است؛ این جماعت از توهین و تهمت به نظام هراس ندارند و هر زمان که برای آنها موقعیتی پیش آمده مرتکب فتنه شدهاند. نمونه آخر این فتنهگری در سال ۸۸ بود که تاکنون از آن حمایت میکنند.
امام خمینی (ره) ششم خردادماه سال ۱۳۶۰ در در جمع نمایندگان مجلس فرمودند: من اول سال به آقایان عرض کردم که این سال خوب است سال اجراى قانون باشد. باید حدود معلوم بشود. آقاى رئیس جمهور حدودش در قانون اساسى چه هست، یک قدم آن ور بگذارد من با او مخالفت مىکنم. اگر همه مردم هم موافق باشند، من مخالفت مىکنم. آقاى نخست وزیر حدودش چه قدر است، از آن حدود نباید خارج بشود. یک قدم کنار برود با او هم مخالفت مىکنم. مجلس حدودش چه قدر است، روى حدود خودش عمل کند.
شوراى نگهبان حدودش چه قدر است؛ قوه قضاییه حدودش چى است؛ قوه اجرائیه. قانون معین شده است. نمى شود از شما پذیرفت که ما قانون را قبول نداریم. غلط مىکنى قانون را قبول ندارى! قانون ترا قبول ندارد. نباید از مردم پذیرفت، از کسى پذیرفت، که ما شوراى نگهبان را قبول نداریم. نمى توانى قبول نداشته باشى. مردمى که به قانون اساسى رأى دادند منتظرند که قانون اساسى اجرا بشود؛ نه هر کس از هر جا صبح بلند مى شود بگوید من شوراى نگهبان را قبول ندارم، من قانون اساسى را قبول ندارم، من مجلس را قبول ندارم، من رئیس جمهور را قبول ندارم، من دولت را قبول ندارم. نه! همه باید مقید به این باشید که قانون را بپذیرید، و لو بر خلاف رأى شما باشد. باید بپذیرید، براى اینکه میزان اکثریت است؛ و تشخیص شوراى نگهبان میزان است که همه ما باید بپذیریم.
به گزارش رهیاب، ریشه فشار این روزهای انحصار طلبان به شورای نگهبان برای ورود عنصار نفوذی است. مقام معظم رهبری در این باره گفتند: «آمریکاییها به این انتخابات چشم طمع دوختهاند.» آنها میخواهند «عنصر نفوذی را وارد مجلس کنند.» آن وقت آن عنصر «مثل موریانه از داخل میجَود و پایهها را سست میکند» تا در ایران تغییرات مورد نظر دشمنان انجام شود.
مقام معظم رهبری به عنوان نخستین پاسدار جمهوریت نظام اسلامی اسلامی ایران در بیاناتی فرمودند: در زبانها تکرار می شود که فلانی گفته که حق الناس. باید به عمق حق الناس برسیم .حق الناس فقط به این معنی نیست که در خواندن آراء تخلف نکنند یکی از رعایت حقوق مردم این است که آدم صالح را رد نکنیم و ناصالح را راهش ندهیم. اگر در انتخابات خبرگان یا مجلس آدمی باشد که صلاحیت قانونی ورود را نداشته باشد و ما اغماض و صرف نظر کنیم، این هم باطل کردن و خراب کردن حق مردم است.
اما افراطیها و انحصار طلبان امروز بدون توجه به مسئله حق الناس با فشار به شورای نگهبان به دنبال تأئید صلاحیت برخی از افرادی هستند که محکومیت قضائی، فساد اقتصادی و نفوذیها هستند.
