2. خرداد 1395 - 15:30   |   کد مطلب: 31250
سپاه پاسداران در بیانیه‌ای با گرامیداشت حماسه آزادسازی خرمشهر تاکید کرد راهبرد مقاومت و نفوذ تفکر بسیجی در فراسوی مرزهای ایران، منجر به آزادی قدس شریف از لوث وجود صهیونیست‌ها خواهد شد.

به گزارش آوای سیدجمال به نقل از روابط عمومی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بخشی از بیانیه سپاه به مناسبت سوم خرداد سالروز آزادسازی خرمشهر آمده است: عملیات بیت‌المقدس و حماسه آزادسازی خرمشهر یکی از نقاط عطف دفاع مقدس 8 ساله و بلکه تاریخ ایران عزیز به شمار می‌رود که طی آن پیام مقاومت و ذلت‌ناپذیری ایرانیان غیور و غیرتمند و تربیت‌یافتگان مکتب قرآن و عترت علیهم‌السلام رساتر از همیشه به جبهه ضدانقلاب و دشمنان انقلاب اسلامی رسید.

این بیانیه افزوده است: فتح خرمشهر پس از 1.5 سال اشغالگری و جنایت‌آفرینی ارتش بعث صدام و حامیان منطقه‌ای و بین‌المللی آن محصول مقاومت، ایثار و شهادت‌طلبی فرزندان ملت ایران در جبهه‌های نبرد با مزدوران استکبار جهانی بود و نشان داد این عزم، اراده و ایمان الهی و اندیشیدن به آرمان‌ها و ارزش‌های دینی و ملی است که می‌تواند تاریخ‌ساز واقع شود و دشمنی تحت حمایت قدرت‌های بزرگ را با خفت و خواری از سرزمین‌های اشغال شده فراری و در ادامه اجازه نداد حتی یک وجب از خاک مقدس وطن در تسلط دشمن باقی بماند.

این بیانیه آزادسازی خرمشهر را از دستاوردهای راهبردی و تعیین‌کننده دفاع مقدس در سال دوم جنگ تحمیلی 8 ساله دانست و در ادامه تصریح کرده است: فتح خرمشهر که در ادامه موفقیت‌های زنجیره‌ای فرزندان اسلام در مرحله نوین جنگ پس از حذف بنی‌صدر از صحنه معادلات دفاعی کشور رقم خورد یک جهش بسیار بلند به سمت فروریختن تدریجی دژ‌های متجاوزین بعثی و عقیم‌ ساختن هدف دشمن در نابودی انقلاب و فروپاشی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بود.

در ادامه این بیانیه آمده است: با پیروزی عملیات بیت‌المقدس و آزادسازی خرمشهر در سوم خرداد ماه سال 1361 معادلات و محاسبات ابرقدرت‌های شرق و غرب در عرصه جنگ تحمیلی بر هم ریخت و با تغییر ماهیت جنگ و روند آن اراده ملت ایران بر اخراج کامل اشغالگران بعثی تحقق یافت و در پایان هشت سال دفاع مقدس این صدام و حامیان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای آن بودند که تسلیم خواسته‌های مشروع و حقانیت ملت ایران شدند.

این بیانیه دفاع مقدس به ویژه ماجرای اشغال و سپس آزادسازی افتخارآمیز و شگفت‌انگیز خرمشهر را برای تاریخ امروز و فردای انقلاب اسلامی عبرت‌آموز و حاوی پیام‌های آموزنده قلمداد و تصریح کرده است: دفاع مقدس نشان داد اگر برابر جبهه دشمن دچار غفلت شد باید خود را مهیای پذیرش تسلط دشمن بر سرزمین خود و تسلیم شدن برابر خواسته‌های آن ساخت اما این تجربه تاریخی نشان داد همواره باید با هوشمندی و مراقبت حرکت دشمن و بدخواهان نظام و ملت ایران را رصد و به ظرفیت‌سازی برای صیانت از کشور پرداخت تا دشمن خیال تجاوز را حتی در ذهن خود نپروراند.

در ادامه این بیانیه حفظ و نشر فرهنگ ارزش‌های دفاع مقدس برای ملت ایران ضامن بیداری و آمادگی برابر توطئه‌ها و نقشه‌های بدخواهان نظام و برای دشمن بازدارنده توصیف و افزوده شده است. در عصر پرآشوبی که راهبرد نظام سلطه و صهیونیست و در رأس آن شیطان اکبر آمریکای دغل‌باز و سلطه‌گر بر تداوم جنگ‌های نیابتی و تروریستی در منطقه راهبردی غرب آسیا و درگیر ساختن جهان اسلام قرار گرفته است و در جبهه داخلی نیز وحدت و یکپارچگی ملی ایرانیان با القای دو قطبی‌های کاذب و خیالی هدف قرار گرفته است تجربه دفاع مقدس به ما می‌آموزد هوشمندی و هوشیاری برابر نقشه‌ها و ترفندهای دشمن به مثابه یک ضرورت ملی و نیاز حیاتی و دائمی مورد یادآوری قرار گیرد تا تداوم پیشرفت ملت و پیش‌روندگی انقلاب و نظام همچنان تضمین شود.

