4. ارديبهشت 1395 - 13:03   |   کد مطلب: 30876
قبل از این که به پاسخ به این پرسش ذکر این نکته لازم است که هر گونه موضع گیری انسان ها در مورد مسائل سیاسی اجتماعی و یا هر پدیده ای دیگر مبتنی بر پیش فرضها و مفروضه هایی است که دانسته یا ندانسته بر ذهن فرد حاکم است «مفروض»در واقع چیزی است که گوینده اصالت و درستی آن را از پیش پذیرفته و موضع گیری خود را بر آن پایه قرار داده و به پیش می برد.

به گزارش آوای سیدجمال به نقل از نافع، در حالیکه فرضیه یا انگاره پاسخی است ابتدایی و موقتی به سوالی که در ذهن هست و درواقع برای پاسخ آن هنوز قطعیت وجود ندارد، اما مفروض چیزی است که قطعیت آن پذیرفته شده و چون چرا برای آن غیر ضروری دانسته میشود.

نکته ای که گفته شد در مورد سوال ابتدای این مطلب وپاسخی که برخی به آن داده اند صادق است.

بسیاری از خواص و مردم عادی البته هریک به دلایل خاص خود برتری و حقانیت غرب و در مقابل ضعف و مقصر بودن و غیر محق بودن خود و کشورشان را پذیرفته اند «مفروض گرفته اند» و بر آن اساس قبل از اینکه دشمن را مقصر جلوه دهند؛ اقدامات خودی را در مقابله با دشمن که امنیت خود آنان نیز به آن وابسته است محکوم می کنند.

البته دلایلی که خواص دارند با علت هایی که عوام را به این  مسیر می کشاند متفاوت است. خواص عمدتا برعمل و اندیشه خود آگاه هستند و تحت تاثیر جهان بینی خود اقدام به موضع گیری می نمایند که در این یادداشت کوتاه قصد ورود به این مقوله را نداریم بلکه روی سخن بیشتردرمورد ذهنیت بخشی از جامعه است که نا خواسته شکل گرفته ودر صورت آگاهی بخشی و پی بردن به واقعیتِ خُدعه و حیله دشمن تغییر موضع می دهند.

به عنوان مثال، به این پرسش که علت دشمنی آمریکا و به طورکلی غرب با ایران چیست؟

که در یک کلمه«استقلال خواهی» انقلاب اسلامی و ملت ایران دلیل اصلی آن است؛ این گونه پاسخ می دهند که ایران که برجام را امضا کرده چرا دست به آزمایش موشکی زده است؟

فارغ از اینکه این دو مسئله ارتباطی ندارند و ایران حتی بر اساس برجام نقص عهدی انجام نداده، اما تحت مفروضاتی که بر ذهن آنان حاکم شده کشور خود را نکوهش می کنند.

این مفروضات حاکم بر برخی اذهان از کجا آمده؟ بدون شک بخش مهمی از تاثیر رسانه ای فارسی زبان معاندِ شکل گرفته است؛ بدون اینکه شخص، از خود سوال کند، اصولا این شبکه ها چرا بوجود آمده اند؟

چرا ماهانه و سالانه میلیون ها و بلکه میلیاردها دلار هزینه می کنند که این شبکه ها سرپا بمانند و برنامه24 ساعته پخش کنند؟

بودجه آنها از کجا تامین می شود؟ و اصولا نظام های سرمایه داری غرب که در ذیل عقلانیت ابزاری حاکم بر ذهن آن ها پول و سرمایه هدف اصلی آنان است چرا حاضر شده اند در این زمینه این همه سرمایه خرج کنند؟

بسیاری از افراد بدون اینکه توان اندیشیدن و پاسخ به سوالات اساسی را داشته باشند؛ تحت تاثیر تبلیغات همان شبکه ها قرار می گیرند و در مرحله بعد مفروضات ذهنی آنها شکل می گیرد بدون اینکه اندیشه خودِ آنان در این میانه نقشی اساسی داشته باشند!

به عنوان مثال کسی که تحت تاثیر برنامه های این رسانه ها، اعتراض به توان دفاعی کشور دارد؛ دانسته یا ندانسته دچار خود کم بینی فردی و ملی است!

زیرا این مسئله را مفروض گرفته که مثلا آمریکا حق دارد چندین هزار بمب اتمی داشته باشد،  اما دیگران نداشته باشند چون اوست که از هر جهت برتر و شایسته تر است.

او «مفروض» گرفته است که آمریکا حق دارد موشک قاره پیما با کلاهک اتمی داشته باشد آزمایش کند و تهدید کند، اما دیگران در داخل خاک خود این حق را ندارند.

آمریکا اگر از بمب اتمی استفاده کند(که کرده است)، اما حق دارد دیگران را به خاطر چیزی که ندارند و نمی خواهند متهم کند و تحریم کند؛ مثلا اگر آمریکا از دارایی های به ناحق مسدود شده ایران 2ملیارد دلار برای حادثه ای که در کشور دیگر  وبه دست ملت دیگر در دفاع از خود در برابر آمریکا انجام داده است بر می دارد.

او می گوید خب اصلا ما چرا باید از گروههای دیگر حمایت کنیم که چنین بشود؟ مفروضات ذهنی پیش گفته به او اجازه نمی دهد از خود سوال کند که اگر ملاک عمل این اقدام آمریکا باشد؛ که خود باید به تمام جهان غرامت بپردازد.

اگر مردم لبنان در پاسخ به اشغال کشورشان علیه آمریکا اقدام کرده اند و چون لبنان مورد حمایت ایران بوده است؛ پس پس از 30 سال باید غرامت بپردازد.

دولت ملی ایران که در سال 32 با اقدام وسازماندهی و پول آمریکا سر نگون شد؛ مسئولیت آن همه خسارت وکشتار کیست؟ غرامت چند صد هزار شهید ایرانی که به دست دولت وابسته به غرب و وابستگان داخلی او شهید شده اند با کیست؟ 290 مسافر بی دفاع هواپیمای مسافربری که با اقدام مستقیم آمریکا کشته اند با کیست ؟

به نظر می رسد این گونه موضع گیری ها، نتیجه نفوذ رسانه های بیگانه است وظیفه نخبگان و رسانه ها در روشنگری اذهان بسی سنگین است.

حسن رحیمی‌روشن

عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه بوعلی سینا

انتهای پیام/ن

4. ارديبهشت 1395 - 12:52   |   کد مطلب: 30875
در دنیای کنونی ورزش دیگر یک تفریح و سرگرمی نیست، ورزش یک صنعت پرسود است که توانایی بالایی در جذب سرمایه های پایدار دارد. ورزش میدان رقابتی نسبتا سالم برای تقابل ملت ها و ابزاری برای انتقال تفکرات فرهنگی است و این بخش اقتصادی ورزش است که این صنعت را پیش می برد.

به گزارش آوای سیدجمال به نقل از همدان ورزش؛ ورزش در دنیا با توجه به هیجانات، شور و نشاط و علاقه‌مندی و وفاداری که بین هواداران آن وجود دارد، در دنیا موفق بوده است و به عنوان برندی تجاری توانسته همواره، صنایع مختلف را به دنبال خود بکشد.
اقتصاد ورزش به ارزیابی مسائل و الگوهای تخصیص بهینه منابع در سه بخش عملکرد ورزش، تولیدات ورزش و توسعه ورزش می پردازد.