انتهای پیام/ن
به گزارش آوای سیدجمال به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ فرا رسیدن روز اجرای برجام قبل از هر چیز حاوی یک درس جامعهشناختی بزرگ برای همه کسانی است که هنوز تصور میکنند میتوان جامعه ایرانی را با تولید شوک اداره کرد. اگر به واقعیات پرونده هستهای ایران و مذاکراتی که در 2 سال گذشته انجام شده بنگریم، روز اجرایی شدن برجام مهمترین روز برای ایران است. در این روز است که طرف غربی روی کاغذ تحریمهای مرتبط با موضوع هستهای را تعلیق میکند و این همه چیزی است که قرار بوده از برجام نصیب ایران شود. اما اعلام تعلیق تحریمها از سوی اروپا و آمریکا، شوکی در جامعه ایرانی ایجاد نکرد. موضوع به قدری جدی بود که رسانههای نزدیک به دولت حتی ناچار شدند عکسهای قدیمیتر مربوط به شادی مردم به مناسبتی دیگر را به نام شادی مردم پس از اجرای برجام جا بزنند. اگر هدف دولت از توافق هستهای ـ یا لااقل یکی از مهمترین هدفهای آن ـ ایجاد سرمایه اجتماعی برای جریان غربگرا بوده باشد، کنش اجتماعی مبتنی بر «کممحلی» مردم نشان میدهد از دید آنها هنوز گام اصلی و نهایی برداشته نشده است. شاید از دید دولت کار تمام شده باشد ولی از دید جامعهای که بخشی از حقوق خویش را از دست رفته میبیند، مساله تازه آغاز شده است. ذهنیت عمومی جامعه ایرانی زمان کمی را برای دولت روحانی در نظر خواهد گرفت تا با تکیه بر آنچه از برجام به دست میآورد، به سمت پیدا کردن راهحلهای واقعی برای مشکلات اقتصادی روزمره مردم حرکت کند.
دولت آشکارا در این حوزه یعنی حوزه تبدیل تعلیق تحریم به رفاه ـ که خود پیشتر وعدهاش را داده ـ فاقد برنامه است و از این پس دیگر در موقعیتی نخواهد بود که دیگران را به عنوان مقصر پدیدار نشدن دورنمای حل مسائل مردم معرفی کند. این مهمترین چالش دوران پسابرجام برای جریان غربگرا در ایران است. این جریان از طریق ایجاد دوقطبی هستهای- معیشت به پیروزی رسید و اکنون خود گرفتار این دوقطبی است. در این تردیدی نیست که یکی از اصلیترین هدفهای طرف غربی از شکلگیری برجام افزایش اعتبار جریان غربگرا در ایران و کمک به آنها برای پیروزی سیاسی بر رقیبانشان بوده است. این چیزی نیست که آمریکاییها عرضه آن و مقامهای دولت روحانی تقاضایش را پنهان کرده باشند. منتها مساله این است که آمریکا حتی اگر بخواهد ـ که نمیخواهدـ نمیتواند بار ایجاد رونق اقتصادی در ایران را به تنهایی به دوش بکشد. از جایی به بعد دولت روحانی در این راه دیگر نمیتواند به دوستان خوبش در واشنگتن تکیه کند و باید مسیر را به تنهایی طی کند. تردیدها دقیقا همین جاست که ظهور میکند. آیا روحانی و تیمش حقیقتا خواهان ایجاد رونق اقتصادی هستند یا اینکه باز هم میخواهند معیشت مردم را گروگان گرفته و یک دوقطبی جدید با بخشی دیگر از برنامههای امنیت ملی کشور خلق کنند؟ اگر واقعا خواهان ایجاد رونق اقتصادی باشند، آیا از برنامه، کفایت و کارآمدی لازم در این حوزه برخوردارند؟ تئوری «میانهروهای بیکفایت» چقدر جدی است؟ اساسا آیا دولت جز اینکه به سرمایهگذاری خارجی در ایران دل ببندد و به تعداد شرکتهای خارجی که برای عقد قرارداد وارد ایران میشوند چشم بدوزد، خود نیز برنامهای برای تبدیل کردن فرصت تعلیق تحریم به یک زیرساخت ماندگار رونق اقصادی دارد؟ اینها سوالهایی است که دولت عموما علاقهای به بحث درباره آنها نشان نمیدهد. این بیعلاقگی البته میتواند ادامه پیدا کند ولی طبقات رایدهنده به روحانی در متن دوقطبی اقتصاد- معیشت، فقط تا میزان اندکی صبر خواهند کرد.
