
به گزارش آوای سیدجمال به نقل از فارس؛ ناصر فتاحی امروز در گفتوگو با خبرنگار ما، با بیان اینکه از 119 هزار و 500 هکتار اراضی شهرستان اسدآباد، 64 هزار و 446 هکتار آن کشاورزی است، اظهار کرد: از این میزان 32 هزار و 44 هکتار آن آبی، 20 هزار و 62 هکتار دیم و مابقی باغات مثمر و غیرمثمر است.
وی با اشاره به اینکه برخی از اراضی کشاورزی تغییر کاربری شدهاند، تصریح کرد: در 9 ماه گذشته 82 مورد طرح تغییر کاربری توسط متقاضیان ارائه شده است.
مدیر جهاد کشاورزی شهرستان اسدآباد با اشاره به پیگیری 12 مورد پرونده اراضی در خصوص تغییر کاربری غیرمجاز در دادگاه، افزود: برای جلوگیری از این تغییر کاربریها بر 253 مورد پرونده نظارت مستمر انجام شده است.
وی از صدور مجوز انتقال و استعلامهای ادارات، بانکها و دادگستری برای یکهزار و 236 پرونده در اسدآباد خبر داد و افزود: 86 مورد پاسخ استعلامهای دادگستری در خصوص دعاوی افراد دریافت شده است.
فتاحی با بیان اینکه 201 مورد بازدید از پروندههای طرح توسعه کشاورزی توسط عوامل نظارتی در اسدآباد انجام شده است، گفت: توانستهایم 41 مورد از این طرحها را پیگیری کرده و آرای صادره از کمیسیون ماده 33 استان را دریافت کنیم.
وی در ادامه به اجرای پروژههای آبیاری تحت فشار اشاره کرد و گفت: سهمیه شهرستان اسدآباد در اجرای این طرح یکهزار هکتار بوده که البته تقاضا در این شهرستان بیش از 2 هزار و 180 مورد بوده است.
مدیر جهاد کشاورزی شهرستان اسدآباد از کسب رتبه نخست استان همدان در اجرای طرح آبیاری تحت فشار خبر داد و افزود: طی این مدت 879 هکتار از اراضی مجهز به این سیستم شده و تجهیز یکهزار و 317 هکتار نیز در دست اجرا است.
وی در پایان سخنانش یادآور شد: این شهرستان نسبت به سهمیه ابلاغشده در اجرای این طرح 170 درصد پیشرفت فیزیکی است.
انتهای پیام/ن
به گزارش آوای سیدجمال به نقل از صبح الوند؛ سرهنگ داودعلیبخشی در جلسه کمیسیون پایش جرائم انتظامی شهرستان و در جمع روسای پلیس های تخصصی، فرماندهان و مسئولان دوایر تجسس کلانتری و پاسگاه ها، ضمن قدردانی اززحمات شبانه روزی مأموران، از افزایش 200 درصدی کشفیات سرقت سایر اماکن دردی ماه سال جاری در مقایسه با سال قبل خبرداد و تلاش های انجام شده را قابل تقدیر دانست.
وی این توفیق را مرهون همکاری مردم، همراهی مسئولان و زحمات کارکنان انتظامی دانست.
علی بخشی در ادامه از افزایش 12 درصدی دستگیری سارقان در دی ماه سال جاری، نسبت به مدت مشابه سال گذشته سخن گفت و با ارائه هشدارها و توصیه هایی به شهروندان در زمینه پیشگیری از سرقت، خواستار همکاری مردم با پلیس شد.
وی با اشاره به افزایش 96درصدی دستگیری ها در حوزه موادمخدر، اظهار داشت: اگر ما بحث مواد مخدر را در کنار سایر آسیب های اجتماعی قرار دهیم، پازلی تشکیل شده که دشمن از این موضوع اهداف و مقاصد خاصی را دنبال می کند، که همان سوق دادن جوانان به سمت و سوی اعتیاد و نابود کردن قشر فعال و پویای جامعه است و دراین حوزه با نگرش به تهدید، بایستی جهادی فعالیت کنیم.
فرمانده انتظامی شهرستان اسدآباد ضمن ارائه آموزش ها و توصیه هایی به همکاران، در راستای پرهیز از هرگونه دخالت و جانبداری در امر انتخابات، بر رصد مستمر و اشرافیت اطلاعاتی فرماندهان دراین حوزه تاکید کرد.
انتهای پیام/ن
به گزارش آوای سیدجمال به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ هاشمی رفسنجانی که این روزها در کسوت یک کاندید مجلس خبرگان رهبری شناخته می شود امروز و همزمان با سالگرد ورود تاریخی حضرت امام خمینی ( ره ) به کشور سخنان ساختار شکنانه و اتهمات عجیبی را در مورد شورای نگهبان بیان کرد.
هاشمی رفسنجانی که چند روزی است از فیلتر نظارتی شورای نگهبان برای حضور در انتخابات خبرگان عبور کرده در سخنانش مدعی شده که شورای نگهبان بابت عدم تایید صلاحیت سید حسن خمینی باید عذرخواهی کند.
وی با حمله به شورای نگهبان و در حالی که وانمود می کند که حامی سید حسن خمینی است با لحنی طلبکارانه گفته که عدهای صلاحیت شخصیتی که جدش امام است را قبول نمیکنند، باید از آنها پرسید پس شماها خودتان صلاحیت خودتان را از کجا آوردهاید؟ چه کسی به شما صلاحیت داده است، چه کسی به شما اجازه قضاوت داده است، چه کسی به شما اختیارات، اسلحه، تریبون، تریبون نماز جمعه و صداوسیما داده است؟ اگر امام نبود، اگر آن نهضت نبود، اگر آن اراده مردمی نبود شماها هم نبودید؛ به بیت امام بد کردید و زمانی که باید در این دوران به بیت امام تبریک میگفتید تبریک بدی گفتید خداوند از سر تقصیرتان بگذرد و باید عذرخواهی کنید.
البته سخنان عجیب و غریب هاشمی در آستانه برگزاری انتخابات برای مردم تازگی ندارد و هنوز خاطره نامه بدون سلام هاشمی به رهبر انقلاب در خاطره ها مانده است.