این بیانیه در پایان با گرامیداشت یاد و خاطره امام راحل (ره) و شهیدان تاریخ‌ساز انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و تجدید عهد با مقام عظمای ولایت و رهبری امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) و تأکید بر لزوم بازخوانی حماسه مقاومت و پایداری رزمندگان اسلام در هشت سال دفاع مقدس برای نسل‌های امروز و فردای کشور تصریح کرده است: تردیدی نیست نهادینه شدن راهبرد مقاومت و نفوذ روحیه و تفکر بسیجی که امروز در فراسوی مرزهای ایران اسلامی مخمصه بزرگ دشمنان اسلام ناب در منطقه را رقم زده است به عنوان پیامد راهبردی دفاع مقدس، امت اسلامی را در آینده‌ای نه چندان دور مفتخر به ازادسازی قدس شریف و مسجدالاقصی و پاک‌سازی سرزمین‌های اشغالی از لوث وجود صهیونیست‌های غاصب و جنایتکار خواهد ساخت.

انتهای پیام/ن

2. خرداد 1395 - 15:24   |   کد مطلب: 31249
رئیس اداره تبلیغات اسلامی اسدآباد عنوان کرد:
برگزاری بیش از ۶۰ ویژه‌ برنامه دهه مهدویت در اسدآباد
رئیس اداره تبلیغات اسلامی اسدآباد از برگزاری بیش از ۶۰ ویژه‌ برنامه دهه مهدویت در این شهرستان خبر داد.

به گزارش آوای سیدجمال به نقل از روابط عمومی اداره کل تبلیغات اسلامی همدان، حجت‌الاسلام حسین گروسی با اعلام این خبر افزود: بیش از ۶۰ ویژه‌ برنامه میلاد حضرت ولی‌عصر(عج)، با همکاری نهادهای مختلف طی ایام دهه مهدویت در شهرستان اسدآباد برگزار می‌شود.

 

گروسی اظهار داشت: برگزاری دوره امام‌شناسی و همچنین جلسات پرسش و پاسخ پیرامون مسأله انتظار و مهدویت در شهرستان از جمله برنامه‌هایی است که برای ارتقای سطح دانش مهدوی جامعه برگزار می‌شود.

 

وی بیان کرد: همچنین جشن‌هایی همزمان با سالروز ولادت این امام بزرگوار در سطح شهرستان در حال برگزاری است که در آن به هم‌نامان حضرت مهدی(عج) هدایا و لوح تقدیر اهدا می‌شود.

انتهای پیام/ن

1. خرداد 1395 - 15:21   |   کد مطلب: 31246
مدیر شبکه بهداشت شهرستان اسدآباد گفت: سال گذشته ٣۵ درصداز خدمات ارائه شده دندانپزشکی شهرستان در راستای کشیدن دندان دائمی بوده است.

به گزارش آوای سیدجمال دکتر "حجت‌الله بهرامی" در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه همدان، با بیان اینکه سال گذشته به ١٨ هزار و ١۵۴ نفر خدمات دندانپزشکی در شهرستان ارائه شده، افزود: از این تعداد، ۶ هزار و ٣٨١ مورد معادل 35 درصد در راستای کشیدن دندان دائمی بوده است.

وی ادامه داد: در بحث خدمات دندانپزشکی شهرستان سال گذشته ۵ هزار و ٩٠٣ نفر آموزش و معاینه مربوط به دندان انجام پذیرفته است.

بهرامی اظهار کرد: در خدمات دندانپزشکی همواره سعی برآن است با توجه به بهداشت دهان و دندان میزان کشیدن دندان‌های دائمی در شهرستان کاهش یابد و بیماران کمتر نسبت به کشیدن دندان‌های دائمی اقدام کنند.

وی اضافه کرد: در حال حاضر ۴ دندانپزشک در شبکه بهداشت و درمان آماده ارائه خدمات به شهروندان هستند.

وی در ادامه تصریح کرد: سال گذشته فوریت‌های پزشکی شهرستان یک هزار و ٣٧٢ ماموریت انجام داده که از این میزان ٨۶۵ مورد شهری و ۵٠٧ مورد جاده‌ای بوده و ١١مورد از ماموریت‌ها شامل حوادث ویژه و پرتلفات بوده است.

بهرامی در بحث فوریت‌های پزشکی ادامه داد: سال گذشته دو دستگاه آمبولانس با مبلغ ۵٠٠ میلیون تومان در شهرستان جذب شد.

وی از وجود ۴ پایگاه شهری و جاده‌ای در شهرستان اسدآباد خبر داد و افزود: از این تعداد پایگاه یک پایگاه شهری و سه پایگاه جاده‌ای است.

بهرامی با اشاره به فعال بودن ۵ دستگاه آمبولانس در بحث بهداشت و درمان شهرستان گفت: ٣ دستگاه از آمبولانس‌ها نیز به صورت پشتیبان آماده ارائه خدمات هستند.

انتهای پیام/ن

1. خرداد 1395 - 15:11   |   کد مطلب: 31245
چند صباحی است که بازارتحریف آرمانها و اهداف انقلاب اسلامی رونق گرفته است و به فرموده رهبر معظم انقلاب خطر برقراری جمهوری اسلامی هر آینه ازراه میرسد. فلذا این امر موجب نگرانی دانشجومعلمان انقلابی و دلسوزی شده است که خود را بانیان تربیت نسل آینده ایران اسلامی میدانند.

به گزارش آوای سیدجمال به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی؛ بسیج دانشجویی 56 دانشگاه فرهنگیان کشور با انتشار نامه ای خطاب به مراجع تقلید اعلام کردند: چند صباحی است که بازارتحریف آرمانها و اهداف انقلاب اسلامی رونق گرفته است و به فرموده رهبر معظم انقلاب خطر برقراری جمهوری اسلامی هر آینه ازراه میرسد. فلذا این امر موجب نگرانی دانشجومعلمان انقلابی و دلسوزی شده است که خود را بانیان تربیت نسل آینده ایران اسلامی میدانند.