دوم- اکنون که روز اجرای برجام فرا رسیده، به عقیده من نوبت آن است که دولت رویکردهای تبلیغاتی را کنار بگذارد و با حقیقت توافقی که با غرب کرده کنار بیاید. تا پیش از این، شاید نبرد تبلیغاتی با منتقدان به دولت اجازه نمیداد برخی حقایق را ببیند و آن دسته از حقایق هم که دیده میشد، جدی نمیگرفت. اکنون نوبت چالش با منتقدان دیگر به سر آمده است. برجام نه تنها یک توافق انجام شده بلکه یک توافق در حال اجراست و در اینجا حقایق خود را به مجریان تحمیل خواهند کرد، خواه بپسندند و خواه نپسندند. برخی از مهمترین حقایق موجود در ارتباط با توافق هستهای در آینده چنین است:
1- این توافق در بهترین حالت فقط بخش کوچکی از تحریمها را تعلیق میکند، نه لغو و همچنان به رغم همه تلاشهایی که انجام شده مرز میان تجارت مجاز و غیرمجاز با ایران مبهم مانده است.
2- این توافق یک رژیم بازرسی ویژه را بر ایران تحمیل میکند که در صورت اراده غرب میتواند به یک مکانیسم بسیار مخوف جمعآوری اطلاعات حساس از ایران بدل شود.
3- این توافق فاقد هرگونه مکانیسم داوری مطمئن و مشخص است که بتوان با تکیه بر آن نسبت به وجود ضمانتهای حداقلی مبنی بر پایبندی طرف مقابل به آن خاطرجمع بود.
4- این توافق عمیقا به محیط سیاست داخلی آمریکا و برخی دیگر از طرفهای اروپایی گره خورده و میتواند به طور بسیار جدی از تغییرات احتمالی در محیط سیاست داخلی این کشورها تاثیر بپذیرد.
5- توافق هستهای هیچ دورنمای روشنی پیش روی برنامه هستهای ایران در یک دهه آینده ترسیم نمیکند. 10 سال دیگر، همه چیز به تصمیمی موکول شده که همان موقع اتخاذ خواهد شد و هیچ جای اسناد موجود، یک توافق روشن درباره یک دورنمای قطعی وجود برنامه هستهای صنعتی در ایران وجود ندارد.
این حقایق البته چندان پوشیده و پنهان هم نبوده است. ماههاست که برخی از این نکات به طور مستمر تذکر داده شده و به نوعی در مصوبات شورایعالی امنیت ملی و همچنین فرمان رهبر معظم انقلاب اسلامی هم برای آنها چارهجویی شده اما دولت بیش از آنکه این موارد را حقیقتا جدی بگیرد، سعی کرده آنها را دور بزند و در بهترین حالت حفظ ظاهر کند. از این پس، دیگر ادامه این روند ممکن نخواهد بود. دولت بزودی با موارد نقض جزئی یا کلی برجام از سوی آمریکا مواجه خواهد شد که نمیتواند نسبت به آنها بیتفاوت باشد. در کوتاهمدت درخواستهایی برای دسترسی و بازرسی روی میز دولت قرار خواهد گرفت که آشکارا بیارتباط با وظایف روتین آژانس است و کشور را در معرض انتخابهای دشوار قرار خواهد داد. احتمال طرح دعاوی علیه ایران از سوی اعضای برجام با هدف باجگیری از ایران در سایر حوزهها بسیار جدی است و دولت بخوبی میداند که در صورت بالا گرفتن مساله، شانسی برای پیروزی در مکانیسمهای فعلی داوری ندارد. برای این موضوع باید آماده بود. از همه مهمتر، کمتر از یک سال دیگر در بهترین حالت هیلاری کلینتون رئیسجمهور آمریکا خواهد بود. من البته عقیده ندارم یک رئیسجمهور تندرو در آمریکا از برجام خارج خواهد شد (واقعا چه چیزی بهتر از برجام میتواند گیر بیاورد؟!) ولی در این باره تردیدی نیست که یک رئیسجمهور دست راستی میتواند ابزارهای تعبیهشده درون برجام را به نحو بسیار خصمانهتری به کار بگیرد. برنامهریزی برای کنترل تخاصم تشدیدشده غرب با ایران پس از برجام، یکی از اصلیترین ضرورتهای دوران پسابرجام است ولی دولت در ایران انرژی چندانی برای آن صرف نکرده است. نگاه دولت روحانی به آینده به نحو نگرانکنندهای ساده است: آمریکا به برجام نیاز دارد، ما قصد نداریم برجام را نقض کنیم، آنها هم برجام را نقض نمیکنند، حوزههای همکاری گسترش مییابد و در نتیجه، کار به جایی خواهد رسید که به هم زدن توافق برای هیچکدام از 2 طرف صرف نکند! این خلاصه نگاه دولت به آینده است که در یک کلمه میتوان گفت مفهوم «آمریکا به مثابه دشمن» از آن حذف شده است. ممکن است دولت روحانی کلمه دشمن را چندان نپسندد ولی دیر یا زود با آن رویارو خواهد شد و باید راهبردی برای مواجهه داشته باشد.