باشگاه های ورزشی برای بقا و توسعه خود راه هایی را برای کسب درآمد، انتخاب و مشخص می کنند و قوانینی نیز وجود دارند که این راه ها باید در چهارچوب این قوانین پیش بروند. براساس قوانین کلی فدراسیونها، کنفدراسیونها و سازمانهای وزرات خانه های ورزشی، راه های کسب درآمد یک باشگاه ورزشی می بایست در چهارچوب ورزش و مسایل فرهنگی پیگیری شوند. این روشهای تجاری به غیر از اینکه نباید قوانین کشورها و مناطق را زیر پا گذارند، همچنین نباید از محدوده فرهنگ و ورزش نیز خارج شوند.

 

یکی از متداولترین راه های کسب درآمد و پوشش دهی هزینه ها توسط باشگاه ها، کسب حامی و اسپانسرهای مالی می باشد. باشگاه ها با جذب حامی مالی، موقعیتهای تبلیغاتی بوجود آمده توسط خود را به شرکتها و تاجران بزرگ می فروشند تا منبعی برای پوشش هزینه های خود فراهم سازند. امروزه اکثر باشگاه های حرفه ای و قوی در کشور ما نیز گرچه با وجود مشکلات، دارای حامیان مالی هستند. شرکتها، تجار و صنایع بزرگ نیز به این موضوع رسیده اند که با سرمایه گذاری در بخش ورزش می توانند هم به ورزش و سلامت کشور کمک کنند و هم از موقعیتهای تجاری بوجود آمده بهره مند شوند.

 

یکی دیگر از منابع کسب درآمد توسط تیمها و باشگاه های ورزشی، فروش بلیت دیدارها است. این روش یکی از کلاسیک ترین روشهاست که البته سود آنچنانی ندارد. روشی دیگر از نحوه کسب درآمد، فروش مجوز پخش دیدار به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به شبکه های تلویزیونی است. تلویزیون یا شبکه ای که قصد پخش دیدارها را دارد می بایست به باشگاه ها و سازمان های وابسته مبلغی را پرداخت کند. در ایران امتیاز پخش دیدارها در انحصار صدا و سیما است که البته به نظر نمی رسد که تا کنون بابت این موضوع به باشگاه ها بطور مستقیم مبلغی پرداخت کرده باشد بلکه صدا و سیما به نوعی با منت زیاد بازی های آن ها را پخش می کند و برای همین باشگاه ها مهم ترین عامل درآمدزایی خود را از دست داده اند.

 

امروزه برای باشگاه های بزرگ یکی از بهترین روشها فروش محصولات مختلف با برند باشگاه است. برای مثال فروش پیراهن های ورزشی باشگاه ها به طرفداران ویا فروش وسایل مصرفی و ورزشی که با علامت و طراحی آن باشگاه همراه است. در ایران این موضوع تا به حال خیلی جدی گرفته نشده است. شاید یکی از دلایل این مسیله نبود قوانین پیرامون انحصار و تولیدکنندگان خوب محصولات و تجهیزات ورزشی است.

 

باشگاه های بزرگ و دارای هوادار زیاد معمولا” دارای مدارس و آموزشگاه های ورزشی هستندکه محل کسب درآمد خوبی برای باشگاه ها محسوب می شوند. مدارس فوتبال برای باشگاه ها علاوه بر اخذ شهریه می توانند جایی برای کشف استعدادهای بزرگ نیز باشند تا بتوانند از طریق ترانسفر آن به سایر باشگاه ها یا کشورها پول خوبی نصیب خود کنند.
عمده ترین راه کسب در آمد برای باشگاه های ورزشی ، فروش بازیکنان است. باشگاه ها با پرورش بازیکنان، آنها را به بازیکنانی بزرگ تبدیل می کنند و آنها را با قیمتی خوب به تیمهای بزرگ می فروشند. تیم های فوتبال ایران در چند سال گذشته در این امر تا حدی موفق بودند، اما هنوز فاصله زیادی تا حد ایده آل در دنیا دارند . به دلیل دلال بازی های زیادی که در فوتبال ایران وجود دارد، مساله این می شود که واسطه ها پول های هنگفتی می گیرند و سود کمی نصیب باشگاه ها و بازیکنان می شود، باشگاه ها پول زیادی را بابت خرید یک بازیکن پرداخت می کنند که درصد زیادی از سود نصیب دلال ها می شود. در حالی که در کشورهای توسعه یافته آژانس های مخصوص برای این کار وجود دارد، اما فوتبال ما از آن بی بهره است و در اغلب مواقع باشگاه ها و بازیکنان به خاطر همین دلال بازی ها به شدت ضرر کردند.

راه و روشهای دیگری نیز وجود دارند که می توانند بسیار متفاوت باشند. مشارکت در طرحهای بزرگ، همکاری با شرکتها، سازمانها و شبکه ها برای اجرای طرحهای مختلف فرهنگی و…

اغلب باشگاه ها که در ایران تعداد آنها اندک نیست در اصل باشگهاه های ورزشی شرکت یا صنایعی خاص هستند. در این حالت معمولا” شرکت یا سازمان مربوطه پاسخگوی هزینه های آن باشگاه است.

اقتصاد علمی است که در همه حوزه ها نقش اصلی را بازی می کند و ورزش نیز از این امر مستثنی نیست.
در دنیای کنونی ورزش دیگر یک تفریح و سرگرمی نیست، ورزش یک صنعت پرسود است که توانایی بالایی در جذب سرمایه های پایدار دارد. ورزش میدان رقابتی نسبتا سالم برای تقابل ملت ها و ابزاری برای انتقال تفکرات فرهنگی است و این بخش اقتصادی ورزش است که این صنعت را پیش می برد.

حوادث ورزشی تاثیرات شگرفی در اقتصاد کشورها ایجاد می کنند که ردپای این تاثیرات در مراحل گذار آنها به توسعه یافتگی یا ظهور اقتصادی مشهود می باشد. در دنیای معاصر تعداد مدال های المپیک و جام های جهانی نمادی از قدرت اقتصادی، سیاسی و عرض اندام ابرقدرت های دنیا در مراحل پیشرفت و توسعه است. به طوری که فضای ورزشی از شاخصه های توسعه یک کشور محسوب می شود و از لحاظ سیاسی صنعت محبوب و برجسته ای است که سیاست مداران توجه ویژه ای به آن دارند. تاثیر ورزش در ملل دنیا به نحوی است که کشورهای عضو فدراسیون جهانی فوتبال فیفا FIFA از کشورهای عضو سازمان ملل متحد بیشتر است.

 

اقتصاد ورزش به بکارگیری تئوری های اقتصادی برای تحلیل فعالیت های ورزشی اطلاق می شود یا به بیان دقیق تر اقتصاد ورزش به ارزیابی مسائل و الگوهای تخصیص بهینه منابع در سه بخش عملکرد ورزش، تولیدات ورزش و توسعه ورزش می پردازد.