بر همین اساس سخنان امروز وی را باید به نوعی در جهت تکمیل پازلی دانست که وی پیش از این نیز بارها مثل ان را بر زبان جاری کرده بود.
البته هاشمی که خود را یار دیرینه امام و انقلاب می داند قطعا بهتر از هر کسی بر پاسخ سوالاتی که مطرح کرد واقف است ولی جای تعجب دارد که چطور چنین شخصیتی که مدعی حضور در نهضت امام خمینی است فرمایشات قاطع پیر جماران را در مورد شورای نگهبان از یاد برده است.
قطعا آقای هاشمی به یاد دارد که امام خمینی در 25 اردیبهشت ماه سال 63 چگونه از شورای نگهبان حمایت کردند و فرمودند: من به این آقایان هشدار می دهم که تضعیف و توهین به فقهای شورای نگهبان امری خطرناک برای کشور و اسلام است. همیشه انحرافات به تدریج در یک رژیم وارد می شود و در آخر، رژیمی را ساقط می نماید. لازم است همه به طور اکید به مصالح اسلام و مسلمین توجه کنیم و به قوانین، هرچند مخالف نظر و سلیقه شخصیمان باشد، احترام بگذاریم و به این جمهوری نوپا که مورد هجوم قدرتها و ابرقدرتهاست، وفادار باشیم. در خاتمه باید بگویم که حضرات آقایان فقهای شورای نگهبان را با آشنایی و شناخت تعیین کردم و احترام به آنان و حفظ مقامشان را لازم می دانم و امید آن دارم که این نحو امور تکرار نشود و به شورای نگهبان تذکر می دهم که در کار خود استوار باشید و با قاطعیت و دقت عمل فرمایید و به خدای متعال اتکال کنید.
به نظر می رسد آقای هاشمی احساس طلبکاری نسبت به انقلاب دارد و فکر می کند که با بیان مطالب ساختار شکنانه می تواند به هدف خود برسد حال آنکه اگر بحث طلبکاری و بدهکاری در میان باشد قطعا هاشمی و خانواده اش هستند که مدیون و بدهکار نظام و انقلاب اند.
به هر صورت با سخنانی که هاشمی بیان کرده روشن است که وی قصد ندارد از مواضعش کوتاه بیاید و قطعا در آینده نیز ممکن است طرح برخی مسائل از سوی وی باعث هتک حرمت دستگاه ها و نهاد های انقلاب و نظام شود.
هر چند که برخی ها از ابتدا معتقد بودند که هاشمی به دلیل مواضع ساختار شکنانه اش نباید تایید صلاحیت می شد ولی هم اکنون به نظر می رسد که هاشمی خودش حجت را برای شورای نگهبان تمام کرده، برهمین اساس شورای محترم نگهبان می تواند با طرح مجدد بررسی صلاحیت هاشمی در تایید صلاحیتش تجدید نظر کند.
البته این موضوع مسبوق به سابقه است و در برخی انتخابات گذشته نیز شورای نگهبان نسبت به بررسی صلاحیت برخی افراد حتی در زمان تبلیغات انتخاباتی تجدیدنظر کرد.
لذا به نظر می رسد که شورای نگهبان باید با استناد بر قاعده نظارت استصوابی باردیگر در مورد هاشمی نظرش را اعلام کند و با تکیه بر این اصل است که ناظر می تواند در مورد صلاحیت افراد و نیز صحت و سقم انتخابات نظر قطعی و نهایی را بدهد چرا که در غیر اینصوترت ممکن است این شبهه پیش آید که برخی افراد خود را فراتر از قانون می دانند و شورای نگهبان هم این موضوع را پذیرفته است.
در پایان لازم است که به آقای هاشمی یادآوری کنیم که حضور در انتخابات مستلزم تمکین به قانون است و اگر کسی به هر نحو قانون را نادیده بگیرد و هر آنچه که می خواهد بر زبان جاری کند صلاحیت حضور در یک انتخابات قانونی را ندارد.
انتهای پیام/ن

به گزارش آوای سیدجمال به نقل از خبرگزاری فارس در پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار دستاندرکاران برگزارى کنگره شهداى ورزش کشور که در تاریخ 21 دی ماه 94 برگزار شده بود صبح امروز در همایشی که به همین منظور در سالن 12 هزار نفری ورزشگاه آزادی برگزار شد قرائت شد.
حضرت آیت الله خامنهای در این دیدار با تقدیر از ابتکار جالب بزرگداشت شهدای ورزشکار کشور، تاکید کردند: لازم است جامعه بداند که فداکارى در راه دین و انقلاب، مخصوص یک قشر خاص نیست و همه ى اقشار در این مسابقه ى عظیم و معنوى شرکت دارند.
ایشان بزرگداشت شهدای ورزشکار کشور را تقویت روحیه و اعتلای فکر انقلابی خواندند و افزودند: جوان ورزشکار، به طور طبیعى براى بخش مهمّى از جوانها الگوست و اخلاق، رفتار و کیفیّت و سبک زندگى او میتواند تاثیرگذار باشد و جامعه را به سوى دین، اخلاق و معنویّت سوق بدهد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی واژه «پهلوان» را لقبی داراى امتیاز در ادبیّات بومى و ملّى برشمردند و با تجلیل از ورزشکارانی که در محیط های ورزشی رفتار شایسته انجام میدهند، تاکید کردند: افتخارِ بالاتر از خواندن سرود ملّى و یا بالا رفتن پرچم در سکوی قهرمانی، اقدام آن ورزشکاری است که حاضر نمیشود با حریف صهیونیست کشتی بگیرد و یا بانوی ورزشکاری که با چادر و یا حجاب کامل اسلامی روی سکوی قهرمانی می ایستد.
حضرت آیت الله خامنه ای این قبیل رفتارها را همانند رفتن به میدان جنگ و جلوه ای از روحیّه ى قوى ایرانى مسلمان خواندند و افزودند: این نشاندهنده هویّت یک ملّت و استحکام عنصر و فلز مقاوم آنان است که در مقابل موج توهّمات و احساسات توهّم آمیز شکست نمیخورند و مغلوب نمیشوند و باید کارى کرد که محیط ورزش به این سمت حرکت کند.