متن این نامه به شرح ذیل می باشد:

بسم الله الرحمن الرحیم                     
محضر منور مراجع عظام تقلید حفظهم الله علیها.                                                 
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته
آموزش و پرورش سنگ بنای آینده کشور است.امام خامنه ای حفظه الله تعالی.

بی شک اموزش و پرورش اساسی ترین نهاد اجتماعی در شکل دهی،هدایت وکنترل افکار هرجامعه بشری است و داشتن یک اموزش وپرورش توانمند لازمه هر توسعه اجتماعی است. اموزش و پرورش در شکل گیری شخصیت انسان ها در سنین نوجوانی و اغاز جوانی نقشی موثر و غیرقابل انکار را دارد. لذا به اعتقاد همه خردمندان باید از نفوذ افکار و رفتارهای انحرافی در این نهاد ارزشمند به جد جلوگیری کرد تا بدینوسیله بتوان از نفوذ فکری و تربیتی در این نهاد مقدس جلوگیری کرده و مسیر تربیت نیرهایی مستعد،متعهد،توانمد و عالم به ارزش های ایرانی اسلامی را فراهم کرد.

متاسفانه از منابع موثقی مطلع شدیم که در برخی کتب درسی در حوزه معارف اسلامی در مقطع متوسط اقداماتی درحال انجام است که با اصول ارزشمند انقلاب اسلامی و منش و منویات امام راحل(ره) و حضرت امام خامنه ای (حفظه الله) همخوانی ندارد. به نظر میرسد برخی نهادهای دولتی گام در مسیری گذاشته اند که انتهای آن چیزی به جز ارائه یک مدل جعلی و تقلبی از جمهوری اسلامی نخواهد بود و در این میان آموزش و پرورش را نیز از تیر تحریف خود در امان نگه نداشته اند.اگرچه چند صباحی است که بازارتحریف آرمانها و اهداف انقلاب اسلامی رونق گرفته است و به فرموده رهبر معظم انقلاب خطر برقراری جمهوری اسلامی تقلبی  هر آینه ازراه میرسد. فلذا این امر موجب نگرانی دانشجومعلمان انقلابی و دلسوزی شده است که خود را بانیان تربیت نسل آینده ایران اسلامی میدانند.

احتراما و جهت نمونه موارد زیر به محضرتان عرضه میگردد.

1-حذف بخش امریکا ستیزی از درس 16کتاب پیام های اسمانی سال سوم دوره متوسطه اول چاپ1391.
۲-حذف بخش پیشنهاد مراجعه دانش اموزان به بسیج درکتاب پیام های اسمانی سال دوم متوسطه اول سال1390.درس پانزدهم(جهاد)                     
  3.حذف بخش هایی از درس چهارم کتاب پیام های اسمانی سال دوم متوسطه اول چاپ 1390 که درخصوص مشکلات اجتماعی واخلاقی کشورهای اروپایی و امریکایی نوشته شده بود.
4- همچنین طبق خبرهای شنیده شده ساعات دروس معارف اسلامی در مقطع متوسطه دوم کاهش پیدا کرده است.
آنچه محل بررسی و سوال دانشجویان است این مسئله است که کارشناسان ومسئولان ذی ربط این طور قلمداد میکنند که این تغییرات و حذفیات با تایید نظارت علما و مراجع عظام صورت گرفته است و این مسئله را در زیر سایه آیات عظام و علمای محترم توجیه کرده اند و بدینوسیله از پاسخگویی به مطالبات شانه خالی کرده اند. دانشجو معلمان بسیجی سراسر کشور از محضر شریف شما بزرگواران استدعا میکنیم که از انحراف محرز و مسلم از خط بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی که متاسفانه به نام مرجعیت عظیم الشان در حال انجام است جلوگیری فرمایید.
و توفیق همه از رفیق اعلی است
رونوشت به دفتر ریاست جمهوری

اسامی مراکز خواهران دانشگاه فرهنگیان:

1- پردیس شهید باهنر استان فارس شیراز
2- پردیس کوثر کهگیلویه وبویراحمد  یاسوج
3- پردیس شهید باهنر کرمان
4- پردیس نسیبه  تهران
5- پردیس زینبیه پیشوا
6- پردیس حضرت زینب (س) مرکزی اراک
7-پردیس شهید شرافت تهران
8- پردیس الزهرا (س) سمنان
9-پردیس امام جعفر صادق (ع) خراسان شمالی
10-پردیس بنت الهدی صدر اردبیل
11- پردیس حضرت معصومه (س) قم
12- پردیس امام جعفر صادق (ع) ایلام
13-پردیس علامه طباطبایی ارومیه
14-مرکز شهید کامیاب مشهد
15-مرکزآموزش عالی شهید رجایی اصفهان
16-پردیس امام خمینی (ره) گرگان
17- پردیس امام سجاد (ع) خراسان جنوبی
18پردیس فاطمه الزهرا (س)هرمزگان
19-مرکز آموزش عالی جضرت خدیجه (س) خوزستان
20- پردیس فاطمه الزهرا (س)اهواز
21- مرکز زینب کبری(س) لرستان
22- پردیس امیر کبیر البرز
23- پردیس فاطمه الزهرا (س) تبریز
24-مرکز شهید مطهری خوی اذربایجان غربی
25-پردیس بنت الهدی صدر بوشهر
26-پردیس شهید باهنر همدان
27-مرکز بنت الهدی آمل مازندران
28-پردیس رسالت سیستان وبلوچستان
29-مرکز زینب کبری کازرون فارس
30-پردیس صدیقه طاهره(س) ساری
31- پردیس فاطمه الزهرا یزد
32-پردیس الزهرا (س)زنجان
33-پردیس شهیده بنت الهدی صدر قزوین
34-پردیس فاطمه الزهرا(س)اصفهان
35-پردیس شهید هاشمی نژاد مشهد
36- پردیس شهید صدوقی کرمانشاهاسامی مراکز برادران دانشگاه فرهنگیان:

پردیس امام خمینی سلماس
پردیس شهید ایت نجف اباد اصفهان
پردیس آزادگان نیر اردبیل
پردیس شهید رجایی چهار محال و بختیاری
پردیس علامه طباطبایی سبزوار
پردیس شهید مطهری سیستان وبلوچستان
پردیس علامه امینی تبریز
پردیس شهید مدرس ایلام
پردیس شهید بهشتی مشهد
پردیس علامه طباطبایی بوشهر
پردیس دانشور نیشابور
پردیس حکیم فردوسی کرج
پردیس شهید میرکاشکی الیگودرز
پردیس شهید ایزد پناه یاسوج
پردیس شهید باهنر اراک
پردیس شهید رجایی سمنان
پردیس شهید مطهری شیراز
پردیس شهدای مکه تهران
پردیس شهید بهشتی تهران
پردیس شهید چمران تهران

انتهای پیام/ن

1. خرداد 1395 - 15:07   |   کد مطلب: 31244
حسن برزیده از منتفی شدن ساخت سریال «حاج احمد متوسلیان» خبر داد و گفت که هم‌اکنون مشغول نگارش دو فیلمنامه در موضوعات اجتماعی و سیاسی است.

به گزارش آوای سیدجمال به نقل از مهر، حسن برزیده کارگردان سینما و تلویزیون که از سال ۱۳۹۳ ساخت سریالی درباره «حاج احمد متوسلیان» به او پیشنهاد شده بود گفت: ساخت این سریال از سوی تهیه‌کننده آن یعنی محمد داودی دو سال پیش به من پیشنهاد شد اما به دلایلی ساخت آن به تعویق افتاد.

 

وی افزود: ظاهرا با توجه به کمبود بودجه، ساخت این سریال از دستور کار سازمان صدا و سیما خارج شده است.

 

برزیده درباره فعالیت‌هایش در عرصه سینما توضیح داد: هم‌اکنون مشغول نگارش دو فیلمنامه هستم که هیچکدام هنوز نامی قطعی ندارند. نخستین فیلمنامه در ژانر اجتماعی و خانوادگی است اما قصه آن در مناطق جنگی می‌گذرد. این فیلمنامه داستان خانواده‌ایی سه نفره را روایت می‌کند که به دلیل شرایط کاری مرد در مناطق جنوبی کشور به سر می‌برند تا اینکه جنگ شروع می‌شود. در راه فرار از منطقه اختلافی بین زن و مرد در می‌گیرد.

 

این کارگردان سینما در پایان گفت: فیلمنامه دوم نیز در ژانر سیاسی است اما موضوع اصلی‌اش یک خانواده است و اختلافی که بین پدر و پسر خانواده بر اساس شرایط حاکم بر جامعه درمی‌گیرد. امیدوارم بتوانم یکی از این دو فیلمنامه را تا پایان شهریور جلوی دوربین ببرم.

 

آخرین فیلم سینمایی اکران شده حسن برزیده در مقام کارگردان «مزار شریف» بود که در سال ۱۳۹۳ ساخته شد. این فیلم در سی و سومین جشنواره فیلم فجر یکی از نامزدهای دریافت سیمرغ بهترین فیلم بود.

 

انتهای پیام/ن

1. خرداد 1395 - 15:01   |   کد مطلب: 31243
بر اساس مفاد قانون بودجه ۹۵ کل کشور که امروز از سوی رئیس جمهور ابلاغ شد، هزینه آب و برق مصرفی شهروندان در سال ۹۵ افزایش یافت.

به گزارش آوای سیدجمال به نقل فارس، بر اساس مفاد قانون بودجه ۹۵ کل کشور که امروز از سوی رئیس جمهور ابلاغ شد، هزینه آب و برق مصرفی شهروندان در سال ۹۵ افزایش یافت.

 

 بر اساس بند «ج» تبصره 6 قانون بودجه سال 95 کشور که امروز از سوی رئیس جمهور ابلاغ شد، وزارت نیرو از طریق شرکت‌های آبفای شهری سراسر کشور مکلف است علاوه بر دریافت نرخ آب ‌بهای شهری به ازای هر مترمکعب فروش آب شرب مبلغ 150 ریال از مشترکان آب دریافت کند. همچنین طبق بند «ه» این تبصره وزارت نیرو موظف است علاوه بر دریافت بهای برق به ازای هر کیلووات ساعت برق فروخته شده مبلغ 30 ریال به عنوان عوارض برق در قبوض مربوطه درج و از مشترکان برق به استثنای مشترکان خانگی روستایی و چاه‌های کشاورزی دریافت کند.

 

انتهای پیام/ن

1. خرداد 1395 - 14:55   |   کد مطلب: 31241
مراسم جشنی به مناسبت ایام شعبان و میلاد منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) برپا شده است.

