
به گزارش آوای سیدجمال امیر خجسته در گفتگو با "نافع" تصریح کرد: به نوعی می توان گفت که این رویداد هم تلخ و هم شیرین بود زیرا در برخی دستگاه ها مانند بنیاد شهید، اختلاس و مفاسد مشخص شد، اما متاسفانه به دلیل نبود عزم جدی در برخی مسئولان نافرجام مانده است.
وی اظهار کرد: پرونده مفاسد اقتصادی به دستگاه قضایی نیز ارجاع شده، اما ابتدا باید در مجلس قرائت شود تا به جریان بیفتد.
خجسته خاطرنشان کرد: متاسفانه وارد شدن فشارهای درونی و بیرونی مانع از قرائت این موضوع در مجلس شده و این موضوع تلخی است.
وی ادامه داد: همچنین تصویب برجام با هماهنگی مسئولان نظام از دیگر رویدادهای خبری مهم مجلس بود که چهره خبیث آمریکا را بیش از پیش مشخص ساخت.
نماینده مردم همدان و فامنین در خانه ملت تصریح کرد: در داخل و خارج از کشور کسانی وجود داشتند که تصور می کردند می توان به آمریکا اعتماد کرد، اما رهبر معظم انقلاب که منویاتشان به عنوان حجت شرعی برای ما تلقی می شود؛ پیش بینی کردند که آمریکا، صادق نبوده و به تعهدات خود عمل نخواهد کرد.
خجسته اظهار کرد: مصوبه برجام نشان داد که پیش بینی مقام معظم رهبری درباره بدعهدی آمریکایی ها درست است و ماهیت خبیث آمریکا و صلح طلبی ایران را به جهان ثابت کرد.
وی اضافه کرد: توجه به مسئله اقتصاد مقاومتی و رونق کسب و کار و مکلف کردن دولت به استفاده از همه توان خود برای حمایت از تولید ملی نیز از دیگر رویدادهای مهم سال گذشته بود.
پایان پیام/ن
به گزارش آوای سیدجمال به نقل از تسنیم، روز جمعه مسابقات انتخابی تیم ملی کشتی آزاد برای حضور در رقابت های المپیک ریو در سالن آزادی تهران برگزار شد که میثم مصطفی جوکار تنها نماینده همدان در این مرحله از انتخابی بود.
میثم جوکار در وزن 86 کیلوگرم به مصاف علیرضا کریمی از البرز، احسان لشگری از قزوین و رضا بیات از تهران رفت و بعد از برتری برابر لشگری و بیات، در فینال که مباحث داوری سر و صدای زیادی به پا کرد مغلوب علیرضا کریمی شد تا دوبنده تیم ملی در مسابقات المپیک تابستانی 2016 ریو را از دست بدهد.
جوکار برای حضور در انتخابی تیم ملی تمرینات سختی را پشت سر گذاشته بود و آمادگی بالای او در این مرحله از مسابقات نشان داد که کشتیگیر استان تمام سختی ها را به جان خریده و عزم خود را جزم کرده بود تا راهی المپیک شود اما نهایت دست کشتی همدان از المپیک ریودوژانیرو بازماند تا ورزش اول استان وارد فازی تازه شود.
رویاهای بر باد رفته کشتی
کشتی همدان در سه دوره قبلی المپیک نماینده داشت و حالا با ناکامی مصطفیجوکار، این روند قطع میشود تا بی تردید ورزش استان همدان در المپیک توانایی کسب مدال هم نداشته باشد.
در المپیک 2004 آتن، مسعود مصطفیجوکار روی تشک رفت و برای نخستین بار همدان را صاحب مدال المپیکی کرد. او در کشتی آزاد نایب قهرمان المپیک 2004 آتن شد تا این مدال سرآغاز فصلی تازه برای ورزش استان همدان باشد.
چهار سال بعد میثم مصطفیجوکار و سعید ابراهیمی نمایندگان همدان در المپیک 2008 پکن بودند. اگرچه این دو کشتی گیر در کسب مدال ناکام مانده و عملکرد خوبی به منصه ظهور نگذاشتند اما حضور دو نماینده از کشتی همدان در بزرگترین رویداد ورزشی دنیا ثابت کرد که کشتی همدان بی تردید حرفهای زیادی برای گفتن دارد و در آن مقطع چیزی از مازندران و ظرفیتهایش کم نداشت.
در المپیک 2012 لندن اما نابغهای به نام صادق گودرزی ظهور کرد تا رویاهای کشتی همدان را بارور کند. گودرزی که در ویترین افتخارات خود عناوین مختلف جا داده بود در المپیک با شایستگی به فینال رسید اما در کشتی آخر غول بی شاخ و دمی به نام جوردن باروفس پدید آمد تا کشتی همدان را از رسیدن به مدال طلای المپیک محروم کند.