سوم- دولت آمریکا آشکارا برای مدیریت دوران پسابرجام یک برنامه دوحزبی تدوین کرده است. اطلاعات بسیار مبسوطی اکنون در اختیار ماست که ثابت میکند آمریکاییها ابتدا برنامه خود برای بعد از برجام را نهایی کردهاند و سپس خود برجام را. پازل بزرگتری وجود دارد که از دید آمریکا توافق هستهای تنها جزء کوچکی از آن است و اساسا برجام به این دلیل اهمیت دارد که بخشی از آن برنامه کلی است. دولت در ایران تاکنون نشانههای بسیار اندکی از خود بروز داده که بتوان از آن نتیجه گرفت تحلیلی عمیق از این برنامه دارد و خطرات آن را جدی گرفته است. دولت تصور میکند با عاملی در حد و اندازه نیاز به برجام میتواند رفتار راهبردی دولت آمریکا درباره ایران را کنترل کند اما همین دیروز، در نخستین گام اجرای برجام روشن شد این صرفا یک توهم است. آمریکاییها تحریمهایی را که قصد داشتند به بهانه آزمایش موشکی ایران اعمال کنند، دقیقا در روز نخست اجرای برجام، تصویب کردند. مساله اصلی این است که آمریکا مصمم است به ایران بگوید راهبرد اصلی آن در قبال ایران تغییری نکرده است. در این سو، دولت باید تکلیف خود را با این مساله روشن کند که میخواهد از برجام ابزاری برای تغییر راهبرد آمریکا بسازد یا نه؟ و راهبرد اصلی آن در قبال آمریکا چیست و بعد از 5/2 سال چه ارزیابیای از ماهیت آمریکا پیدا کرده است؟ آمریکاییها یک برنامه کاملا روشن برای احیای تحریمها دارند. اکنون بیش از 11 طرح و لایحه مختلف روی میز بخشهای مختلف کنگره است که من تصور میکنم ظرف حدود یک سال آینده برای احیای تحریمها در حوزههای جدید و با هدف تولید دوقطبیهای جدید در افکار عمومی ایران اعمال خواهد شد. پیشفرضهای سادهدلانه دولت جایی برای بحث جدی درباره روشهای پیشگیری از اقدامات خصمانه آتی آمریکا باقی نگذاشته است. اساسا ظاهرا وزارت امور خارجه به این مساله به عنوان بخشی از ماموریت خود نگاه نمیکند. مهمترین سوالی که اکنون باید دولت به آن جواب بدهد این است که آیا از این پس و در مقابل هر تحریم جدید از سوی آمریکا، صرفا به اینکه برجام آسیب ندیده دل خوش خواهد کرد یا اینکه یک راهبرد موثر برای متوقف کردن این روند در اختیار دارد؟ با روشی از جمعآوری و برچیدن که دولت در یک ماه گذشته در تاسیسات هستهای حیاتی ایران اعمال کرده، میدانیم که بازگشت این برنامه دیگر بهسادگی ممکن نخواهد بود در حالی که آمریکا در همین روز اول اجرای برجام نشان داد بازگشت تحریمها را تا چه حد سهل میداند. اساسا آمریکا در حال ارسال این پیام به جامعه جهانی است که تحریمها جایی نرفته است که بخواهد بازگردد. اصلیترین مساله این است که همه این اقدامات از تلقی آمریکا درباره ماهیت دولت روحانی در ایران نشأت میگیرد و مدیریت محاسبات آمریکا در این حوزه ممکن نیست مگر اینکه دولت روحانی در برخی مبانی رفتار خود تجدید نظر کرده باشد.