به گزارش آوای سیدجمال، به مناسبت ایام شعبان و میلاد منجی عالم بشریت حضرت صالحب الزمان(عج) مراسم جشنی در هیأن حسن حیدر(ع) شهر اسدآباد برگزار شد.

در این مراسم جشن مصطفی اسلامی به مدیحه سرایی پرداخت و با شیرینی و شربت حاضران در هیأت کام خود را شیرین کردند.

 

1. خرداد 1395 - 14:12   |   کد مطلب: 31239
داستانی کوتاه از فاطمه بگزاده؛
«زنده باد وطنم ایران»
دور تا دور منطقه را برف پوشانده ، درد تا مغز استخوانم سرک می کشد اما درد و ناخوشی ام از ترکشی که تو آرنجم جا خوش کرده نیست ...

به گزارش آوای سیدجمال ؛ دور تا دور منطقه را برف پوشانده ، درد تا مغز استخوانم سرک می کشد  اما درد و ناخوشی ام  از ترکشی که تو آرنجم جا خوش کرده نیست  از جنازه پدرم است که دو روز زیر برف مانده  و هنوز به عقب کشیده نشده .

 

 تا چشم کار می کند مجروح است  و جنازه که روی هم تلمبار شده  اند، صدای آه و ناله و فریاد  گوش هایم را کیپ کرده . 

 

چشمم که به آمبولانس ها می افتد  به سمتشان پا تند می کنم  به امید اینکه پدرم را داخل آمبولانس ببینم .

 

 تو آمبولانس ها جایی برای سوزن انداختن نیست . هر چه چشم می چرخانم پدرم را نمی بینم . هنوز دارم نگاه می کنم که دستی را روی شانه ام احساس می کنم . سر برمی گردانم یکی از بچه های گردان است حالش چنان  تعریفی ندارد   خون روی صورتش دلمه شده  از زیر گردنش هم خون می چکد  می گوید:  خدارا شکر از بقیه بچه ها سرحال تری  می توانی  مجروح ها را با تیوتا به عقب بکشانی  قبل از اینکه یخ ببندند  و آنها هم به جنازه ها اضافه شوند  وضعیت آمبولانس ها را که دیدی.

 

چشم می چرخانم بین مجروح ها، یکی پا ندارد و دیگری دست  ندارد و یکی دیگر تیر قفسه سینه اش را نشانه رفته از درد دندانهایش را روی هم  می فشارد .

 

-کدامشان را ببرم؟

آه سوزناکی می کشد : فرقی نمی کند همه مجروح اند  و زخمشان نیاز به مداوا  دارد  نمی توانم بگویم کدامشان را ببر . این را بگویم مدیون آن یکی می شوم .

 

کم نزار تا جای که ماشین جا دارد مجروح بردار ، نگران نباش خدا اون بالا  نظاره گره  ثواب کار خوبت رو بی جواب نمی زاره.

 

به سمت مجروح ها کمر خم می کنم  یکی شان را که برمی دارم  تو بغلم تمام می کند  سرش را می چسبانم به قفسه سینه ام  نمی  دانم چرا شاید  می خواهم معنی مردن را بهتر بفهمم.

 

 جاده تاریک است و ظلمانی  عملیات ساعت هاست به پایان رسیده  اما هنوز صدای تیر و خمپاره است  که از دور دست شنیده می شود  برای اینکه ماشین تو دید دشمن نباشد   چراغ هایش را خفه کرده ام  و این تاریکی باعث شده  چاله چوله ها را نبینم  ماشین می افتد توی دست انداز  و مجروح ها دست و پایشان  می رود تو دل و جگر هم و صدای  آه و ناله  شان بلند می شود.

 

  بارش برف بیشتر شده و باید  هر چه زودتر مجروح ها زخمشان مداوا شود .  یک دفعه سیاهی تو جاده می بینم   با پشت دست چشم هایم را می مالم  اما نه اشتباه نکرده ام  هر چه جلوتر می روم سیاهی بیشتر  می شود .

 

 می زنم روی ترمز و ماشین با جیغ بلندی  می ایستد .  چراغ قوه را روشن می کنم  ، خشکم می زند ته دلم خالی می شود   عرق سردی روی پیشانی ام  می نشیند . نور درست افتاده روی گردی صورتش من به او  زل می زنم و او به من ،  چانه اش می لرزد اشک روی گونه اش قندیل بسته   لب هایش خشک شده  و یک ترک درمیان  به خون نشسته .

 

 بغض زیر گلویم را  پر می کند . لب هایم که از هم باز می شوند  بغضم بی تحمل می شود ،  اشکهایم از گوشه چشمم لیز می خورد  و با صدایی که آشکارا می لرزد  می گویم: سمیرا، سمیرا جان.

تازه می فهمم دلم چقدر هوایش را کرده  تازه می فهمم 4 ماهی می شود  که از خانه دورم.  بی معطلی از ماشین پیاده می شوم ، نگاهم که می کند خودش را جمع و جور می کند  و به عقب می کشاند  ،  دستهایش را به حالت دعا و التماس بالا می برد ،  سفیدی چشمانش به سرخی می زند .  معلوم است که حسابی ترسیده ، لبخند می زنم و می گویم نگران نباش ،  آخه اینجا چه می کنی مگر نمی دانی دشمن  مثل مور و ملخ کمین نشسته  اگر می دیدنت می دانی چه  بلایی سرت می آمد ، استغفر الله .  صدایم را پایین می آورم  روی دو کاسه زانو می نشینم  سرش را به عقب می کشاند  و تو چادرش جمع می شود . می گویم : گفتم که نترس ،  شماها باید حواستان به خوتان باشد  ،دشمن به خودش هم رحم نمی کند . فقط نگاهم می کند نگاهش پر از التماس و خواهش است .  تکان که به خودش می دهد  صورتش جمع می شود  . پلک هایش را روی هم می فشارد ، نگاهم می افتد روی زخم دستش  بدجور خراش برداشته  می گویم:

الله اکبر ، اعوذُ بالله مِنَ الشیطان الرجیم . بلند شو وقت تنگ است . چهره اش آرام می شود  دیگر ترسی تو صورتش نمی بینم . قد که علم می کند  به دنبالم راه می افتد. در تویتا را باز می کنم، غم روی سرم آوار می شود مجروح ها تو دل هم نشسته اند  حال هیچ کدامشان از آن یکی بهتر نیست ،  اما آنهایی که احساس می کنند  تحملشان از بقیه بیشتر است  و جراحتشان سبک تر پیاده می شوند  که جاباز شود.

نمی دانم تو این وضعیت هوا  می شود دوباره برگشت ، تازه جاده ها را تمیز کرده اند   اما با این وضعیت امکان دارد دوباره جاده ها بسته شود  و ماشین نتواند  رفت و آمد کند . آنهایی که داوطلبانه پیاده می شوند   همه این ها را بهتر از من می دانند  یکی شان شانه ام را می فشارد و می گوید:  تردید نکن جوان راه بیفت  حاضریم خوراک گرگ ها شویم  ،یخ ببندیم اما نگاه چپ دشمن به محارم ما نیفتد ، ناموس و وطن محارم ما هستند .

 هر دویشان را به آغوش می گیرم  و می بوسمشان  نمی دانم دوباره می توانم ببینمشان یا نه ...

زانو هایش را جمع کرده  تو شکمش و چسبیده به در ماشین  ، نگاهش را دوخته به ظلمات شب . می گویم:  چیزی نمانده دو تا دیگه پیچ رد کنیم رسیده ایم .  احتمالا مال همین روستاهای اطرافی ، چطور سر از اینجا درآوردی حتما راهت را گم کرده ایی  ناراحت نباش هوا که روشن بشود  بچه های پست امداد برت می گردانند. جوابم را نمی دهد ، حتی سری هم تکان نمی دهد  هیچ حرکتی نمیبینم  نه اخمی نه دادی ، نه فریادی  نه شکایتی از جنگ و دشمن . هیچ ، انگار که حرف هایم را نمی شنود  نمی دانم ، شاید نمی خواهد که بشنود .  ماشین چند بار تلق و تلوق می کند   ریپ می زند و می ایستد .

پیاده می شوم  . برف ماشاالله یک نفس می بارد  ، سرما هم که کم نمی آورد   حسابی بیداد کرده .  کاپوت یخ زده ماشین را با بدبختی بالا می زنم   از مکانیکی سررشته ایی ندارم ، کمی سیم ها را دستکاری می کنم  اما نمی دانم چی به چیست ؟ داخل ماشین می شوم چندین بار استارت می زنم ، نه خیال روشن شدن ندارد  سر  ناسازگاری گذاشته  . یک پیچ بیشتر تا مقصد نمانده  ، خودمان هیچ از اینکه دست  دشمن بیفتیم  باکی نداریم  اما نمی توانم اجازه دهم  ضعیفه ای که همراهمان است ..

 خدارو شکر جاده سرپایین است   روی مجروح ها که نمی شود حساب کرد  خودم دست به کار می شوم  و با یک یاعلی ماشین را هول می دهم   سخت  است و سنگین  اما کم کم  دست هایم به سنگینی اش عادت می کند  ، زخمم  بی طاقت شده  و دوباره شروع به خونریزی  می کند  این را از نمناکی آستینم می فهمم  بعد هم قطره های درشت  خون است  که امتداد آستینم را می گیرد   می چکد روی سفیدی  برف و رنگ سرخ پخش می شود .  راه طولانی شده  انگار جاده آبستن بوده و امشب فارغ شده  هر چه می روم نمی رسم نمی دانم قدم هایم کند شده که  این یک متر مسافت همین یک پیچ باقی مانده آنقدر طولانی شده  و من دارم به رسیدنم شک می کنم  دلم می خواهد فکر کنم  تا این طولانی شدن از پا نیندازدم ،  اما به چی به جنازه پدرم ،  به زنی که هیچ آشنایی با او ندارم فقط  بخاطر اینکه  شبیه سمیرا خواهرم است کمکش کردم  یا نه حس وطن دوستی ام اجازه نداد  ساده از کنارش  بگذرم، به مجروح هایی فکر کنم  که وسط راه پیاده شدند  و خودشان هم نمی دانند نجات پیدا می کنند یا نه.

 پوتین تو پاهایم یخ زده  یک دفعه بدنم بی حس می شود  می خواهم دست هایم را از روی ماشین بردارم  دست از هل دادن بکشم ، اما نمی شود یعنی نمی توانم،  اگر دشمن ماشین را ببیند  چهره سمیرا دوباره تو ذهنم نقش می بندد  یاد روزی می افتم که گفت :

-داداش نگران نباش ما مواظب خودمان هستیم تو راحت بجنگ.

نمی دانم الان چکار می کند  با این وضعیت جنگ با خانه بدون مرد  خدا کند  با مادر هوای هم را داشته باشند .

 نیرو تو وجودم می رود قوت تو رگ و ریشه های بازویم راه پیدا می کند .