حالا بعد از سه دوره حضور در المپیک، کشتی همدان نمایندهای در معتبرترین رویداد ورزشی دنیا نخواهد داشت. کشتی همدان در باد تک ستارهای به نام میثم جوکار خوابید و بدون پشتوانه سازی، حالا کاسه چه کنم چه کنم بر دست گرفته است.
حمایت ضعیف از رشته المپیکی
چیزی که پیداست اینکه کشتی همدان در یکی دو سال اخیر به خوبی مورد حمایت قرار نگرفته است. اگرچه مسئولان هیئت کشتی آنچنان که باید عمل نکردهاند اما تیمداری در لیگ برتر که خواسته مسئولان ارشد استان بوده، کشتی همدان را زیر بدهیهای سنگین برده و همین مساله موجب شده که تمام دغدغه متولیان هیئت کشتی همدان به بدهیهای مالی معطوف باشد.
از سویی مسئولان ارشد استان آنچنان که باید کشتی را حمایت نکردهاند و این ادعا به خوبی در تزریق منابع مالی در قیاس با فوتبال و به خصوص تیم پاس مشهود است.
این روزها تمام فکر و ذکر مسئولان ارشد استان به ابقای پاس در لیگ دسته اول فوتبال ایران معطوف شده و شاید ناکامی میثم مصطفیجوکار و کشتی استان از رسیدن به المپیک، نتیجه غفلت مسئولان از کشتی و حمایت از این رشته باستانی باشد.
البته نباید این موضوع را به باد فراموشی بسپاریم که مسئولان هیئت کشتی همدان نیز در چند سال اخیر در باد درخشش تک ستاره ها خوابید و کمتر به امر مهم استعدادیابی و پشتوانه سازی توجه کرد. اتفاقی که یقه کشتی همدان را امروز گرفته و در مقایسه با سالهای نه چندان دور که اردوی تیم ملی شاهد حضور چند کشتی گیر همدانی بود، امروز فقط میثم جوکار نماینده استان در میان گوش شکستههای تیم ملی است.
کار جوکار، پیچیده و مبهم
وضعیت میثم جوکار اما برای آینده مبهم است. او بعد از انتخابی تیم ملی و ناکامی در این مسابقات به اردوی تیم ملی کشتی فراخوانده شد. جوکار که پیشتر قصد خداحافظی را داشت حالا دوباره تصمیمش چرخیده و میخواهد خود را مهیای حضور در جام جهانی لوس آنجلس کند.
این مسابقات خرداد ماه برگزار می شود و در وزن 86 کیلوگرم به احتمال فراوان علیرضا کریمی و میثم جوکار نماینده ایران در این مسابقات خواهند بود.
از سویی زمزمههایی شنیده میشود مبنی بر اینکه جوکار در صورت موافقت فدراسیون، در انتخابی وزن 97 کیلوگرم برای حضور در المپیک شرکت کند. البته این ماجرا وقتی رنگ واقعیت به خود می گیرد که رضا یزدانی به المپیک نرسد و فدراسیون هم با حضور جوکار در این وزن موافقت کند. قطع به یقین این اتفاق همت مسئولان استانی را هم میطلبد.امیدواریم کشتی به عنوان ورزش اول همدان بیش از پیش مورد حمایت مسئولان استانی قرار گرفته و از همین امروز برای حضور در المپیک 2020 برنامه ریزی کنیم.
انتهای پیام/
به گزارش آوای سیدجمال به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، یک وبلاگ نویس ناشناس از شهر بروکلین به خاطر ضبط جسورانهی سقوط در نانهای مختلف، در فضای مجازی معروف شده است. این خانم خودش را با صورت روی انواع نان میاندازد و ویدئوی آنها را در صفحه اینستاگرام خود با عنوان «Bread Face Blog» قرار میدهد. او عنوان صورت نانی را برای ویدئوهایش گذاشته است.
به گزارش آوای سیدجمال به نقل از راه دانا، نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز مجلس تبصره 14 لایحه بودجه سال 1395 را تصویب کردند.
براساس مصوبه مجلس، در اجرای قانون هدفمندکردن یارانهها مصوب 15 دیماه 1388 به دولت اجازه داده شد در سال 1395 منابع مالی حاصل از اصلاح قیمت کالاها و خدمات موضوع قانون مذکور تا مبلغ چهارصد و هشتاد هزار میلیارد (480.000.000.000.000) ریال و ردیفهای یارانهای این قانون با استفاده از انواع روشهای پرداخت نقدی و غیرنقدی به خانوارهای هدف و نیازمند، توزیع و همچنین برای ارائه خدمات حمایتی و کمک به بخش تولید اقدام نماید.