جنبه های مختلف اقتصاد ورزش

-  ایجاد اشتغال مستقیم و غیر مستقیم

-  تولید کالاها، تجهیزات و مکمل های غذایی در ورزش

-  صادرات کالاها و خدمات ورزشی (تجارت بین الملل)

-  رونق گردشگری و توسعه بازارهای محلی از طریق حوادث ورزشی

-  تبلیغات، انتشارات و حق پخش تلویزیونی

-  ایجاد تاسیسات و امکانات گسترده ورزشی

- مسائل فرهنگی و امنیتی

-  افزایش رفاه عمومی و سرمایه اجتماعی و انسانی در جامعه

- مدال های دریافت شده در المپیک (شهرت بین المللی)

 

اگر این فرض را بپذیریم که افزایش روحیه ورزشکاری در جامعه منجر به کاهش احتمال ارتکاب جرم می شود، سرمایه گذاری در گسترش ورزش بسیار کم هزینه تر و کاراتر از سرمایه گذاری در مبارزه و جلوگیری از جرم و جنایت می باشد. ورزش خدمتی است که در مناطق محروم نیز تقاضا می شود و می توان بعضی ورزش های کم هزینه مانند فوتبال را در ایران در شمار کالاهای پست در نظر گرفت که افراد در دهک های پایین درآمدی آن را تقاضا می کنند و همین امر اختصاص یارانه دولتی به ورزش هایی را که می تواند در طبقه پست دسته بندی شوند از لحاظ تئوری های اقتصادی توجیه می کند.

 

ورزش نه تنها در سطح ملی یک صنعت درآمدزا می باشد بلکه شدیدا می تواند به توسعه اقتصادهای محلی و کوچک کمک کند. تقویت ساختار بازار و قوانین ورزش در سطوح منطقه ای می تواند به رشد صنعت ورزش و منافع اقتصادی ناشی از آن در این مناطق کمک کند. شاید بعضی از جنبه های ورزش مانند هزینه های زیربنایی و زیرساختی در مراحل ابتدایی در کشوری مانند ایران یک کالای عمومی محسوب شود و نیاز به دخالت و حمایت دولت باشد تا با استفاده از بازدهی ها نسبت به مقیاس، واحدهای ورزشی، توانایی اداره به صورت خصوصی را در خود ایجاد کنند. در مباحث تجارت بین الملل، این موضوع با عنوان «حمایت از صنایع نوزاد» مطرح می شود.

 

اقتصاد ورزش چیزی جز به‌کارگیری تئوری‌های اقتصادی برای تحلیل فعالیت‌های ورزشی نیست که در دو سطح خرد و کلان انجام می‌شود؛ در سطح خرد، رفتار اقتصادی بازیگران این عرصه اعم از ورزشکاران، بنگاه‌های ورزشی، دولت‌ها و حتی طرفداران و تماشاگران مورد بررسی و پیش‌بینی قرار می‌گیرد و در سطح کلان، تأثیر فعالیت‌های ورزشی بر سایر متغیرهای کلان اقتصادی مطالعه می‌شود.

 

بررسی بازار محصولات و فعالیت‌های ورزشی به گونه‌ای نیست که به راحتی بتوان از تئوری‌های مرسوم خرد و یا کلان برای تبیین آنها استفاده کرد؛ برای تبیین این رفتارها باید به ویژگی‌های خاص این محصولات و ساختار بازار آنها و تفاوتشان با موارد مشابه، توجه داشت. برای اینکه یک تیم موفق باشد، باید نوعی تعادل در آن حاکم بوده و در عین حال، نوعی عدم اطمینان در نتیجه‌گیری وجود داشته باشد؛ چرا که در این رابطه، در صورتی که یک تیم همیشه برتر مطلق بوده و از لحاظ اقتصادی با نوعی عدم اطمینان مواجه نباشد، هیجان و علاقه لازم به تدریج از بین رفته و در نتیجه تقاضا برای آن کم می‌شود. بنابراین برای بهره‌گیری اقتصادی در حوزه ورزشی، تیم‌ها خواهان وجود نوعی عدم اطمینان هستند و لازمه این امر در بودن رقیب است. این در حالی است که در سایر فعالیت‌های اقتصادی وضع به این شکل نبوده و معمولاً موفقیت مطلق بنگاه‌های اقتصادی در ورشگستگی رقیب تعریف می‌شود. در واقع در ورزش، آنچه تیم‌ها تولید می‌کنند، حاصل نوعی فعالیت جمعی است؛ (که در بازارهای کلاسیک خودمان از این رقبا با عنوان همچراغ یاد می شود .)

 

کمبود بودجه  سالها است که بخش ورزش را آزار میدهد تا جایی که سهمیۀ ورزشی هر نفر بدلیل کمبود فضای ورزشی و رشد جمعیت روز بروز کاهش می یابد برای توسعۀ این بخش می توان به توانایهای بخش خصوصی حساب کرد تا در ازای مشوق هایی که دریافت می کنند دولت را در امر گسترش ورزش و اتمام طرح هایی که بدلیل کمبود بودجه راکد مانده اند همراهی و کمک کنند.

 

فوتبال ایران سال های آماتوری خود را پشت سر گذاشته و در حال حاضر به صورت نیمه حرفه ای اداره می شود. این اتفاق چند سالی است که در فوتبال افتاده است. از زمانی که پول وارد آن شد و باشگاه های مختلف پول های هنگفتی را خرج این ورزش پرطرفدار کردند اما در شرایط فعلی و در همین حالت نیمه حرفه ای ، فوتبال برای مدیران فقط هزینه کردن است. موانع زیادی برای پول سازی از این رشته ورزشی در ایران وجود دارد که باعث شده فوتبال ایران درآمد ناچیزی داشته باشد و هر روز زیان مالی بیش تری بدهند، یکی از مهم ترین عوامل این مساله ساختار دولتی فوتبال ایران است.

 

به دلیل دولتی بودن اقتصاد ورزش در ایران، باشگاه ها با یکدیگر رقابت نمی کنند و هیچ سعی ای برای درآمدزایی انجام نمی دهند، زیرا بودجه مورد نظر را از سازمانی که زیرمجموعه آن هستند، دریافت می کنند و نیازی به رقابت برای درآمدزایی ندارند. مسوولان تیم های دولتی وقتی می بینند پول را بدون زحمت از جای دیگر دریافت می کنند مشخص است که با فراغ بال بدون هیچ حس مسوولیتی آن را خرج می کنند و در پایان هم به خاطر قراردادهایی که بدون کارشناس می بندند، بدهکار می شوند و جای خود را به مسوول بعدی می دهند، این اتفاق نه تنها در فوتبال بلکه در کل ورزش ها در سازمان های دولتی می افتد.

 

یکی دیگر از عوامل ناکامی فوتبال ایران در جذب حامیان مالی و اسپانسرها، سیاسی بودن مدیریت ورزشی کشور است که باعث می شود این مسوولان و مدیران با ریزه کاری های ورزشی به خصوص فوتبال آشنا نباشند.  مدیریت ورزشی نیاز به تخصص در زمینه بازاریابی و تشخیص راهکارهای مناسب برای درآمدزایی دارد اما در ایران مدیران برای محبوب شدن بیش تر به سمت ورزش می آیند که البته یکی از علل آمدن مدیران سیاسی به ورزش هم نبود مدیر در بین ورزشی ها است. در فوتبال ایران مدیران تحصیلکرده زیاد نیست و کسانی هم که هستند سعی می کنند خود را از ورزش دور نگه دارند یا دور نگه داشته می شوند، برای همین مدیران سیاسی وارد فضای ورزشی کشور می شوند، بدون اطلاع از اصول علمی مدیریت و اقتصاد ورزشی.

 

فوتبال ایران برای این که به درآمدهای خوبی برسد و حامیان مالی خوبی داشته باشد، باید از مالکیت بخش دولتی به سمت مالکیت بخش خصوصی برود، زیرا اقتصاد دولتی، اقتصاد درون گرا و انحصارگر است و فوتبال نیز از این قاعده مستثنی نیست، وقتی فوتبال دولتی باشد، هیچ استراتژی بلندمدتی برای آن در نظر گرفته نمی شود و همه برنامه ها کوتاه مدت خواهد بود و جالب این که با چنین عملکردی هیچ باشگاهی در ایران تراز مالی خود را ارایه نمی دهد و برای همین نمی توان به طور دقیق در مورد اهداف، برنامه ها و بودجه آن ها نظر داد و کار کارشناسی کرد.