رهبر انقلاب تجلیل از ورزشکارانی را که به طور علنى در میدان قهرمانى از ارزشها پاسدارى میکنند، با ارزش خواندند و گفتند: یکى از کارهای لازم، تجلیل از ورزشکارانی است که اسم خدا را مى آورند و یا بعد از آنکه در رقابت پشت حریف را به خاک می رسانند سجده میکنند.
ایشان این رویکرد را نمادی از هویّت و شخصیّت ایران اسلامى دانستند و با تأکید بر ضرورت تقویت آن اظهار امیدوراری کردند که روزبه روز محیط ورزش پاکیزه تر و روشن تر شود.
انتهای پیام/ن
به گزارش آوای سیدجمال به نقل از تبیان؛ شب از نیمه گذشته و همه جا را سکوت فرا گرفته است. با خود می گوید نمی دانم آیا خداوند شب را برای خوابیدن قرار داده است یا برای آرامش؟ آیا آرامش معادل خوابیدن است؟!!
قلم را بر می دارد و روی صفحه سفید کاغذ می لغزاند. لوح سفید پر می شود از کلماتی که هیجان درونش را فریاد می زند. سطرهایی که هریک زبانی دارند برای بیان، آن هم به واسطه قلمی که نیمه شبی روی کاغذ سفیدی لغزانده شده بود.
می گوید ای قلم، چه خوب که تو هستی تا غوغای درونم بر صفحه کاغذ ثبت گردد و اینگونه آرامش یابم.
دوم
کتاب را نگاه می کند. لبخند رضایت بر لبانش می نشیند. ثمره سال ها تلاش اکنون مقابلش قرار دارد. کتابی که روایتگر روزهای خوش کودکی و جوانی و خاطره میانسالی است. کتاب خاطرات جوان دیروز و پیرمرد امروز. برای آنکه دیگران بخوانند و عبرت گیرند و بیاموزند، تا راه رفته دوباره تکرار نگردد. و همه اینها ثبت یک حقیقت است، حقیقت زندگی.
سوم
مگر نه اینکه کار قلم ثبت کردن است؟ مگر نه اینکه به واسطه قلم تمام ناگفتنی ها گفته می شود؟ مگر نه اینکه تمام آنچه به چشم و گوش نمی آید به واسطه قلم ثبت می شود تا دیده و شنیده شود؟ مگر نه اینکه قلم انتقال دهنده حس و حال است و مرزهای زمانی و مکانی را درمی نوردد؟
پس خدا با کدامین قلم حقایق عالم را ثبت کرده، آنگونه که در تمام زمانها و مکانها قابل درک و فهم باشد؟
نکند من و تو قلم خدا باشیم برای ثبت حقایق در عالم.
چهارم
هرچند تازه متولد شده بود و از خود اختیار چندانی نداشت، ولی با همان ناتوانی برای ثبت نیازش فریاد بلندی کشید و گریه سر داد.
وقتی کودکی کوچک به سن و سال او وسیله ای می شود برای ثبت یک نیاز، چگونه است که افکار، گفتار و اعمال من و تو چون قلم نگردد و حقیقتی را در وجودمان یا در عالم ثبت نگرداند؟!!
پس نکند یک فکر بد یا یک سخن ناروا و عملی ناشایست، سطوری را رقم زند که بعدها از دیدن عاقبت آن رنجیده خاطر و شرمنده گردیم.
اول
به صفحه مونیتور خیره می شوی. زمان چه زود می گذرد، صنعت و تکنولوژی چه زود پیشرفت می کند. گویی همین دیروز بود که برای آموختن زبان صفر و یک این دستگاه کوچک کلاس های متعددی بر پا شده و برنامه نویسی های متنوعی باب شده بود.
خنده ات می گیرد. امروز تمام کارها را می توان با همین دستگاه به ظاهر کوچک انجام داد. از طراحی مد لباس و منزل گرفته تا طراحی سخت ترین و پیچیده ترین سازه های صنعتی. این دستگاه ساخت بشر تنها با دو عدد به ظاهر بی اهمیت کار می کند. دستور زبانش فقط دو حرف دارد، صفر و یک. و از کنار هم قرار دادن همین دو عدد می خواند، ثبت می کند، داده پردازی کرده و اطلاعاتی ارائه می دهد.
یاد خودت می افتی. یادِ خودِ خودت. یاد انسان بودنت. یادِ انسان هایی با زبان های مختلف در سراسر عالم.
وقتی این رایانه کوچکِ ساخت بشر، که با شناخت و خواندن صفر و یک تا این حد قابلیت دارد، تو با اینهمه توانمندی و وسعت واژه و کلم قابل ثبت، چه قابلیت هایی داری؟ در تو چه چیزهایی ثبت شده که قابل خواندن است؟
دوم
از خود می پرسی چه چیزهایی خواندنی است؟ یا نه، چه چیزهایی ثبت شدنی است که قابل خواندن باشد؟ و آیا هر آنچه ثبت می شود باید قابل خواندن باشد؟ اصلا خواندن یعنی چه؟
کتاب را باز می کنی. آیاتش مقابلت رژه می رود و زنجیره افکارت را به قرن ها پیش متصل می کند. همان زمان که رسولی برای درکِ حقیقی قدرت و عظمت خداوند از مسجد الحرام به مسجد الاقصی سیر داده شد تا آیات کبریایی خدا را به چشم ببیند.
یا نه، به خیلی پیش تر از اینها. به همان زمان که دوان دوان به جانب خانه دوید تا ماجرای قاری شدنش را با همسرش درمیان گذارد. یا شاید به سال هایی قبل از آن. به همان روزهایی که نور رسالت در سیمای کودکانه-اش هویدا بود.
چشمانت همچنان واژه اقراء را می خواند و پرنده ذهنت به سوی کعبه پرواز کرده، به خانه ای مملو از بت های سنگی و چوبی که رسولی با تبری قصد شکستن آنها را کرده است.
با خود می گویی رسولان الهی چه زیبا حقیقت ثبت شده در عالم را قرائت کردند. نه تنها به زبان، بلکه با افکار و اعتقاد و ایمان راسخشان، با عمل به باورهای پولادینی که از سرچشمه حقیقی رب بودن خالق عالم سیراب شده بود.