بند الحاقی 1 ــ دولت موظف است در سال 1395 یارانه نقدی سرپرست خانوار اقشار زیر را حذف نماید:
1 ــ کلیه تجار و صاحبان مشاغل آزاد که درآمد سالانه آنها حداقل 350 میلیون ریال باشد.
2 ــ نمایندگان مجلس شورای اسلامی، قضات و اعضای هیأت علمی دانشگاهها و مؤسسات آموزشی دولتی و غیردولتی، پزشکان و دندانپزشکان.
3ــ کلیه کارکنان دولت و قوای سهگانه و شهرداریها و کلیه مؤسسات عمومی و مؤسسات عمومی غیردولتی و کلیه کارکنان نیروهای مسلح و بازنشستگان کشوری و لشکری و کلیه حقوقبگیران و مستمریبگیران مشمول تأمین اجتماعی و همه دریافتکنندگان حقوق و مستمری بخش دولتی و غیردولتی که دریافتی سالانه آنها بیش از 350 میلیون ریال باشد.
4ــ کلیه مدیران و اعضای هیأت مدیره و بازرسان شرکتهای دولتی و غیردولتی و وابسته به دولت و نهادهای عمومی غیردولتی و کلیه مدیران و اعضای هیأت مدیره و رؤسا و معاونان مناطق و شعب بانکها و بیمهها و مؤسسات مالی و اعتباری و کلیه کارکنان اشخاص حقوقی دولتی و غیردولتی که دریافتی سالانه آنها بیش از 350 میلیون ریال باشد.
5 ــ کلیه ایرانیان مقیم خارج کشور.
6 ــ کلیه اشخاصی که در سه دهک بالای درآمدی کشور هستند و در موارد فوق ذکر نشدهاند.
بند الحاقی 2 ــ از ابتدای تیرماه 1395 پرداخت یارانه به اشخاص مشمول این تبصره تصرف در اموال عمومی بوده و جرم محسوب میشود.
بند الحاقی 3 ــ دریافت یارانه توسط افرادی که بهموجب این تبصره استحقاق دریافت یارانه ندارند مستوجب جریمه نقدی بهمیزان 2 برابر مبلغ دریافتی میباشد.
بند الحاقی 4 ــ در اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی و تقویت تولید ملی منابع حاصل از اجرای بند الحاقی 1 این تبصره بهشرح ذیل هزینه میشود:
الف ــ 30 درصد جهت یارانه سود تسهیلات اشتغال با اولویت خانوارهای تحت پوشش کمیته امداد حضرت امام خمینی(ره) و بهزیستی و ایثارگران و رزمندگان معسر و فارغالتحصیلان دانشگاهی و جوانان.
ب ــ 35 درصد جهت پرداخت یارانه سود تسهیلات به واحدهای کوچک و متوسط صنعتی، معدنی، کشاورزی، خدمات فنی و مهندسی، گردشگری و صادراتی
ج ــ 15 درصد جهت حمایت از نوسازی صنایع با رویکرد کاهش مصرف شدت انرژی
د ــ 20 درصد جهت ارائه مشوقها و زیرساختهای صادراتی
بند الحاقی 5 ــ خانوارهایی که تعداد فرزندان تحت تکفل آنها 5 نفر و بیشتر باشند از شمول این تبصره خارج بوده و با هر درآمدی ــ با تقاضای آنها ــ از یارانه برخوردار هستند.
دولت موظف است در تشخیص خانوارهای سه دهک اول درآمدی تعداد جمعیت خانوار را مورد توجه قرار دهد.
بند الحاقی 6 ــ وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی موظف است هر 3 ماه یک بار گزارش اجرای این تبصره را به مجلس شورای اسلامی ارائه کند.
بند الحاقی 7 ــ کلیه کسانی که واجد شرایط دریافت یارانه هستند، میتوانند به دولت اجازه دهند که یارانه آنها را به افراد نیازمند خاص یا عام یا طرحهای عمرانی استانی انتقال دهند.
انتهای پیام/ن

به گزارش آوای سیدجمال سردار مظاهر مجیدی در گفتگو با صبح الوند با اشاره به توطئه هایی که دشمنان ایران اسلامی از ابتدای تشکیل انقلاب اسلامی برای سست کردن آن کشیدند اظهار کرد: استکبار جهانی با وقوع انقلاب اسلامی منافعش در ایران را از دست داد و در این راستا بلافاصله شروع به برخورد با انقلاب نوپای حضرت امام (ره) کردند.