 

در ورزش منظور از خصوصی سازی ایجاد شرایط لازم در جهت تعمیم و گسترش تربیت بدنی و ورزش در کشور با استفاده از سرمایه گذاریهای بخش خصوصی است. با نگاهی به تعاریف متعدد خصوصی سازی می توان مفاهیمی از قبیل بهبود عملکرد، انتقال مالکیت و مدیریت، آزادسازی،ایجاد شرایط رقابت کامل و حذف مقررات دست و پا گیر دولتی را نیز از جمله مفاهیم خصوصی سازی دانست. با در نظر گرفتن این مفاهیم میتوان یک تعریف مشترک و کلی را از واژه خصوصی سازی ارائه کرد: خصوصی سازی فرایندی است که طی آن کارائی مکانیزم بازار، حیات دوباره پیدا میکند و عملکرد فعالیت اقتصادی دولت و بخش عمومی در محک آزمون قرار میگیرد و طی این فرایند میتواند منجر به محدود شدن مالکیت یا مدیریت برخی از واحدهای اقتصادی تحت تملک دولت و واگذاری آن به بازار شود.

انتهای پیام/ن

4. ارديبهشت 1395 - 10:41   |   کد مطلب: 30874
بر اساس نتایج یک مطالعه دانشگاهی، سالانه ۱۵ میلیارد درخت در جهان قطع می شوند و تا ۳۰۰ سال دیگر همه درختان کره زمین از بین می‌رود.

به گزارش آوای سیدجمال به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛بر اساس مطالعات صورت گرفته توسط دانشگاه جنگل‌ها و محیط زیست ییل، سالانه ۵ میلیارد اصله درخت در جهان کاشته می شوند و در مقابل ۱۵ میلیارد اصله قطع می شوند که نشان دهنده کاهش سالانه ۱۰ میلیارد درخت از سطح کره زمین است.

خبر خوب در این مطالعه صورت گرفته این است که ۳ هزار میلیارد درخت در جهان وجود دارد که ۷ برابر تخمین قبلی در این باره است و خبر بد هم اینست که در صورت ادامه روند کنونی، تا ۳۰۰ سال‌آینده همه درخت های موجود بر سطح زمین از بین خواهند رفت.

4. ارديبهشت 1395 - 10:01   |   کد مطلب: 30873
رئیس تبلیغات اسلامی اسدآباد:
1100 نفر در اسدآباد معتکف شدند
رئیس تبلیغات اسلامی اسدآباد از معتکف شدن یک‌هزار و 100 نفر در 6 مسجد این شهرستان خبر داد.

به گزارش آوای سیدجمال حجت‌الاسلام حسین گروسی امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در اسدآباد، با اشاره به اینکه مراسم اعتکاف در شهرستان اسدآباد در شش مسجد شهری و روستایی برگزار شد، اظهار کرد: در این مساجد یک‌هزار و 100 نفر معتکف شدند.

 

وی با اشاره به اینکه سه مسجد در شهرهای اسدآباد و آجین و سه مسجد در روستاهای موسی‌آباد، چنارسفلی و علیا برای مراسم اعتکاف در نظر گرفته شده بود، تصریح کرد: استقبال روستائیان برای حضور در این مراسم معنوی کم‌نظیر بود.

 

رئیس اداره تبلیغات اسلامی اسدآباد با بیان اینکه قرائت دعای ندبه و کمیل در بین معتکفین انجام شد، افزود: امروز هم‌زمان با سالروز وفات حضرت زینب(س) نیز مراسم دعای ام‌الداوود با حضور مداح کشوری انجام می‌شود.

 

گروسی به مراسمات محفل انسی با قرآن نیز اشاره‌ای کرد و گفت: در این مراسم یکی از مؤلفان کتاب‌های تجویدی و قرآنی برنامه‌های مختلفی از جمله روان‌خوانی، تجوید و تفسیر قرآن را برگزار کرده است.

 

رئیس اداره تبلیغات اسلامی اسدآباد یادآور شد: در مجموع بیش از 200 برنامه فرهنگی در مراسم اعتکاف امسال در 6 مسجد شهرستان برگزار شد.

انتهای پیام/ن

4. ارديبهشت 1395 - 9:56   |   کد مطلب: 30872
رنج‌های روحی که برای زینب کبری(س) پیش آمد، اینها برای جناب آسیه(س) پیش نیامده بود. در روز عاشورا زینب کبری این همه عزیزان را در مقابل چشم خود دید که به قربانگاه رفته‌اند و شهید شده‌اند، این همه مصیبت در چشم زینب کبری زیباست.

به گزارش آوای سیدجمال به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ حضرت زینب(س) در 15 رجب سال 62 یا 63 هجری از دنیا رفت. بانوی قهرمانی که پس از شهادت امام حسین(ع) تبیین نهضت عاشورا را بر عهده داشت و پرچمدار این قیام بود. در ادامه به بازخوانی سخنان رهبر انقلاب پیرامون شخصیت این بانوی مکرم اسلام می‌پردازیم:

*در تاریخ نمی‌شود نظیری برای حضرت زینب(س) پیدا کرد

زینب(س) هم در حرکت به سمت کربلا، همراه امام حسین؛ هم در حادثه‌ روز عاشورا آن سختی‌ها و آن محنت‌ها؛ هم در حادثه‌ بعد از شهادت حسین‌ بن‌ علی(ع) بی‌سرپناهی این مجموعه‌ به جا مانده‌ کودک و زن، به عنوان یک ولى الهی آنچنان درخشید که نظیر او را نمی‌شود پیدا کرد؛ در طول تاریخ نمی‌شود نظیری برای این پیدا کرد، بعد هم در حوادث پی‌درپی در دوران اسارت زینب در کوفه، در شام تا این روزها که روز پایان آن حوادث است و شروع یک سر آغاز دیگری است برای حرکت اسلامی و پیشرفت تفکر اسلامی و پیش بردن جامعه‌ اسلامی. برای خاطر همین مجاهدت بزرگ، زینب کبری(س) در نزد خداوند متعال یک مقامی یافته است که برای ما قابل توصیف نیست.

*تفاوت حضرت زینب(س) با آسیه(س)

شما ملاحظه کنید؛ در قرآن کریم به عنوان یک نمونه‌ کامل ایمان، خدای متعال دو زن را مثال می‌زند؛ به عنوان نمونه‌ کفر هم دو زن را مثال می‌زند. «ضرب اللَّه مثلا للّذین کفروا امرأت نوح و امرأت لوط کانتا تحت عبدین من عبادنا»؛ که این دو مثال مربوط است به زنانی که نمونه‌ کفرند. یعنی به عنوان نمونه، از مردان مثال نمی‌آورد؛ از زنان مثال می‌آورد؛ هم در باب کفر، هم در باب ایمان. «و ضرب اللَّه مثلا للّذین امنوا امرأت فرعون»؛ یکی زن فرعون را به عنوان نمونه‌ کامل ایمان مثال می‌آورد، یکی هم حضرت مریم کبری؛ «و مریم ابنت عمران».