و به حقیقت اینان نیز با قلب و زبان و دست خود جلوه ای از حقیقت را ثبت کردند تا شاید ما نیز آن را بخوانیم.
اول
می دانی قاری کیست؟ می دانی قرائت چند نوع دارد؟!! آیا تا کنون قاری دیده ای؟!! قاری ای که نه تنها متن قرائت را فراموش نکند، بلکه آنچنان قرائتش پر صلابت باشد که تمام عالم را دربرگیرد و همه را قاری کند. آن هم طوری که فراموشی از پِی نداشته باشد.
نخند، آنهم به تمسخر.
می دانم می توانی بی شمار قاری از کشورهای مختلف نام ببری. ولی آیا آنان قاری اند؟!! همان قاری که «اقراء باسم ربک الذی خلق» شایسته وجودش باشد و صدایش «اقراء و ربک الاکرم» را یادآور شود. آنکه بتواند یاد بگیرد از الهی که «ما لَم یعلم» است.
چشم بگشا و ببین قراء عالم چگونه قرائت کردند، تا جایی که خدا آنها را قاری نامید. پس با خشوع و فروتنی سجده ای کن که عبودیت را فریاد زند.
اینها را گفتم تا فراموشمان نشود تا قاری شدن راه بسیار است.
دوم
دوره اش کرده اند. به هر سو می نگرد کلماتی می بیند که از چلّه زبان ها بی محابا بیرون می جهد و بر قلبش می نشیند. کلماتی که بوی تمسخر دارند و منعش می کنند از راهی که پیش گرفته. اما او مصمم تر از همیشه چشم به آینده دارد. خوب می داند روزی نه چندان دور تمام اینان که زبان به نکوهشش گشوده و علیه اش طغیان کرده اند، پشیمان تر از همیشه باز می گردند. اما شاید آن روز دیر باشد. خیلی دیر. آخر آنقدر در نداشته هایشان غرق اند که تمام نیست ها را هست می پندارند. گویی گمان می کنند دیده نمی شوند و بازخواستی در کار نیست. سر در گریبان برده و می اندیشد.
یاد روزهایی می افتد که جوانتر از امروز پاسخ داد به ندایی که او را به سمت علم و عمل می خواند.
خنده اش می گیرد. آن روزها خیلی جوان بود. اما آن ندا بلندتر از همه همهمه ها فریاد سر داد که قلم در دست گیرید و بشتابید برای ثبت حقایق در عالم؛ با زبان، دست، پا، اندیشه، با تمام وجود، حتی با مال و جان، آنگونه که هرگز فراموش نشود.
و او لبیک گفت به آن ندایی که از همه نداها محکم تر بود.
آن روز دست بر زانوان گذاشته و دوشادوش مرد به راه افتاد، در تمام لحظه ها و صحنه ها. مرد مصمم بود در راهش. می دانست آنچه دیگران نمیدانستند، می شنید آنچه دیگران نمی شنیدند و می دید آنچه به چشم دیگران نمی آمد. مرد می دانست چه رسالت سنگینی بر دوشش گذاشته شده است.
می خواند تمام آنچه دیگران نمی خواندند و فراموشش نمی شد آنچه دیگران فراموش کرده بودند.
خشوع و فروتنی اش لرزه بر اندام می انداخت. و چه متحیر کننده بود ایستادگی اش در برابر آنهمه طعنه.
و اما او، امروز مشق دیروز را تدریس می کرد. در کلاسی که شاگردانش خود را برتر از استاد می دانستند و هر یک مدعی خلافت جامعه مسلمین.
عبا بر دوش به افق ها می نگریست. می دانست روزی از سلاله همان مرد که قرائت را از او آموخته بود مردی ظهور می کند که همه را قاری خواهد کرد. آنچنان که هرگز فراموششان نشود.
انتهای پیام/ن
به گزارش آوای سیدجمال به نقل از تبیان؛ بخش قابل توجه و جذاب زندگی اغلب فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مانند شهید محمد بروجردی به حوادث قبل از پیروزی انقلاب مرتبط است. درباره ایشان با نصرت الله محمودزاده صاحب کتاب«مسیح کردستان» به گفت و گو نشستیم.
درراه تألیف«مسیح کردستان» شناخت کامل تری نسبت دیگران از شهید «بروجردی» بدست آورده اید، با توجه به دهه فجر از نقش و دلیل واگذاری حفاظت امام به وی بگویید تا با توجه به گمنام بودن او و دوستانشان اهمیت واگذاری چنین وظیفه ای به آنان را تا حدودی درک کنیم.
«بروجردی» و یارانش تشکیلات بسیار وسیع مخفی و گمنامی داشتند به نام «گروه توحیدی صف»،این تشکیلات سازمان دهی شده بود و از معدود تشکیلاتی بود که ساواک نتوانست در آن نفوذ کند. جالب این بود که خود کسانی هم که عضو این تشکیلات بودند، از رده دوم به بعد، نمی دانستند که در این تشکیلات با بروجردی کار می کنند. یعنی این قدر این تشکیلات پیچیده بود. به نظر من سپاه پاسداران را یک سری ژنرال نظامی راه اندازی کردند و شهید بروجردی در بهمن 57 ازنظر نظامی یک ژنرال بود.
با توجه به اسناد موجود شهید بروجردی تا سال 58 زیاد شناخته شده نبود و بیشتر آشنایی با شهید چه عامه مردم و چه مسئولان پس از شهادت وی بوده، همچنین بر اساس همین اسناد در سال ۵۷ مسئولیت حفظ امام از فرودگاه تا پایان مراسم را بر عهده شهید و دوستانش قرار داده اند. چه می شود که شهید بروجردی محافظت امام را عهده دار شد و به افراد دیگر که سرشناس تر بودند داده نشد؟
شهید بروجردی و دوستش مصطفی طرح و شرایط را به این منوال توضیح دادند: روی جزئیات این طرح کارکرده ایم. حتی نحوه نشستن هواپیما را که در صورت پیاده شدن امام کسی نتواند از برج مراقبت تیراندازی کند. نحوه بردن اسلحه به عهده ماست. ده دستگاه اتومبیل ضدگلوله پیش بینی شده و علاوه بران آمادگی داریم در صورت لزوم چهار نفر را مسلح کنیم
در اتاقی که جلسه شورای انقلاب برگزار می شد، آیت اله مطهری، آیت اله بهشتی و آیت اله مفتح آیت اله طالقانی و مهندس بازرگان و نیز اعضای کادر مرکزی سازمان مجاهدین حضور داشتند یعنی مسعود رجوی و موسوی خیابانی. دکتر باهنر نیز حضور داشت و امام به شورای انقلاب مأموریت داده که با توجه به شرایط داخلی در موردحفاظت تصمیم گیری کنند. شهید مطهری بیان می کند ما دو طرح داریم که طرح اول متعلق به گروهک مجاهدین خلق یا همان منافقین بوده و طرح دوم را گروه توحیدی صف ارائه داده بودند.