جانشین فرمانده سپاه انصارالحسین(ع) همدان، تصریح کرد: دشمنان برای اینکه بتوانند نظام را از مسیر و صراط مستقیم بیرون ببرند ابتدا از طریق احزاب و گروه ها شروع به انجام این کار کردند که با هدایت های حضرت امام (ره) موفق نشدند به همین علت جنگ تحمیلی را شروع کردند که به لطف خداوند با حضور گسترده مردم و پشتیبانی از دفاع مقدس این توطئه بزرگ که می رفت کشور ایران را منحل کند با هدایت امام (ره) خنثی شد.
وی خاطر نشان کرد: آن راهی که حضرت امام (ره) طراحی کردند برای پشتیبانی از انقلاب اسلامی کماکان ادامه دارد و اهداف بزرگی را حضرت امام (ره) برای انقلاب اسلامی تعریف کردند که متضاد با منافع استکبار جهانی است.
سردار مجیدی افزود: لذا دشمن و استکبار جهانی که سرکرده آمریکا و اسرائیل هستند، همیشه این دشمنی را با نظام جمهوری اسلامی خواهند داشت مگر اینکه نظام جمهوری اسلامی از آن اهداف و آرمان های بزرگ خودش دست بردارد که ما 250 هزار شهید در طول انقلاب اسلامی دادیم که این نظام و آرمان ها باقی بماند و لذا درگیری حق و باطل مرتبا ادامه دارد.
وی با اشاره به ناامنی هایی که استکبار در منطقه خاورمیانه ایجاد کرده است گفت: یکی از اهدافی را که دشمن برای حضورش در منطقه خاورمیانه طراحی کرده است، در راستای برخورد با نظام جمهوری اسلامی ایران است.
جانشین فرمانده سپاه انصارالحسین(ع) همدان، ضمن اشاره به حدیثی از امام علی (ع) اظهار کرد: ذلیل آن ملتی است که در خاک خودش با دشمن درگیر بشود و لذا با تدبیر حکیمانه مقام معظم رهبری ما با دشمن در خارج از مرزهای جغرافیایی کشور درگیر شدیم.
مردم ایران جهت حفظ آرمان های انقلاب از جان و مال مایه می گذارند
وی تصریح کرد: لذا برای برهم زدن این سناریویی که دشمن چیده که جنگ های نیابتی را در کشور ایران انجام بدهد توانستیم مرزهای خودمان را در نقاط دیگر از کشورهای دیگر ایجاد کنیم و امروز اگر در عراق یا در سوریه جنگی است، این یک جنگ آرمانی است که بین ما و استکبار جهانی اتفاق افتاده است.
سردار مجیدی با اشاره به 8 شهیدی که ازاستان همدان به عنوان مدافع حرم تقدیم انقلاب اسلامی شده است بیان کرد: ما در راستای حفظ آرمانهایمان هزینه های بالایی را پرداخت کردیم و مردم ما دو وظیفه دارند یکی آنکه با اموالشان در این جهاد شرکت کنند و دیگری با جان و انفوس وارد این دفاع همه جانبه شوند.
جانشین فرمانده سپاه انصارالحسین(ع) همدان، تصریح کرد: آن چیزی که امروز اولویت دارد برای پشتیبانی از جبهه مقاومت کمک های مردمی است که بتواند این جبهه را درراستای اهداف خودش هدایت کند.
کمک های مردمی در دوران دفاع مقدس بسیار موثر بوده است
وی با اشاره به اینکه کمک های مردمی در دوران دفاع مقدس بسیار موثر بوده است بیان کرد: در دوران دفاع مقدس که امکانات جهت حضور همه مردم در جبهه ها فراهم نشد، بیشتر مردم در پشتیبانی های دفاع مقدس شرکت داشتند و شاید این در تاریخ اعتقادی ما هم باشد که در اینجا می توان به داستان حضرت یوسف (ع) و آن خانمی که برای خرید حضرت یوسف(ع) با یک دوک نخ ریسی در بازار برده فروشان رفته بود و وقتی به آن می گویند قیمت حضرت یوسف خیلی بیشتر از اینهاست و او می گوید می خواهم اسمم در لیست خریدارهای حضرت یوسف(ع) باشد، اشاره کرد.
سردار مجیدی خاطر نشان کرد :در این راستا شاید برای خیلی ها زمینه حضور در جبهه مقاومت فراهم نشود و ما داریم این ظرفیت را فراهم می کنیم که مردم با کمک های مالی آن وظیفه و رسالت خودشان را در جبهه مقاومت انجام دهند.