یک مقایسه‌ کوتاه بین زینب کبری و بین همسر فرعون، عظمت مقام زینب کبری را نشان می‌دهد. در قرآن کریم، زن فرعون نمونه‌ ایمان شناخته شده است، برای مرد و زن در طول زمان تا آخر دنیا. آن وقت مقایسه کنید زن فرعون را که به موسی ایمان آورده بود و دلبسته‌ آن هدایتی شده بود که موسی عرضه می‌کرد، وقتی در زیر فشار شکنجه‌ فرعونی قرار گرفت که با همان شکنجه هم - طبق نقل تواریخ و روایات - از دنیا رفت، شکنجه‌ جسمانی او، او را به فغان آورد: «اذ قالت ربّ ابن لی عندک بیتا فی الجّنة و نجّنی من فرعون و عمله»؛ از خدای متعال درخواست کرد که پروردگارا! برای من در بهشت خانه‌ای بنا کن. در واقع، طلب مرگ می‌کرد؛ می‌خواست که از دنیا برود. «و نجّنی من فرعون و عمله»؛ من را از دست فرعون و عمل گمراه‌کننده‌ فرعون نجات بده. در حالی که جناب آسیه - همسر فرعون - مشکلش، شکنجه‌اش، درد و رنجش، درد و رنج جسمانی بود؛ مثل حضرت زینب، چند برادر، دو فرزند، تعداد زیادی از نزدیکان و برادرزادگان را از دست نداده بود و در مقابل چشم خودش به قربانگاه نرفته بودند.

این رنج‌های روحی که برای زینب کبری پیش آمد، اینها برای جناب آسیه - همسر فرعون - پیش نیامده بود. در روز عاشورا زینب کبری این همه عزیزان را در مقابل چشم خود دید که به قربانگاه رفته‌اند و شهید شده‌اند: حسین‌ بن‌ علی(ع) - سیدالشهداء - را دید، عباس را دید، علی‌اکبر را دید، قاسم را دید، فرزندان خودش را دید، دیگر برادران را دید. بعد از شهادت، آن همه محنت‌ها را دید: تهاجم دشمن را، هتک احترام را، مسئولیت حفظ کودکان را، زنان را. عظمت این مصیبت‌ها را مگر می‌شود مقایسه کرد با مصائب جسمانی؟

اما در مقابل همه‌ این مصائب، زینب به پروردگار عالم عرض نکرد: «ربّ نجّنی»؛ نگفت پروردگارا! من را نجات بده. در روز عاشورا عرض کرد: پروردگارا! از ما قبول کن. بدن پاره پاره‌ برادرش در مقابل دست، در مقابل چشم؛ دل به سمت پروردگار عالم عرض می‌کند: پروردگارا! این قربانی را از ما قبول کن. وقتی از او سؤال می‌شود که چگونه دیدی؟ می‌فرماید: «ما رأیت الّا جمیلا».

این همه مصیبت در چشم زینب کبری زیباست؛ چون از سوی خداست، چون برای اوست، چون در راه اوست، در راه اعلای کلمه‌ اوست. ببینید این مقام، مقام چنین صبری، چنین دلدادگی نسبت به حق و حقیقت، چقدر متفاوت است با آن مقامی که قرآن کریم از جناب آسیه نقل می‌کند. این، عظمت مقام زینب را نشان می‌دهد. کار برای خدا این جور است. لذا نام زینب و کار زینب امروز الگوست و در دنیا ماندگار است.

بقای دین اسلام، بقای راه خدا، ادامه‌ پیمودن این راه به وسیله‌ بندگان خدا، متکی شده است، مدد و نیرو گرفته است از کاری که حسین‌ بن‌ علی(ع) کرد و کاری که زینب کبری کرد. یعنی آن صبر عظیم، آن ایستادگی، آن تحمل مصائب و مشکلات موجب شد که امروز شما می‌بینید ارزش‌های دینی در دنیا، ارزش‌های رائج است. همه‌ این ارزشهای انسانی که در مکاتب گوناگون، منطبق با وجدان بشری است، ارزش‌هایی است که از دین برخاسته است؛ اینها را دین تعلیم داده است. کار برای خدا خاصیتش این است.

*حماسه‌ زینب کبری(س) مکمل حماسه‌ عاشورا است

حماسه زینب کبری(س) است که مکمل حماسه‌ عاشورا است؛ بلکه به یک معنا حماسه‌ای که بی‌بی زینب کبری(س) به‌ وجود آورد، احیاکننده و نگه‌دارنده‌ حماسه‌ی عاشورا شد. عظمت کار زینب کبری(س) را نمی‌شود در مقایسه‌ با بقیه‌ حوادث بزرگ تاریخ سنجید؛ باید آن را در مقایسه‌ با خود حادثه‌ عاشورا سنجید و انصافاً این دو عدل یکدیگرند.

این انسان ب عظمت، این بانوی بزرگ اسلام بلکه بشریت توانست در مقابل کوه سنگین مصائب، قامت خود را استوار و برافراشته نگه‌ دارد، حتی لرزشی هم در صدای این بانوی بزرگ از این‌ همه حادثه پدید نیامد؛ هم در مواجهه‌ با دشمنان، هم در مواجهه‌ با مصیبت و حوادث تلخ، مثل یک قله‌ سرافراز استواری ایستاد؛ درس شد، الگو شد، پیشوا شد، پیشرو شد. در بازار کوفه، در حال اسارت، آن خطبه‌ شگفت‌آور را ایراد کرد: «یا اَهلَ‌الکوفَةِ یا اَهلَ الخَتلِ و الغَدرِ اَ تَبکونَ، اَلا فَلا رَقأَتِ العَبرَةُ وَ لاهَدَأَتِ الزَّفرَةُ اِنَّما مَثَلُکُم کَمَثَلِ التِی نَقَضَت غَزلَها مِن بَعدِ قُوَّةٍ اَنکاثاً» تا آخر؛ لفظ مثل پولادْ محکم، معنا مثل آب روان تا اعماق جان‌ها می‌نشیند.

*حضرت زینب(س) سختی‌هایی را که دشمن تحمیل کرده بود، تحقیر کرد

در آنچنان وضعیتی زینب کبری مثل خود امیرالمؤمنین حرف زد؛ تکان داد دل‌ها را، جان‌ها را و تاریخ را؛ این سخن ماند در تاریخ؛ این در مقابل مردم در محمل اسارت. بعد هم، هم در مقابل ابن‌ زیاد در کوفه، هم چند هفته بعد در مقابل یزید در شام، با آن‌ چنان قدرتی سخن گفت که هم دشمن را تحقیر کرد، هم سختی‌هایی را که دشمن تحمیل کرده بود، تحقیر کرد. شما می‌خواهید خاندان پیغمبر را به خیال باطل خودتان مغلوب کنید، منکوب کنید، ذلیل کنید؟ لِلّهِ العِزَّةُ وَ لِرَسولِهِ وَ لِلمُؤِمنین. مجسمه‌ عزت است زینب کبری، همچنان‌ که حسین بن علی(ع) در کربلا، در روز عاشورا مجسمه‌ عزت بود. نگاه او به حوادث با نگاه دیگران فرق دارد؛ با آن‌ همه مصیبت، وقتی دشمن می‌خواهد او را شماتت کند، می‌گوید: ما رَاَیتُ اِلّا جَمیلاً؛  آنچه دیدم زیبا بود؛ شهادت بود، داغ بود، اما در راه خدا بود، برای حفظ اسلام بود، ایجاد یک جریانی بود در طول تاریخ تا امت اسلام بفهمند که چه‌کار باید بکنند، چگونه باید حرکت کنند، چگونه باید بایستند.