رجوی درباره طرح خود گفت که ما ضمانت کتبی می دهیم که هیچ اتفاقی برای امام نیفتد. همه نیروهایمان را به کارخواهیم گرفت و موسوی خیابانی در ادامه شروط مجاهدین این گونه بیان کرد: «اگر شما به ما اسلحه بدهید، ما 150 نفر را مسلح خواهیم کرد و کلیه مسیرهای حرکت را پوشش خواهیم داد. هیچ کس حق دخالت در تصمیمات نظامی ما را نخواهد داشت. فرودگاه را کاملاً در اختیار می گیریم. از پای پلکان هواپیما، آیت اله خمینی را تحویل خواهیم گرفت و تا پایان مراسم ایشان را همراهی خواهیم کرد. ما غیر از چند تفنگ و کلت اسلحه چندانی نداریم. در جریان خیانت تقی شهرام کلیه امکانات ما به دست ساواک افتاد. غیر از درخواست اسلحه دو شرط دیگر هم داریم. از ابتدا تا انتهای مراسم غیر از خودم هیچ کس همراه آیت اله خمینی (ره) نخواهد بود. در مسیر حرکتمان، مکان هایی را برای استقرار اعضای سازمان انتخاب کرده ایم که پرچم و آرم سازمان مجاهدین و عکس شهدای سازمان را نصب خواهند کرد.»

طرح دوم متعلق به گروه توحیدی بود؛ شهید بروجردی و دوستش مصطفی طرح و شرایط را به این منوال توضیح دادند: روی جزئیات این طرح کارکرده ایم. حتی نحوه نشستن هواپیما را که در صورت پیاده شدن امام کسی نتواند از برج مراقبت تیراندازی کند. نحوه بردن اسلحه به عهده ماست. ده دستگاه اتومبیل ضدگلوله پیش بینی شده و علاوه بران آمادگی داریم در صورت لزوم چهار نفر را مسلح کنیم.
تهیه اسلحه هم به عهده خودمان است. فقط یک شرط داریم و شهید با صدای آرام به شهید بهشتی پیشنهاد داد: «هیچ کس متوجه نشود که ما افتخار این مسئولیت را به عهده گرفته ایم. می خواهیم چون گذشته ناشناخته باشیم. ترس از آن را داریم که تمام زحمات ما نزد خدا بی اثر شود. ما قصد نداریم سهمی برای خود قائل شویم.»
آیت اله بهشتی به شهید بروجردی با نگرانی در کنار گفت: «مسئله حیثیت انقلاب است. شرایط ما آن ها را نگران کرده است. آن ها می خواهند خودشان را مطرح کنند. در این صورت امام وام دار آن ها خواهد شد. هنوز هم حاضرند هر نوع ضمانتی بدهند.»
آیت اله بهشتی از شهید بروجردی و مصطفی تضمینی که سازمان منافقین می داد را نخواست؟
شهید بهشتی به آن ها گفت: شما چقدر به طرح خودتان اطمینان دارید؟ این چهار هزار نفر مسلح را از کجا خواهید آورد؟ نیروهای ویژه خود را چگونه وارد فرودگاه خواهید کرد؟ آن همه موشک انداز، آرپی جی را چگونه تهیه و با خود حمل می کنید که در برابر مقاومت احتمالی تانک ها با آن ها درگیر شوید؟ من سر درنمی آورم محمد! اعضای جلسه باورشان نمی شود که شما توان انجام این کار را داشته باشید. من آمده ام با شما اتمام حجت کنم.

آیا گروه توحیدی صف توانست تضمین دهد؟
مصطفی به آیت اله بهشتی بود، گفت: «اجازه بدهید خودمان به آن ها توضیح بدهیم که روی این طرح چقدر کارشده است. بیشتر اسلحه تهیه شده است. اجازه بدهید خودمان به آن ها توضیح بدهیم که روی این طرح چقدر کارشده است. بیشتر اسلحه تهیه شده است.»
نتیجه چه شد و در شورا چه کسانی موافق و چه افرادی مخالف بودند؟
شهید بهشتی گفت: «این ها هم برای حفظ جان امام ضمانت می دهند. با این تفاوت که هیچ شرطی ندارد و کلیه کارها هم به عهده خودشان خواهد بود. در این صورت ما نمی توانیم طرح سازمان مجاهدین را بپذیریم.» آیت اله طالقانی نگاهی به مسعود رجوی انداخت. از آن ها انتظار چنین ضعفی را نداشت. با این وجود برای او حفظ جان امام مهم بود. آیت اله مطهری در سکوت ایجادشده نگاهی به حاضرین در جلسه انداخت. از چهره دکتر مفتح و باهنر مشخص بود که با پیشنهاد او موافق هستند. مهندس بازرگان سعی می کرد در این مورد مخالفت نکند.
آیت اله بهشتی لبخندزنان شهید بروجردی و مصطفی را در آغوش گرفت و گفت: «محمد آقا شما پیروز شدید.» شهید هم جواب داد: «ما متعهد می شویم که نور چشم ملت را صحیح و سالم تحویل ملت ایران بدهیم.»
انتهای پیام/ن
به گزارش آوای سیدجمال، به نقل از تبیان؛ تاریخ حیات بشر، همواره شاهد ناملایمات و نا هنجاری های مختلف بوده و بارها و بارها نارضایتی اوضاع جهان، تحرکات گوناگونی را در جهت تبدیل وضعیت نامطلوب به وضعیت مطلوب، رقم زده که از آن تعبیر به «انقلاب» می شود.