به گزارش آوای سیدجمال به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ یک مقام اروپایی به خبرگزرای فرانسه گفت که اتحادیه اروپا تحریمها علیه ایران را لغو کرده است.
مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی اواخر شنبه به وقت وین گزارش خود درباره اجرای تعهدات ایران را منتشر کرد و گفت که تهران همه گامهای لازم برای اجرای برجام را برداشته است.
همزمان جان کری وزیر خارجه آمریکا نیز از لغو تحریمهای آمریکا علیه ایران خبر داد.
به گزارش آوای سیدجمال به نقل از صبح الوند، سرهنگ محسن اقباليان گفت: پس از مراجعه صاحب يک کارخانه نيمه تعطيل به پاسگاه انتظامي و تقاضاي رسيدگي به موضوع گم شدن و مفقودي برخي از قطعات کارخانه حين تعمير و بازسازي، بلافاصله عوامل انتظامي اقدامات تخصصي خود را در اين رابطه آغاز کردند.
وي افزود: پليس آگاهي شهرستان با بررسي وضعيت و اظهارات تعدادي از کارکنان کارخانه تعطيل و در حال تعمير، از گم شدن تعدادي قطعات اصلي با حجم بالا اطمينان و ضمن انجام برخي اقدامات به چند نفر از جمله نگهبان و سرايدار آن کارخانه مشکوک شد.
وي گفت: اقدامات مراقبتي ماموران در کمترين ساعات ممکن منتج به نتيجه شد و با کشف قطعه اي از وسايل، سارق شناسايي که پس از ارائه مستندات متهم که نگهبان کارخانه بود لب به اعتراف گشود و راز يک سرقت داخلي بر ملا شد.
اقباليان تصريح کرد: در تحقيقات بعدي چندين نفر سارق و خريدار اموال مسروقه در خصوص اين پرونده با انجام نيابت قضائي در شهرستان هاي ديگر استان شناسايي و دستگير و سرانجام پرونده با کشف اموال و دستگيري چهار نفر بسته شد.
فرمانده انتظامي شهرستان نهاوند بيان داشت: ارزش ريالي اموال مسروقه بيش از دو ميليارد ريال است که همه اين اموال کشف و به مالک تحويل شد.
به گزارش آوای سیدجمال به نقل از صبح الوند، سرهنگ "رضا زارعي" با بيان اين مطلب گفت: در پي افزايش سرقت موتورسيكلت در سطح شهر همدان وايجاد جو نارضايي و ناامني، كارآگاهان مبارزه با سرقت همدان وارد عمل شده و تحقيقات خود را براي شناسايي سارقان در دستور كار خود قرار دادند.
اين مقام انتظامي افزود: در پي سرقت يك دستگاه موتوسيكلت در شهر همدان، موضوع شناسايي و دستگيري سارقان و محل وقوع سرقت مورد بررسي قرار گرفت.
سرهنگ زارعي ادامه داد: با شگردهاي خاص پليس يكي از متهمان دستگير و براي انجام بازجويي به اداره پليس آگاهي منتقل شد.
وي گفت: متهم در مواجهه با دلايل و مدارك به دست آمده به سرقت 15دستگاه موتوسيكلت در سطح شهر همدان با همدستي 3 نفر ديگر از دوستانش اعتراف کرد که با راهنمايي وي ساير متهمان نیز با اخذ نيابت قضايي از دادسراي همدان در شهر صالح آباد دستگير شدند.
رييس پليس آگاهي همدان در پايان گفت: در اين زمينه تعداد 12 نفر مالخر دستگير و تعداد 16دستگاه موتوسيكلت كشف و متهمان با صدور قرار روانه زندان شدند.