 این چند قدم باقی مانده بلندتر قدم برمی دارم  و به جلو می روم  دیگر ناراحت و خسته نیستم  برعکس یک حس قشنگ دارم  همین که دست عراقی ها نیفتادیم خدارا هم شکر می کنم.

بچه ها کمک می کنند و مجروحین را از تویتا بیرون می کشند ،  و به چادر امداد می برند .  خودم هم می خواهم داخل چادر امداد شوم  برای مداوای آرنجم .  اما شلوغ است اجازه می دهم فعلا جروح ها مداوا شوند .  صدای دادو فریاد بلند می شود ، می خواهم داخل چادر شوم  که سرجایم خشکم می زند  نمی توانم قدم از قدم بردارم  انگار پاهایم را به زمین قفل کرده اند  وقتی که می شنوم یکی از رزمنده ها با بغض می گوید :

-یادتون رفته تو خرمشهر چادر از سر زن ها کشیدند . دختر نوجوان من بخاطر  اینکه دست دشمن  بی همه چیز نیفتد از ساختمان چند طبقه خودش رو نقش زمین کرد  .  به اندازه یک گردان مجروح و جنازه زیر برف  ها مونده اون وقت این عرب بی دین  باید معالجه بشه  کی این رو آورده اینجا .  نفسم بند می آید  . همه همدردیم همه می دانیم که دشمن چقدر  پست فطرت  است  این بار صدای یکی از فرماندهان را می شنوم:

-آرام تر بچه ها نه یادمان نرفته ، هیچ چیز یادمان نمی رود ، اما یادمان هم باشد  که ما با مردهایشان کار داریم نه با ضعیفه هایشان . دوباره صدای  همان رزمنده تو گوشم می پیچد:

-برادر و پدر و شوهر این دارند جوان های ما را می کشند  نگاه کن

 این ها دسته گل دشمن است . فرمانده ادامه حرفش را می گیرد :

فرق ما با دشمن همین است  که ما دزد ناموس نیستیم  ما داریم برای حفظ اسلام و مسلمانی  می جنگیم ،  ناموس ،ناموس است فرقی ندارد  چه مال ما ، چه مال دشمن .  همه آرامند  کسی حرفی نمی زند .  اینجاست که خودمانو غیرتمان را یک سرو گردن بیشتر از دشمن می بینیم.

همان رزمنده می گوید:

چشم فرمانده، می گویم زخمش را پاسمان کنند ، غذای گرم به او بدهند  و یک جاخواب مناسب ،  خیالتان راحت گزندی به او نمی رسد  هوا که روشن

شد  راه را نشانش می دهیم ما بی  غیرت نیستیم  ضعیفه   به اسارت بگیریم.  این است فرق بین ما و دشمن و بلند می گوید : زنده باد وطنم ایران   و من زیر لب با تمام توان زمزمه می کنم: «زنده باد وطنم ایران» .

 

داستانی کوتاه از: فاطمه بگزاده

انتهای پیام/ن

1. خرداد 1395 - 10:00   |   کد مطلب: 31236
کسی چه می دانست که باید صدرالدین، در ایستگاهی از زمان، چهارراه فلسفه مشاء و اشراق و کلام و عرفان را به هم پیوند بزند و نامش را نگین تاریخ فکر ایرانیان مسلمان کند.

به گزارش آوای سیدجمال به نقل از نافع، این محمد، پسر ابراهیم است که در لباس شاگردی، پیش شیخ بهایی زانوی ادب می زند، دانش های نقلی را فرا می گیرد، پس آن گاه نشان اجتهاد بر سینه می نشاند.

 

این جوان شیرازی است که اکنون از گوهرافشانی کلام میرداماد، جان خویشتن را از حکمت و دانش های عقلی سیراب و سیراب تر و عطشناک تر می سازد.

 

اما دریغ! کجایند آن دریادلان و صحرااندیشان، آن ابْرپروازان که راه عرفانی او را برتابند و در خود گیرند؟! ملاصدرای ایرانی، در تنگنای حصارهای ظاهراندیشان زمانه اش چه کند؟ به کدام روی خوش، دل خوش کند؟ پس رخت به سرایی دیگر می کشد تا پله های عروج معنایی را به سوی عرش خدا بپیماید، از دنیا چشم بپوشد و با مظاهرش وداع گوید.

اسفار اربعه

 

روستای کهک، دیوار به دیوار و گُل به گُل، هنوز طنین نام صدراست. نیایش های شبانه روزی او، خلوت و زهد او، از آن آبادی، از دالان تاریخ، به گوش جان می رسد. انگار تقدیر این بود که ملال شهود و کشف های باطنی، اینجا به صدرا پیش کش شود:

 

«رموزی بر من کشف شد که با برهان و دلیل، امکان پذیر نبود، بلکه آنچه پیش از آن با برهان عقلی آموختم، با پر و بال بیشتر، از شاهراه شهود و بالعیان، رؤیت کردم».

 

حالا، دوباره شهر اجدادی، آب رکن آباد و گلگشت مصلا، برای ورود دیگرباره مردِ عرفان و فلسفه، مردِ «حکمت متعالیه»، بزرگ مردِ «اسفار اربعه» تن می شوید؛ که صدر المتألهین هرجا که رود، شیرازی است.

 

و کرسی های درس و نقد و آزاداندیشی به سوی کوی دانستن، با دست های او، با قلم و زبان او، بنا می شود و این آتشفشان، این آبشار، نور و گرما جاری می کند.