*عزت حضرت زینب(س) عزت اسلام است

این کارِ بزرگ حماسه‌ زینبی است؛ این عزت ولى خدا است. زینب کبری از اولیاءالله است؛ عزت او عزت اسلام است؛ اسلام را عزیز کرد، قرآن را عزیز کرد. ما البتّه آن بلندپروازی را نداریم، آن همت را نداریم که بخواهیم بگوییم رفتار این بانوی بزرگ الگوی ما است؛ ما کوچک‌تر از این حرف‌ها هستیم؛ اما باید به‌ هر حال حرکت ما در جهت حرکت زینبی باشد؛ باید همت ما، عزت اسلام و عزت جامعه‌ اسلامی و عزّت انسان باشد؛ همان‌ که خدای متعال با احکام دینی و شرایع بر پیغمبران، مقرّر فرموده است.

انتهای پیام/ن

3. ارديبهشت 1395 - 9:33   |   کد مطلب: 30867
با وجود تلاش‌ رسانه‌های غربی برای تصویرسازی فاصله جوانان ایرانی با ارزش‌های دینی، مصداق‌های مختلفی مانند اعتکاف و استقبال گسترده جوانان از این مراسم وجود دارد که البته بایکوت می‌شوند.

به گزارش آوای سیدجمال به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مشرق؛ اعتکاف جزو آن دسته از مراسم‌هایی در ایران است که از هر قشر و از هر سن و سالی و با هر تیپ ظاهری، به مدت سه روز (13 تا 15 رجب) در مساجد فقط یک کار انجام می‌دهند و آن هم "عبادت" است. اعتکاف فرصتی برای نزدیکی به خدا و دوری از انحراف است و عبادتی مستقل به مثابه حج که هر سال پرشورتر از سال قبل برگزار می‌شود، به‌طوری که سال گذشته 700 هزار نفر در این مراسم شرکت کردند و امسال نیز ۵۵۰۰ مسجد میزبان معتکفان روزه‌دار است.

ابعاد این مراسم معنوی از نظر تعداد افراد شرکت‌کننده به نسبت جمعیت کل کشور که اکثریت حضور در این مراسم نیز با بانوان است، تقریبا هر سال مورد بی‌توجهی رسانه‌های جریان اصلی در غرب (Mainstream media) قرار می‌گیرد در صورتی که اتفاق‌های به مراتب کوچک‌تر از مراسم اعتکاف در ایران توسط این رسانه‌ها مورد پوشش خبری قرار می‌گیرد؛ سوژه‌ها و اتفاق‌هایی که به ارزش‌های غرب نزدیک اما در تعارض با دین و مذهب ایرانیان محسوب می‌شود.

جوانانی که تیتر یک نمی‌شوند / ویرایش
سال گذشته 700 هزار نفر در مراسم اعتکاف شرکت کردند و امسال نیز ۵۵۰۰ مسجد میزبان معتکفان روزه‌دار است

رسانه‌های غربی مدت‌ها است که مولفه‌های تقویت‌کننده فرهنگ ایرانی-اسلامی را بایکوت خبری می‌کنند و با علاقه به انتشار گزارش‌های گوناگون از شرکت بعضی جوانان در پارتی‌های مختلط، رقص، مصرف مشروبات الکلی، روابط خارج از قاعده دختر و پسران ایرانی و حتی موضوعات مرتبط با سکس و همجنس‌بازی دست می‌زنند.

غرب به سرکردگی آمریکا شبیه این رفتار با ایران را با هر کشور دارای ایدئولوژی مستقل و هویت ساز (بدون توجه به نام و نوع ایدئولوژی حاکم بر آن کشور) انجام می‌دهد. اتحاد جماهیر شوروی بی‌شک نمونه‌ای قابل تامل در این موضوع است؛ تقابل شوروی و آمریکا در مسیر گسترش و محصور کردن کمونیسم به بسیاری از نقاط جهان به ویژه اروپای غربی، غرب آسیا (خاورمیانه) و جنوب شرقی آسیا نیز کشیده شد ولی در نهایت با سقوط کمونیسم و فروپاشی و تجزیه اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ به پایان رسید. آمریکا حالا با تکیه بر تجربه عظیم تاریخی خود در رابطه با شوروی و بسیاری از دیگر کشورهای جهان سعی دارد پیش زمینه استحاله و فروپاشی نظام جمهوری اسلامی را از درون فراهم نماید.

جوانانی که تیتر یک نمی‌شوند / ویرایش
اعتکاف تقریبا هر سال مورد بی‌توجهی رسانه‌های جریان اصلی در غرب (Mainstream media) قرار می‌گیرد در صورتی که اتفاق‌های به مراتب کوچک‌تر از این مراسم در ایران توسط این رسانه‌ها مورد پوشش خبری قرار می‌گیرد

انعکاس "ایرانی که آمریکا می‌پسندد" را باید در گزارشات رسانه‌های جریان اصلی دید که از جمله آنها می‌توان به یکی از شماره‌های سال گذشته نشریه‌ آمریکایی «تایم» اشاره کرد که در پرونده‌‌ ویژه‌ شماره‌ خود با عنوان «ایران ۲۰۲۵: چگونه دهه‌ آینده تغییر را ایجاد خواهد کرد؟» مانند رویه‌ همیشگی رسانه‌های غربی، تلاش کرد تا "آرزوها" و "رؤیاهای" خود از ایران را به خورد مخاطبان دهد. مهم‌ترین مسئله‌ای که «تایم» تلاش می‌کند تا به آن دست یابد، این است که روزی روزگاری فرا می‌رسد که ایران دیگر کشوری «دینی و انقلابی» نباشد.

جوانانی که تیتر یک نمی‌شوند / ویرایش
مهم‌ترین مسئله‌ای که «تایم» تلاش می‌کند تا به آن دست یابد، این است که روزی روزگاری فرا می‌رسد که ایران دیگر کشوری «دینی و انقلابی» نباشد
 

چند ماه قبل‌تر نیز نشریه‌ اکونومیست نیز پرونده‌ای را درباره‌ ایران منتشر کرده بود با عنوان «انقلاب تمام شد» و استدلال کرده بود که جامعه‌ ایران در حال دور شدن از فضای دینی و انقلابی است.

جوانانی که تیتر یک نمی‌شوند / ویرایش
یکی از شماره‌های نشریه‌ اکونومیست با عنوان «انقلاب تمام شد»، استدلال کرده بود که جامعه‌ ایران در حال دور شدن از فضای دینی و انقلابی است

تلاش‌های این رسانه‌ها مبنی بر این که ظاهر اسلامی جامعه ایران تحت تأثیر تبدیل شدن جوانان لیبرال به اکثریت، آهسته آهسته در حال از بین رفتن است و ادعاهای آنان که این جوانان "غربی‌شده" یکی از بزرگ‌ترین تهدیدات بلندمدت علیه شکل کنونی حاکمیت دینی در ایران هستند را در خبرهای مختلف می‌توان مشاهده کرد. رسانه‌های غربی با فرستادن خبرنگاران خود به ایران جهت تهیه گزارش، به دنبال بازتاب تصویر دلخواه خود از فضای جامعه ایران هستند که این روند همچنان نیز ادامه دارد.