به گزارش آوای سیدجمال، 1. به رفتارهای مثبت نوجوان خود پاداش دهید. نوجوان را به داشتن مسئولیت و مسئولیت پذیری تشویق کنید. زمانیکه وی در برابر وظایف و کارهایش مسئولانه رفتار می کند او را تحسین کنید و در مقابل بی توجهی ها و اهمال کاریها، او را از پیامدهای رفتارش مطلع کنید.
مهارتها و توانمندیهای نوجوان خود را افزایش داده (البته با فراهم آوردن شرایط آموزش مناسب) و از او بخواهید که در موقعیتهای مختلف این توانمندیها را در معرض نمایش قرار دهد. به طور کلی تاکید بیشتر بر نقاط مثبت و توانمندیهای او بکنید تا از این طریق عزت نفس فرزندتان افزایش یابد.
2. در فرآیند هویت یابی نوجوان خود را همراهی کنید. هویت نوجوان، در نتیجه ی برداشت وی از خود و خصوصیاتی که داراست و همچنین از طریق ارزشهایی که از اطرافیان بدست می آورد و در اصطلاح به آن همانندسازی گفته می شود، کسب می گردد. از آنجایی که برداشت نوجوان از خویش، حاصل تصویر ذهنی است که وی از خود ساخته و این تصویر ذهنی تحت تاثیر خودگویی های (مثبت یا منفی) او و قضاوتی است که نوجوان از خود دارد، توصیه می گرد که والدین به نوجوانان کمک کنند تا تصویری مثبت و منطقی از خود، در ذهن بپروراند. در دوره ی نوجوانی در اثر تغییر و تحولات جنبه های مختلف، عموماً نوجوانان به سمت اظهارات و خودگوی های منفی از خود می پردازند. کمک والدین به نوجوان برای ترمیم این ساختارها و قضاوتهای شناختی از خود و بررسی دقیق توانایی ها و ویژگیهای مثبت، در پرورش عزت نفس آنها تأثیر مطلوبی دارد.
«بارش مغزی» نوعی روش حل مساله است که در آن انواع راه حلها در نظر گرفته شده و سپس بهترین راه حل انتخاب می گردد.
3. از انتقادهای تند و خشن، نسبت به فرزند نوجوان خود بپرهیزید. انتقاد کردن از نوجوان و گوشزد کردن رفتارهای منفی، در سطح مطلوب، اقدامی مناسب است چرا که باعث کاهش رفتارهای نامطلوب و افزایش نرخ رفتارهای مطلوب می گردد. به آنها آموزش دهید که اشتباهات خود را شناخته و از آنها عبرت بگیرد.
همیشه انتقاد سودمند موثرتر و سازنده تر از انتقادات تند و تیز است، زیرا این نحوه رفتار مسئولیت پذیری نوجوانان را افزایش داده و باعث درس گرفتن آنها از اشتباهاتشان می گردد. زمانیکه نوجوانتان دچار اشتباه می گردد، به او کمک کنید تا مشکل را شناسایی کرده و سپس با کمک هم برای حل این مشکل از روش «بارش مغزی» استفاده کنید. «بارش مغزی» نوعی روش حل مساله است که در آن انواع راه حلها در نظر گرفته شده و سپس بهترین راه حل انتخاب می گردد. این روش به فرزند شما کمک خواهد کرد تا تغییرات مثبت و اساسی در زندگی خود ایجاد کند.
4. به نوجوان خود اجازه تصمیم گیری مستقلانه بدهید. به نوجوان خود اعتماد داشته باشید و بعد از ارائه اطلاعات و آگاهی های لازم، به او این فرصت را بدهید که در امور مختلف تصمیم گیری کند. سپس در برابر تصمیمات مثبت او را تشویق کرده و در ازای تصمیمات نادرست او را تنبیه نکنید بلکه اجازه دهید با مشکلات مواجه شده و خودش مشکلاتش را حل نماید. نکته مهم این است که برای آنها تصمیم نگیرید و تنها در این راه، آنان را یاری کنید و اگر اقدام اشتباهی انجام دادند از نوجوان حمایت کنید اما اجازه دهید از اشتباهی که خودش باعث بروز آن شده، درس بگیرد. مهارت یافتن در فرایند تصمیم گیری، از عوامل موثر در تقویت عزت نفس نوجوانان است.