 

اندیشه صدرا، تا هر جای دنیا که رود، ـ تا هر گوشه خلوت و بی صدا ـ در خانه سکوت اندیشمندان نفوذ می کند. ملاصدرا همیشه ایرانی است.

پایان پیام/ن

1. خرداد 1395 - 9:57   |   کد مطلب: 31235
امام محمد باقر عليه السلام فرموده اند:شب نيمه‌ي شعبان بعد از ليله القدر، برترين شب‌هاست. خداوند در آن شب فضل خود را به بندگان عطا مي‌فرمايد و ايشان را به كرم خويش مي‌آمرزد.

به گزارش آوای سیدجمال به نقل از نافع،

 

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند:

 

در شب نيمه‌ي شعبان روزي‌ها تقسيم مي‌شود و عمر مردم معين مي‌گردد و روندگان به حج نامشان نوشته مي‌شود و خداي تعالي در خلق خود افراد بي شماري را مي‌آمرزد.
(مفاتيح الجنان)

 

 

 

دعاي شب نيمه‌ي شعبان

 

هر كس در شب نيمه‌ي شعبان 21 مرتبه اين دعا را مابين نماز مغرب و عشاء، قبل از آنكه سخني بگويد بخواند، تا شب نيمه‌ي شعبان سال بعد به فرمان خدا، هيچ مكروهي به او نرسد و اگر عمر او تمام شده باشد، خداوند عمر دوباره به او كرامت فرمايد.

بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم انك عليم حليم ذو اناة و لا طاقة لنا بحكمك يا الله يا الله يا الله، الامان الامان الامان من الطاعون و الوباء و موت الفجأة و سوء القضاء و شماتة الاعداء، ربنا اكشف عنّا العذاب انا موقنون برحمتك يا ارحم الراحمين.
(از كتاب عنوان الكلام مرحوم ملا محمدباقر فشاركي ص 210)

********************

قرائت قرآن در شب نيمه‌ي شعبان

 

هر كس در شب نيمه‌ي شعبان سه مرتبه سوره‌ي ياسين را بخواند، مرتبه‌ي اول به نيت طول عمر، مرتبه‌ي دوم به نيت توانگري و مرتبه‌ي سوم به نيت دفع بليات، در آن سال از آفات و فقر در امان مي‌ماند و عمر او طولاني مي‌گردد. پس از تمام كردن سوره در هر مرتبه دعاي زير را با تضرّع بخواند:

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

اللهم يا ذَالمنِّ لا يُمَنُّ عليك يا ذالطَّولِ لا اله الا انت، انت ظهرُ اللاجين و جارُ المستجيرين و امان الخائفين اِن كُنتُ شقيّاً محروماً مُقْتِراً في الرزق، فامحُ في امِّ الكتاب شقاوتي و حرماني و اقتارِ رزقي و اثبتني عندك مرزوقاً موفِّقاً للخيراتِ، فانك قُلتَ في كتابكَ المنزل يمحواللهُ ما يشاءُ و عندهُ امُّ الكتابِ.

********************

زيارت امام حسين عليه السلام در شب نيمه‌ي شعبان

 

بايد دانست كه زيارت سيدالشهداء عليه‌السلام در شب نيمه‌ي شعبان بسيار سفارش شده است و ساده‌ترين زيارت كه مي‌توان در همه وقت آن حضرت را به آن زيارت نمود آن است كه سه مرتبه بگويي:

 

صلي الله عليك يا ابا عبدالله
و يا اينكه بگويي:
السلام عليك يا اباعبدالله السلام عليك و رحمة الله و بركاته
كه خداوند سلام تو را به آن حضرت مي‌رساند.

 

********************

 

روز نيمه‌ي شعبان

روز نيمه‌ي شعبان روز ميلاد باسعادت امام زمان حضرت حجة ابن الحسن العسكري عجل تعالي فرجه الشريف است و بسيار شايسته است زيارت آن حضرت و دعا كردن بر فرج آن حضرت و درخواست از خداوند براي تعجيل در ظهور آن بزرگوار.

 

 

 

چگونگي دعا كردن بر امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف

 

اول: از خداوند بخواهيم كه در فرج آن حضرت تعجيل كند مثل اينكه بگوييم:

 

اللهم عجل لوليك الفرج يا بگوييم اللهم عجل فرج وليك

 

دوم: اگر كسي براي ظهور و فرج آن بزرگوار دعا كرد آمين بگوييم.

 

سوم: از خداوند بخواهيم كه فرج آل محمد را نزديك گرداند.

 

چهارم: فرج و گشايش در امر همه‌ي مؤمنين را از خداوند بخواهيم.

 

پنجم: از خداوند درخواست كنيم كه اسباب و مقدمات ظهور آن حضرت را فراهم كند.

 

ششم: از خداوند بخواهيم كه گناهاني كه سبب به تأخير افتادن فرج آن حضرت شده است را بيامرزد.

 

هفتم: نابودي دشمنان آن حضرا را از خداوند بخواهيم.

 

هشتم: از خداوند بخواهيم تا با ظهور امام زمان عليه السلام قلب آن حضرت و قلب مقدس حضرت سيدالشهداء و قلوب مؤمنين را تشفّي دهد.
يا رب الحسين اشف صدر الحسين بظهور الحجه
يا رب الحجة اشف صدر الحجة بظهور الحجة
يا رب المؤمنين اشف صدور المؤمنين بظهور الحجة

پایان پیام/ن

صفحه‌ها

اشتراک در پایگاه خبری تحلیلی آوای سیدجمال RSS