از طرفی بسیاری از نظریه‌پردازان و مراکز مطالعاتی در غرب به‌ویژه در آمریکا حتی راهکارهایی (فارغ از قابلیت اجرایی) را پیشنهاد می‌دهند تا با اجرای آنها به‌وسیله «دیپلماسی عمومی»، جامعه ایران هر روز از ارزش‌ها و فرهنگ خود که بر اصالت دین استوار است، دور شود و فضای جامعه ایرانی به اباحه‌گری و لیبرال مسلکی نزدیک گردد. برای نمونه روزنامه آمریکایی «وال‌استریت ژورنال» در مقاله‌ای به قلم "پیتر کوهانلو" برای تغییر رفتار ایرانی‌ها پیشنهاداتی از جمله تبلیغ و حمایت از مسیحیت پروتستان در ایران را داده است!

جوانانی که تیتر یک نمی‌شوند / ویرایش
رسانه‌های غربی مدت‌ها است که مولفه‌های تقویت‌کننده فرهنگ ایرانی-اسلامی را بایکوت خبری می‌کنند و با علاقه به انتشار گزارش‌های گوناگون از شرکت بعضی جوانان در پارتی‌های مختلط، رقص، مصرف مشروبات الکلی، روابط خارج از قاعده دختر و پسران ایرانی و حتی موضوعات مرتبط با سکس و همجنس‌بازی دست می‌زنند

دلیل اصلی رسانه‌های غربی برای نپرداختن به مراسم‌های پرجمعیت دینی مردم ایران نظیر اعتکاف و شب‌های قدر دیگر اکنون مشخص شده زیرا با رویکرد اصلی آنها یعنی "تصویرسازی از دور شدن جوانان ایران از معنویت دینی و باورهای انقلابی" در تضاد است؛ البته رسانه‌های فارسی‌زبان زیرمجموعه آنها مانند بی‌بی‌سی فارسی، به‌دلیل داشتن مخاطب ایرانی نمی‌توانند مراسم پرشوری مثل اعتکاف در ایران را سانسور کنند اما به جای آن سعی در مخدوش کردن تصویر این "تجمع مذهبی" در اذهان ایرانیان دارند.

بخش فارسی شبکه انگلیسی بی‌بی‌سی، سال گذشته در گزارشی ضمن اعتراف به جمعیت انبوه معتکفان در سراسر کشور، اعتکاف را نه یک مراسم دینی، بلکه محصول فرهنگی حکومت دانست: «صدها هزار ایرانی دومین روز از مراسم اعتکاف را پشت سر می‌گذارند. مراسمی که در گذشته به فراموشی سپرده شد، ولی با تلاش‌های حکومت ایران، مانند بعضی دیگر از مراسم دینی، جا افتاد و فراگیر شد.»

جوانانی که تیتر یک نمی‌شوند / ویرایش
برگزاری باشکوه سنت حسنه اعتکاف و استقبال گسترده مردم به‌ویژه جوانان از این مراسم معنوی نشان از دقیق نبودن ادعاهای رسانه‌های غربی در مورد بریدن نسل جدید جامعه ایران از دین و انقلاب است

بی‌بی‌سی با تشکیک در مستند بودن این مراسم به منابع دینی، می‌کوشد تا آن را "ابداع" جمهوری اسلامی ایران به منظور بهره‌برداری سیاسی معرفی کند و حتی آمار رسمی سازمان تبلیغات اسلامی را مبنی بر اعلام منبع مالی این مراسم که «از بودجه حکومتی نیست و توسط معتکفان و نذورات مردمی تامین می‌شود» را دروغ می‌پندارد تا بتواند با زیر سوال بردن این آیین دینی، از برد تاثیرگذاری معنوی این مراسم در جامعه کم کند.

برگزاری باشکوه سنت حسنه اعتکاف و استقبال گسترده مردم به‌ویژه جوانان از این مراسم معنوی نشان از دقیق نبودن ادعاهای رسانه‌های غربی در مورد بریدن نسل جدید جامعه ایران از دین و انقلاب است؛ البته در ایران جوانانی که به ارزش‌های دینی بی‌توجه ‌هستند، وجود دارد اما به واقع رسانه‌های غربی بیشتر درصدد بیان آرزوهای خود نسبت به جامعه جمهوری اسلامی در گزارش‌های خود هستند تا بیان همه واقعیت‌های ایران.

 

انتهای پیام/ن

2. ارديبهشت 1395 - 19:20   |   کد مطلب: 30864
دوم اردیبهشت سالروز وفات قیصر امین پور است؛ شاعری نام آشنا که رهبر معظم انقلاب در وصفش فرمود: " از دست دادن او برای این جانب و برای همه‌ اصحاب شعر و ادب، خسارت‌بار است".

به گزارش آوای سیدجمال،به نقل از نافع، قیصر امین پور، شاعر آب و آیینه و باران حالا 9 بهار است که آرام و آسوده خوابیده است.

 

قیصر چنانچه از شعرهایش مى آید، جنوبى است و اهل «گتوند».شهرستانی در شمال خوزستان.وی دورانی از زندگی خود را در شهرستان دزفول گذراند. 

 

 

به همین خاطر هست كه جنگ را مى توان در اشعار روزگار جوانى اش به دیده ذهن دید و پریشان شد و بارید. 

 

آثار قیصر امین پور در محافل و جشنواره هاى ادبى همواره مطرح بوده و هستند. چنانكه او درسال 1368 توانست تندیس مرغ آمین را از جایزه ویژه نیما دریافت كند و دو كتابش با نام هاى «ظهر روز دهم» و «به قولى پرستو» در همان سالهاى نشریعنى در سال هاى 1365 و 1375 جایزه جشنواره كتاب كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوان را از آن خود كرد.

 

 

قیصر امین پور همچنین جایزه تندیس ماه طلایى را كه به برگزیدگان شعر كودك و نوجوان 20 ساله اخیر تقدیم شده است، به دست آورده است.

درباره كتاب معروف او «سنت و نو آورى در شعر معاصر» برخى از اهالى شعر و ادب معتقدند كه او درباره شاملو كمى بى عنایتى كرده و به حرفهاى اخوان بیشتر پرداخته كه شاید مأخذ لازم را در اختیار نداشته و درباره بعضى ها هم مثل خانلرى و توللى، گزینش غیر لازم صورت گرفته است.

 

 

قیصر امین پور و اشعارش، نمونه كامل زبان نسل دوم انقلاب است. نسلى كه از آرمان گرایى رفته رفته به واقع گرایى رخ پوشانده و همین واقع گرایى موجب نوشدن افكار و آراى آنها را داشته است. شاید به همین خاطر باشد كه اشعار دهه آخر عمر امین پوربیش از پیش مورد استقبال و اشتیاق نسل سوم انقلاب قرار گرفته است و آنها در كتابخانه هاى خود لااقل یكى از دیوان هاى او را در كتابخانه خود به غنیمت برده اند.

 

 

سراپا اگر زرد وپژمرده ایم

ولى دل به پاییز نسپرده ایم

چوگلدان خالى لب پنجره

پر از خاطرات ترك خورده ایم

دلى سربلند و سرى سربه زیر

از این دست  عمری به سر برده ایم

 

انتهای پیام/ن

2. ارديبهشت 1395 - 19:18   |   کد مطلب: 30863
با بدرقه نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه همدان ۸۰ نفر از نمایندگان اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش آموزان برای دیدار با مقام معظم رهبری عازم تهران شدند.