5. به نوجوان خود هدف گذاری صحیح را بیاموزید. علاوه بر اینکه به نوجوان خود می آموزید چگونه اهداف منطقی و واقع بینانه و در حد توان خود تعیین کند، او را در رسیدن به این اهداف حمایت و راهنمایی کنید. برای این منظور با نوجوانتان مشورت کنید و ببینید اهداف مورد علاقه او چه هستند؟ از طرف دیگر تواناییها و استعدادهای او را مورد ارزیابی و بررسی قرار دهید و سپس با همکاری هم ببیند آیا بین این اهداف و علایق و استعدادها هماهنگی و تناسب لازم وجود دارد و یا خیر؟ از این طریق نوجوان شما می تواند بین ممکن و غیرممکن تمایز قائل شده و دیدگاهی واقع بینانه تر نسبت به شرایط خود پیدا کند. این گام، تاثیر بسیار مثبت و موثری در ترفیع سطح عزت نفس نوجوانان دارد.
به گزارش آوای سیدجمال، حضرت امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: «فقر مرگ بزرگ است» و از ابتلائات سخت دنیاست و اسلام آن را بلای بدی می داند که ایمان افراد را از بین می برد. در روایت است که «هرگاه فقر از دری وارد شود ایمان از در دیگری خارج می شود.»
حضرت امیر علیه السلام ضمن نیایشی که با خدای خود داشت به ضررها و آفات فقر اشاره کرده می فرماید: «خدایا آبرویم را با بی نیازی نگهدار و با تنگدستی شخصیت مرا لکه دار مفرما. (تا کار من به جایی نرسد که) از روزی خواران تو روزی بخواهم و از بدکاران عفو و بخشش طلبم. » (١)
تحمل فقر بسیار سخت و دردناک است به همین جهت خداوند در صدور احکام خود بر فقرا بسیار رحم کرده و برای کفاره ی بسیاری از تقصیرات بندگان، صدقه را واجب کرده است. صدقه را باعث بخشش گناهان، رفع گرفتاری ها و درمان دردها و طول عمر و .... قرار داده و بر انفاق و خمس و زکات نیز سفارش نموده چنانچه به احکام اسلام عمل شود فقیری روی زمین باقی نمی ماند. به همین جهت فرموده اند در دولت موعود منتظر چه بسا به شوق ثواب صدقه، برای یافتن فقیری تلاش می کنند و نمی یابند.
حضرت امیرالمومنین می فرماید: «فقر مرگ بزرگ است» و از ابتلائات سخت دنیاست و اسلام آن را بلای بدی می داند که ایمان افراد را از بین می برد. در روایت است که «هر گاه فقر از دری وارد شود ایمان از در دیگری خارج می شود.»
تا زمانی که امید باشد انسان، تسلیم فقر نمی شود و همواره تلاش می کند و تلاش ذاتا دارای نتیجه است. کسی که تسلیم فقر شده چه بسا همیشه فقیر باقی بماند. او خودش را پست می داند و همیشه به کارهای پست رو می کند. و هیچگاه حتی فکر استفاده از بعضی فرصت های نجات دهنده را هم به ذهنش راه نمی دهد چون باور کرده که سهم او همین است.
اگر انسان گمان کند که فقر او سرنوشت اوست یا اینکه خداوند او را رها کرده و گرفتار چنین وساوس شیطانی بشود، ناامید و افسرده شده و دست از تلاش هم برخواهد داشت و چه بسا طعمه ی خوبی برای سودجویان و کلاهبرداران شود.
بیکاری موجب فقر است و از مهمترین دلایل بیکاری جوانان آرزوهای محال و بلندپروازیها است. چه بسیاری از اوقات که طمع مانع اصلی پیشرفت است. مانع اصلی کار و کسب است. اگر طمع در کار نباشد راحت تر کار پیدا می کنیم و کارمان هم رونق می یابد.