"انقلاب" در لغت، به معنای برگشتن، برگشتن از حالی به حال دیگر و دگرگون شدن است.(١) این واژه در حوزه های مختلف، تعاریف و کاربردهای گوناگونی دارد؛ در اینجا مفهوم اجتماعی انقلاب، مراد است که دارای سه ویژگی است:
1) ارادی بودن؛ چنانکه واژه انقلاب، مفهوم فعل متعدی را پیدا می کند؛ لذا نمی گویند منقلب شد؛ بلکه گفته می شود انقلاب کرد.
2) دگرگونی در جهت رشد و تعالی؛ بنابراین هرگونه دگرگونی را نمی توان انقلاب نامید.
3 استواری بر نوعی نفی و انکار و عصیان؛ بدین صورت که وضع نامطلوب موجود، مورد نفی و انکار واقع می شود و موجب عصیان می گردد. (٢)
بنابراین، لازمه ویژگی اول، وجود فاعل دارای اراده است؛ ویژگی دوم، به عبارتی حرکت به سوی نقطه مطلوب و هدف انقلاب است و ویژگی سوم، ناشی از نقطه نامطلوب موجود می باشد. هر یک از این سه، در هر انقلابی ویژگی های خاص خود را دارند؛ لذا این سه نقطه مشترک، بنا بر اختلافشان وجه افتراق انقلابهای جهان نیز هستند!
ماهیت و نتیجه دو انقلاب، نه تنها با یکی بودن بعضی از این ویژگی ها، مثل وضع موجود، یکسان نخواهد بود -به عنوان مثال، وضع نابسامان اقتصادی یک جامعه، می تواند منشأ یک انقلاب شود- اما بسته به اینکه انقلاب کنندگان چه کسانی و با چه نگرش و جهان بینی باشند و به تبع آن، چه چیز را عامل وضع موجود بدانند و چه وضعی را به عنوان نقطه مطلوب و هدف، ترسیم کنند و حتی چه راه و وسیله ای را برای رسیدن به هدف، انتخاب کنند؛ ماهیت انقلاب و نتیجه آن، متفاوت خواهد بود؛ حتی تفاوت یکی از این ویژگی ها نیز برای تفاوت دو انقلاب، کافی است.
برای تحقق یک انقلاب، شرایطی نیز مطرح می شود:
الف) طرح و برنامه: هر قیام و حرکت اصلاحی، به دو برنامه نیازمند است:
1. برنامه جامع برای مبارزه با ناهنجاریها از طریق سازماندهی نیروها.
2. قانونی کامل و متناسب با همه نیازها که حقوق فردی و اجتماعی را در نظام عادلانه حکومتی تضمین کند و حرکت رو به رشد اجتماع را به سوی وضعیت آرمانی ترسیم کند. (٣)
ب) رهبری: رهبری از ابتدایی ترین ضروریات هر قیامی است؛ هر چه قیام، گسترده تر و هدفش عالی تر باشد نیاز به رهبری توانا و متناسب با اهداف قیام، بیشتر احساس می شود؛ رهبری را می توان ستون انقلاب دانست. (٤)
ج) یاران: وجود یارانی شایسته برای پشتیبانی قیام و انجام کارهای حکومت، امری ضروری است. (٥)
د) آمادگی عمومی (٦)
1- وضع موجود و نقاط مثبت و منفی آن؛
2 - عوامل ایجاد وضع موجود؛
3 - وضع مطلوب؛
4 - شرایط و ابزار لازم برای رسیدن به وضع مطلوب؛
5 - موانع رسیدن به وضع مطلوب.
این شناخت نیز بدون شناخت انسان که یکی از اصلی ترین عناصر انقلاب است ممکن نخواهد بود.
انسان بر خلاف حیوانات و بر خلاف ملائکه، موجودی دو بعدی است؛ یعنی هم مادی است و هم ملکوتی. مسلماً نیازهای او نیز بر همین اساس، دو دسته اند؛ مادی و معنوی. رضایت خاطر و در عین حال، رشد و تعالی چنین موجودی، با برنامه و سبکی از زندگی، تأمین می شود که هر دو جنبه را مد نظر داشته باشد؛ البته هر یک از این ابعاد، خود، دارای زوایای پیدا و پنهان متعددند. هرگاه این حقیقت، فراموش یا مورد غفلت واقع شود؛ یک زندگی ناموزون و کاریکاتوری برای انسان، ساخته می شود که در نهایت، عرصه را بر او تنگ کرده، دیر یا زود موجبات نارضایتی و طغیان او را فراهم می نماید.
اما آیا این طغیان یا به عبارتی انقلاب، همواره آگاهانه صورت می گیرد؟ یعنی در تمام تحرکات ناشی از نارضایتی ها، بشر با علم و شناخت نسبت به حقیقت وجود خود، انقلاب می کند و در صدد اصلاح بر می آید؟
بسیاری از انقلابهای جهان و نتیجه حاصل از آنها، به این پرسش، پاسخ منفی می دهند؛ زیرا اغلب آنها در تعریف هدف و راه و وسیله، بُعد معنوی انسان را جدی نگرفته اند؛ لذا اگر دردی را هم دوا کرده باشند درد بدتری را به دردهای انسان افزوده اند.
انقلابی به دور از اشکالات و اعوجاجات که نقطه هدف آن، جامع همه نیازهای بشری، راه رسیدن به آن، اخلاقی و در عین حال، پیروزی آن، تضمین شده و حتمی باشد و دنیا و آخرت انسان را آباد کند؛ آرزوی هر انسان خردمندی است؛ اما آیا چنین انقلابی شدنی است؟
حقیقت آن است که این انقلاب، نه تنها شدنی است بلکه وعده حقی است که دیر یا زود، در مقیاس جهانی و در تمام ابعادی که هر یک به تنهایی می تواند منشأ انقلابی بزرگ شود، قطعاً محقق خواهد شد.
«اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا ۚ قَدْ بَیَّنَّا لَكُمُ الْآیَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»(٧)
«بدانید خداوند، زمین را بعد از مرگ آن زنده مى کند. ما آیات (خود) را براى شما بیان کردیم، شاید بیاندیشید.»
امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه می فرماید: «أی یحییها الله بعدل القائم عند ظهوره بعد موتها بجور ائمة الضلال...»(٨)
(یعنی خداوند زمین را با عدل قائم، در ظهور او زنده می کند پس از آنکه از جور فرمانروایانِ گمراهی مرده باشد...)
انتهای پیام/ن

به گزارش آوای سیدجمال به نقل از نافع، در این بیانیه آمده است:"
بسمه تعالی
«به کسانی و مجموعههایی اعتماد کنید که از سر صفا وصداقت و علاقه به انقلاب (در انتخابات) لیست داده اند؛ نه از روی مقاصد خاص و گاه فاسد» مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی).
با حمد و سپاس به درگاه خداوند منان بابت توفیقات قبلی در عمل به تکالیف شرعی، اجتماعی و با اتکال بر رحمت و عنایت بی کرانش در ایفای رسالتهای پیشِ رو و با سلام و صلوات به پیشگاه حضرت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه شریف) و لبیک به فرمان مقام معظم رهبری و با گرامیداشت یاد و خاطره امام راحل (رحمت الله علیه) و شهیدان گرانقدر و با عرض تبریک به مناسبت فرا رسیدن ایام ا...دهه مبارک فجر انقلاب اسلامی.
بدون تردید نقش و اهمیت و مرجعیت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در میان آحاد مردم و نزد مومنین و وفاداران به انقلاب اسلامی بر کسی پوشیده نیست و همین توجه و بهره مندی از رهنمودها و ارشادات و راهنماییهای آن جامعه محترم همواره منشأ خیرات و برکات فراوان برای نظام اسلامی و ملت شریف ایران بوده است. این دلسوزی و اهتمام جامعه محترم مدرسین حوزه علمیه قم قابل قدردانی و تشکر تمامی ارادتمندان انقلاب وامام و رهبر معظم انقلاب است".
این بیانیه تاکید می کند:" لازم است حمایت قاطع وکامل خویش را ازشورای محترم نگهبان - که همواره و مظلومانه خود را در صیانت و نگهبانی از اسلامیت و جمهوریت نظام مقدس جمهوری اسلامی سپر بلایا و فضا سازیهای ناجوانمردانه دشمنان قسم خورده اسلامیت و جمهوریت ملت ایران و ایادی و پیاده نظام داخلی آنها نموده است – ونیزجایگاه رفیع این نهاد مهم و سرنوشت ساز و نیز تصمیمات و اقدامات قانونی صورت گرفته در بررسی و اعلام صلاحیتهای داوطلبان نمایندگی مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی اعلام نماییم".
در ادامه بیانیه آمده است: " آری نقشه و برنامه طراحان و گردانندگان فتنه سال 1388 با سد آهنین بصیرت مردمی و تدبیر حکیمانه رهبری روبرو گردیده و با دعای خیر صاحب اصلی انقلاب و اراده خداوند متعال نقش بر آب گردید و لیکن این بار دشمنان خارجی و فریب خوردگان داخلی – با طراحی پروژه جدید «نفوذ» – در پی انتقام گیری از ملت و رهبری عظیم الشان هستند.
این بیانیه می افزاید:"سربلندی و پیروزی در مقابل این کید دشمن جز با مراقبت و راهنمایی به موقع مراجع و مراکز دینی و انقلابی و دقت کافی و کامل علاقه مندان به نظام اسلامی ممکن و مقدور نیست؛ بر همین اساس نیز شورای هماهنگی اصول گرایان استان همدان با احترام به تمام سلائق و افراد شرکت کننده در انتخابات مجلس خبرگان رهبری - که اعتقاد و التزام عملی خویش را به مبانی دین مقدس اسلام و اصول مترقی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اعلام و اثبات نموده اند - پیشنهاد و معرفی این جامعه در حوزه انتخابیه مجلس خبرگان رهبری در استان همدان را ارج نهاده و با تاکید بر التزام خویش در حمایت قاطع از آن بزرگواران، آحاد مردم علاقه مند و انقلابی استان همدان را به شرکت گسترده در انتخابات پیشِرو (مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی) دعوت مینماید.
والعاقبه للمتقین "

به گزارش آوای سیدجمال به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ اکبر هاشمی رفسنجانی امروز در مراسم گرامیداشت سی و هفتمین سالگرد ورود امام به کشور و در آغاز دهه فجر در فرودگاه مهرآباد اظهار داشت: در این مراسم خاطرات گذشته به نحوی احیا شد.
وی با اشاره به نقش مردم و امام در پیروزی انقلاب افزود: مردم با همدلی و وحدت به میدان آمدند و وارد خیابانها شدند، از مساجد حرکت کردند و شعارهایی دادند؛ مردم با اعتماد و اکثریت قاطع در میدانهای مبارزه حاضر شدند و در این شرایط که خداوند پیروزی حق را وعده داده است به مردم کمک کرد و این پیروزی محقق شد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: لازم است در اینجا به نکته ظریف قرآنی و تشابه شخصیتی و عملکردی امام راحل با حضرت موسی اشارهای کنم.
هاشمی رفسنجانی گفت: حضرت موسی (ع) در دوره رژیم فرعون متولد شد زمانی که این رژیم فرزندان ذکور بنیاسرائیل را میکشت و فرزندان مونث را نگه میداشت، امام هم در شرایطی آمد که نزدیک به عصر پهلوی بود و پهلوی برنامه داشت، قرآن، محرم، امام حسین (ع) و عزاداریها را حذف و جامعه را سکولار کند،امام خمینی (ره) در چنین شرایطی رشد کرد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: حضرت موسی در آن شرایط آمد و در رود نیل غرق شد و به دست عمه فرعون از آب گرفته شد و خداوند محبت او را در دل فرعون قرار داد، حضرت موسی بزرگ شد و اولین اقدامش ضربه به طاغوت بود و بعد هم محکوم به اعدام شد و از سوی افراد خدا آگاه و مطلع شد که در خطر است. حدود 10 سال در بیرون از مصر در دامان یکی از انبیاء الهی رشد کرد و با دختر حضرت یعقوب ازدواج کرد و به مصر برگشت و دوباره در کانون خطر قرار گرفت.