به گزارش آوای سیدجمال،به نقل از نافع، آیت‌الله غیاث الدین طه‌محمدی نماینده ولی‌فقیه در استان در دیدار با مسئولان انجمن‌های اسلامی مدارس، شوق افراد برای دیدار با رهبر معظم انقلاب را نشان از طینت پاک آن‌ها دانست و اظهار داشت: همان‌طور که شما بی‌صبرانه، مشتاق دیدار نایب امام زمان (عج) هستید عده‌ای نیز کینه‌توزانه درصدد دشمنی هستند که این امر نیز به طینت آن‌ها برمی‌گردد.

 

 

وی اشاره به تلاش دشمنان برای تخریب چهره روحانیت در جامعه افزود: ما در آخرالزمان بوده و در این دوران دشمنان ما به برخی شیاطین لباس دین را پوشانده تا با انجام کارهای زشت نگاه مردم به روحانیت را عوض کنند چراکه وقتی انسان به عالم دینی بدبین شد دین را نیز از دست خواهد داد.

 

 

محمدی در ادامه گفت: در اوایل انقلاب اسلامی افرادی بودند که تز اسلام منهای روحانیت را مطرح می‌کردند که امام (ره) در مخالفت با آن‌ها فرمودند اسلام منهای روحانیت مانند کشوری است که پزشک نداشته باشد.

 

 

وی خطاب به جوانان با قدردانی از والدین تصریح کرد: شما باید شکرگذار پدران و مادران خود باشید که با دادن شیر و لقمه حالا و تربیت درست شما را در صف موافقان دین قرار داده‌اند.

 

 

عضو مجلس خبرگان دیدار با رهبر معظم انقلاب را نقطه عطفی در زندگی جوانان برشمرد و افزود: این دیدار برای شما جوانان مفید بوده و مقدمه‌ای برای یک آغاز است چراکه به لطف خداوند متعال باید خود را آماده دیدار امام زمان (عج) بکنید.

 

 

وی با برشمردن مراحل تربیتی در افراد گفت: تربیت انسان‌ها از دوران کودکی و نوجوانی نیست بلکه تربیت افراد از زمان شیرخوارگی آن‌ها آغاز می‌شود لذا اگر تربیت درستی صورت گیرد در آینده نوجوانان و جوانان خود را ملزم به رعایت شرعیات می‌کنند.

 

 

معاون فرهنگی و پرورشی اداره کل آمورش و پرورش نیز با تأکید بر لزوم توجه به حقوق و تکالیف افراد در جامعه افزود: مسائل شهروندی ازجمله اموری است که در سطح جهانی مطرح بوده و مبانی‌ آن در قرن 16 میلادی پایه‌گذاری شده است.

 

 

وی با اشاره به سخنان حضرت علی (ع) در باب حقوق و تکالیف خاطرنشان کرد: ایشان 1400 سال پیش به تشریح و بیان حق آزادی، نام، زندگی، مالکیت و غیره پرداخته‌اند لذا اگر گذری بر نهج‌البلاغه داشته باشیم حقوق شهروندی را در این کتاب شریف می‌یابیم.

 

 

آقا یوسفی با بیان اینکه ما به‌عنوان شهروند تکالیف و حقوقی داشته که باید به آن‌ها اهمیت دهیم موارد بیان‌شده از سوی رهبر معظم انقلاب درباره سبک زندگی را از این امور برشمرد و افزود: در حال حاضر ریسک رفتاری در جوانان و نوجوانان ما بالا بوده که این امر کیفیت و مدت عمر در افراد را کاهش می‌دهد.

 

 

وی در ادامه خطاب به جوانان گفت: دشمنان تلاش می‌کنند شما را  از درون تهی کرده چراکه وقتی ما برای خود ارزش نداشته باشیم از ما عمل خیری نیز سر نمی‌زند.

 

این مقام مسئول با اشاره به اینکه ما باید قدران نعمت آزادی باشیم ابراز کرد: ما باید بدانیم در برابر دیگران چه حقوق و تکالیفی داشته و قانون اساسی برای ما چه مواردی را تعیین کرده است لذا باید به‌عنوان یک فرد مسلمان از ظرفیت‌ها استفاده کرده و قدردان بالاترین لطف خود یعنی آزادی باشیم.

 

 

3 هزار نفر از اعضای اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش آموزان صبح فردا در حسینیه امام خمینی (ره) با رهبر معظم انقلاب دیدار می‌کنند از استان همدان نیز 80 نفر از مسئولان انجمن‌های اسلامی مدارس در این دیدار حضور خواهند داشت.

 

انتهای پیام/ن

برچسب‌ها: 
2. ارديبهشت 1395 - 19:13   |   کد مطلب: 30862
سخنگوی اورژانس مازندران از سقوط پسر بچه‌ای هفت ساله در رودخانه مکارود جاده کندوان خبر داد.

به گزارش آوای سیدجمال،به نقل از ایسنا، «ذکریا اشکپور» در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: صبح امروز(پنج‌شنبه دوم اردیبهشت‌ماه) ساعت 11:45 وقوع حادثه سقوط پسر بچه در رودخانه به مرکز پیام غرب استان مازندران اعلام شد.

 

 

وی افزود: در این حادثه سقوط، پسر بچه 7 ساله به همراه خانواده به کنار رودخانه پر آب در منطقه مکارود در جاده کندوان رفته بودند.

 

اشکپور با اشاره به این‌که پسر بچه ۷ ساله هنگام بازی به داخل رودخانه سقوط کرد، تصریح کرد: برای این مأموریت همکاران، از پایگاه مجلار بلافاصله به محل حادثه اعزام شدند.

 

سخنگوی اورژانس مازندران گفت: این کودک، پس از نیم ساعت جستجو، توسط همکاران هلال‌احمر از آب بیرون کشیده شد اما به‌علت مدت زیاد خفگی در آب متأسفانه فوت شده بود و اقدامات احیاء بی‌ثمر ماند.

 

وی یادآور شد: در نهایت جسد کودک به‌علت بی‌قراری خانواده توسط همکاران اورژانس به درمانگاه مرزن‌آباد منتقل شد. 

انتهای پیام/ن

2. ارديبهشت 1395 - 19:08   |   کد مطلب: 30861
قاضی شهریاری، سرپرست دادسرای امور جنایی تهران بزرگ در رابطه با ماجرای پلمپ خانه اولادی و دستگیری یک زن در خصوص پرونده مرگ این بازیکن توضیحاتی را ارائه داد.

به گزارش آوای سیدجمال،  به نقل از فارس، وی افزود: یکی از شایعاتی که در خصوص این پرونده مطرح می‌شود موضوع پلمب خانه مرحوم است که این موضوع نیز صحت ندارد و این اتفاق نیفتاده است.

 

 

سرپرست دادسرای امور جنایی تصریح کرد: یکی دیگر از شایعاتی که این روزها مطرح شده درباره دستگیری یک زن در این پرونده است که متاسفانه این نیز از همان دست شایعاتی است که برخی از رسانه‌ها به آن پرداخته‌اند و به هیچ عنوان صحت ندارد.

 

قاضی شهریاری گفت: پیکر مهرداد اولادی بر اساس اعلام نظر مسئولان بیمارستان با عارضه ایست قلبی به بیمارستان آورده شده و از آنجا که باید علت ایست قلبی مشخص می‌شده است پیکر مرحوم به پزشکی قانونی منتقل شد تا کالبدشکافی صورت گیرد. 

 

وی گفت: پس از آنکه آزمایشات انجام شود به طور قطع نتیجه به اطلاع شهروندان خواهد رسید.

 

انتهای پیام/ن

برچسب‌ها: 

صفحه‌ها

اشتراک در پایگاه خبری تحلیلی آوای سیدجمال RSS