با قناعت روح انسان از اضطراب فقر نجات پیدا می کند. از جمله توصیه های لقمان حکیم به پسرش است که ای فرزندم قوی ترین مردم کسی است که قانع باشد به آنچه که خود دارد. و محتاج ترین مردم کسی است که چشمش به مال مردم باشد اگر چه گنج قارون داشته باشد.»
در دین ما توصیه هایی شده است که اگر رعایت شود، سنت حسنه ی صدقه، روحیۀ گدا پروری ایجاد نمی کند. مثل اینکه اولا صدقه دهنده صدقه گیرنده را نبیند. صدقه ی آشکارا، شرم فقیر را از بین می برد. و ممکن است او را مشتری دائمی نیکوکاران کند. ثانیا ثواب قرض را بیش از ثواب صدقه قرار داده است و ثالثا به کسی هم که صدقه می گیرد توصیه شده صدقه بدهد تا همیشه صاحب دست گیرنده نباشد بلکه دست دهنده هم داشته باشد و کرامت و عزت نفسش را حفظ کند
فقیر نباید ذلیل بشود. نباید با خفت و خواری رفتار کند. چه آنکه رفتار ذلیلانه نه از فقرش می کاهد و نه باعث روی کردن مردم به او می شود.
«... ای پسر بدان من صبر بر چیزهای تلخ را چشیدم و چیزی تلخ تر از فقر نیافتم. چنانکه روزی فقیر شدی فقر خود را بین خود و خدای خود قرار بده و فقر خود را بر مردم اظهار مکن. کسی که فقرش را اظهار می کند فرصت های خوبی را از دست می دهد معمولا طبع مردم اینگونه است که از فقرا رو برمی گردانند و همین امر به فقر آنها دامن می زند.
صدقه دادن هم راهی برای مبارزه با فقر است. در روایتی از امام علی علیه السلام آمده است: «هرگاه تهی دست شدید، با صدقه دادن با خدا تجارت کنید. (٢)
این روایت عجیب است زیرا از انسان فقیر می خواهد که صدقه بدهد. حتما گشایشی در صدقه دادن است که خداوند می خواهد آن گشایش را نصیب فقیر کند. اما جز این، حکمتهای دیگری نیز دارد. یکی از بدترین بلایای فقر این است که انسان را مبتلا به روحیه ی تکدی گری می کند.
خداوند با این نمی خواهد آنها را به کارهای سخت وادار کند بلکه می خواهد بندگان فقیرش به خاطر فقر، تبدیل به انسانهای حقیری نشوند که فقط دستشان را به سوی دیگران دراز کرده باشند. بلکه می فرماید شما هم صدقه بدهید هر چند بسیار اندک، و با این کار هم شخصیتتان را حفظ کنید و هم با خدا معامله کنید و این موضوع هیچ منافاتی با قبول صدقه از سوی دیگر مسلمانان ندارد. بلکه باعث می شود که شخص فقیر دچار روحیه تکدی گری و پستی نشود. زیرا تجربه شده گاهی فقر کسی برطرف می شود اما رفتار فقیرانه اش برطرف نمی شود زیرا روحیه و اخلاق پست تکدی گری باقی مانده است.
لذا در دین ما توصیه هایی شده است که اگر رعایت شود، سنت حسنه ی صدقه، روحیه گدا پروری ایجاد نمی کند. مثل اینکه اولا صدقه دهنده صدقه گیرنده را نبیند. صدقه ی آشکارا، شرم فقیر را از بین می برد. و ممکن است او را مشتری دائمی نیکوکاران کند. ثانیا ثواب قرض را بیش از ثواب صدقه قرار داده است و ثالثا به کسی هم که صدقه می گیرد توصیه شده صدقه بدهد تا همیشه صاحب دست گیرنده نباشد بلکه دست دهنده هم داشته باشد و کرامت و عزت نفسش را حفظ کند.
پی نوشتها:
1- خطبه ٢٢٥ نهج البلاغه
٢- نهج البلاغه؛ ص 258