وی ادامه داد: امام نیز چنین شرایطی را داشت و با طاغوت زمان خود با همکاری ملت انقلاب را پیروز و طاغوت را بیرون کرد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: تا مردم به صورت هماهنگ به خیابانها نیامدند نتوانستیم از شر رژیم پهلوی نجات یابیم، مردم انقلاب را پیروز کردند و شخص امام بالای سر همه مقدمات را فراهم کرد و مردم هم با اعتماد به امام با خیال راحت وارد میدان شدند.
وی افزود: پس از انقلاب دچار مشکلاتی شدیم که نقاط تفرقه ایجاد شد، کسانی که با هم بودند به تفرقه دچار شدند و اگر به این نقطه خوب و دقیق توجه کنیم دیگر نگران سرنوشت آینده نخواهیم بود و اگر تفرقهها عمیق شود نباید منتظر تداوم انقلاب باشیم.
هاشمی رفسنجانی افزود: در 12 سال اخیر دچار این تفرقه شدهایم که بد تفرقهای است، راهها بسیار عوض شد و حتی روحانیونی که نقشی در انقلاب نداشتند در این تفرقه دست داشتند، کار به اختلاف کشیده شد؛ دوران سختی داشتیم، منزوی و تحریم شدیم و ثروت ما در شرایطی که نفت در اوج قیمت خود بود از زمین خارج شد و نمیدانیم به کجا رفت.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: دوباره مقطعی دیگر پیش آمد و زمینه وحدت ملت ایران ایجاد شد و اکثریت راه خود را یافتند و خداوند راه مبارزه را پیش پای ما گذاشت و دوباره دلها به راه واقعی برگشت.
وی با بیان اینکه داریم به نقطه تعادل در منطقه دست مییابیم گفت: پس از جنگ تحمیلی به نقطه تعادل رسیدیم و سالها پایداری داشتیم اما این نقطه تعادل به هم خورد و دوباره به آن نقطه نزدیک شدیم.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به برجام اشاره کرد و افزود: هیچ کس تصور نمیکرد که 6 قدرت جهانی که پشتوانه 90 درصد کل قدرت دنیا را دارند مقابل تیم مذاکره کننده ما که فقط حرف حق میزد و حربه دیگری نداشت قرار بگیرند و مذاکره کنند.
وی با بیان اینکه همه دنیا به صلحجویی و آرامشطلبی ملت ما اعتقاد پیدا کردند گفت: ما میتوانستیم همان روزهای جنگ تحمیلی بمب اتم بسازیم اما نساختیم حتی میتوانستیم در جنگ عراق و کویت انتقام بگیریم اما وارد این مباحث نشدیم و به سازندگی پرداختیم و همه به صلحجویی ملت ایران پی بردند.
وی به نظریات مختلف در مورد برجام اشاره کرد و گفت: همه فهمیدند که منزوی بودن ایران به ناامنی منطقه میانجامد و نتیجه همان است که امروز در سوریه، افغانستان، پاکستان غائله تمام نشده و به تونس و نیجریه هم سرایت کرده است.
هاشمی رفسنجانی به تحریمهای دهه اخیر کشور اشاره کرد و گفت: امروز توانستیم تحریمها را رفع کنیم و دنیا هم قبول کرد که مذاکرات برای ایران پیروزی بیسابقهای داشت.
وی با بیان اینکه ایران ملت هوشیار و با تجربهای دارد مدعی شد عدهای میگویند برجام نتیجه داد اما برای پاریس. در حالی که اینها چیزی نمیدانند؛ ما بدون آنکه هزینه کنیم امکاناتی فراهم کردیم تا ترابری هوایی که تاخیر داشت، فرسوده بود و در بسیاری از مراکز دنیا جایی برای فرود نداشت با یک تصمیم و هزینه سرمایهگذاران خارجی نوسازی شود.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه ما چهارراه ترانزیتی دنیا در زمین و هوا هستیم، گفت: همه دنیا امروز مایل به تعامل با ایران هستند.
وی افزود: این شرایط مناسب را مردم خلق کردند، مردمی که آگاه شدند و پای صندوقهای رأی رفتند و دولتی که میتوانست خطر آوردن جنگ بر سر کشور را اجرا کند، عوض کردند و دولتی مدبر بر سر کار آمد.
هاشمی رفسنجانی به برخی رد صلاحیتشدگان خبرگان رهبری اشاره کرد و گفت: عدهای صلاحیت شخصیتی که جدش امام است را قبول نمیکنند، باید از آنها پرسید پس شماها خودتان صلاحیت خودتان را از کجا آوردهاید؟ چه کسی به شما صلاحیت داده است، چه کسی به شما اجازه قضاوت داده است، چه کسی به شما اختیارات، اسلحه، تریبون، تریبون نماز جمعه و صدا و سیما داده است؟ اگر امام نبود، اگر آن نهضت نبود، اگر آن اراده مردمی نبود شماها هم نبودید؛ به بیت امام بد کردید و زمانی که باید در این دوران به بیت امام تبریک میگفتید تبریک بدی گفتید خداوند از سر تقصیرتان بگذرد و باید عذرخواهی کنید.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: وقتی که مردم نمیخواهند کسی هم نمیتواند باشد و این یک اصل اجتماعی روشن است.
وی با اشاره به برگزاری انتخابات گفت: لازم بود صلاحیتها قبل از ثبتنام و آن هم در قالب نگرشهای سیاسی بررسی شود نه اینکه اول بدون در نظر گرفتن صلاحیت واقعی اسم نویسی کنیم و سپس دنبال احراز صلاحیت باشیم.
وی افزود: باید اجازه داد مردم انتخاب کنند افکار عمومی کمتر از ما اشتباه میکند و اگر اشتباه کند خودشان جبران میکند.
وی افزود: امیدواریم نقطه تعادلی که با تیم مذاکره کننده و دولت و با حمایت رهبری ایجاد شده است پایداری دایم داشته باشد.
اتهامات مجرمانه هاشمی همزمان با حملات بی سابقه رسانههای رژیم صهیونیستی علیه شورای نگهبان و شخص آیت الله جنتی بی سابقه است.
انتهای پیام/ن