جانشین فرمانده سپاه انصارالحسین(ع) همدان، افزود: در جهت جمع آوری کمک های مالی حدود یک سالی است که پیگیری هایی به لطف خداوند انجام دادیم کمک های بسیار خوبی را در استان شاهد هستیم که به شکل های مختلف دارد اتفاق می افتد و انتظار داریم که مردم توجه بیشتری در این راستا داشته باشند.
وی ادامه داد: برای اینکه کار را آسان کنیم برای مشارکت های مردمی یک شماره حساب در بانک مهر اقتصاد با شماره 22222222 ایجاد کردیم که مردم می توانند کمک های خودشان را از طروق نقدی در سراسر کشور واریز کنند تا ما بتوانیم کمک های نقدی عزیزان را در راستای جبهه مقاومت هزینه کنیم.
کمک های مردم به جبهه مقاومت نشان از بینش و بصیرت آنان دارد
سردار مجیدی افزود: در خصوص جمع آوری کمک های مالی و اجناسی همان ستادی که در دفاع مقدس در میدان امام (ره) داشتیم فعال گردیده است و مردم می توانند کمک های مالی خود را مانند: پتو، البسه، تنقلات و مواردی که فاسد شدنی نباشد توسط این ستاد و در تمام پایگاه ها و حوزه های مقاومت در سرتاسر استان به جبهه های مقاومت برسانند.
وی با اشاره به کارهایی که تاکنون برای کمک به جبهه های مقاومت انجام شده است گفت: به لطف خداوند تا به امروز حدود 9 مرحله کمک های اجناس مردم را جمع بندی و ارسال کردیم که در جبهه سوریه که بسیار اثرگذار و لذت بخش بود و بروشورهایی که در آنها گذاشته و در آن نوشته بودیم کمک های مردمی، مردم همدان که بسیار اثرگذار بود.
جانشین فرمانده سپاه انصارالحسین(ع) همدان، به برپایی مراسمات گلریزان برای کمک به جبهه های مقاومت اشاره کرد و گفت: یک کار دیگر که در بعضی از شهرستان ها انجام دادیم مراسماتی به عنوان مراسمات گلریزان جهت پشتیبانی از جبهه مقاومت بود که دو مرحله در شهرستان همدان، یک مرحله در شهرستان ملایر، یک مرحله در شهرستان بهار و یک مرحله در شهرستان قهاوند که مردم بسیار کمک های خوبی را انجام دادند.
وی افزود: دراین جلسات ما شاهد بودیم که خواهران محترمی حضور داشتند که یک سری طلا و جواهرات را تقدیم جبهه مقاومت و این میسر نمی شود و این نشان دهنده بینش و بصیرت مردم در این زمینه است و ما انتظار داریم که مردم حمایتهای لازم را داشته باشند که ما بتوانیم کمک های مالی آنان را به جبهه مقاومت برسانیم.
سردار مجیدی، حضور فیزیکی را از دیگر کمک ها به جبهه مقاومت دانست و اظهار کرد: ما حضور فیزیکی را در دو سطح راهبردی و تاکنیکی برای کارهای مستشاری در کشور سوریه پیگیری می کنیم که این کار از طریق تیپ 32 انصار الحسین (ع) انجام می گیرد و افرادی که مایلند به جبهه مقاومت اعزام شوند باید از طریق گردان های امام حسین(ع) که در تمام شهرستان ها است، حضور پیدا کنند و سازمان دهی و آموزش های مورد نیاز را ببینند و از طریق تیپ 32 انصارالحسین اعزام شوند.
وی تصریح کرد: لذا راه باز است بعد از این شهدای مدافع حرم که در استان داشتیم، یک انگیزه بسیار بالایی در بین مردم ایجاد شده است و هر روز بخشی از وقت ما جهت پاسخگویی به افرادی هست که قصد اعزام به جبهه مقاومت را دارند.
انتهای پیام/ن
به گزارش آوای سیدجمال به نقل از نافع، رئیس کل بانک مرکزی به تلویزیون بلومبرگ گفت که «تقریبا هیچ چیز» از این توافق که در روز 16 ژانویه اجرایی شد؛ عاید ایران نشده است.
وی افزود: «یکی از نیازهایی که قطعا ما داریم؛ تبدیل کردن ارز است برای اینکه بتوانیم به تأمینکنندگان (کالا) پول پرداخت کنیم. این، نیازمند دسترسی به نظام مالی آمریکا است.»کاری که تا کنون رخ نداده است.
در حالیکه هنوز از اجرایی شدن برجام مدت زیادی نگذشته، برخی مقامات دولت با تلویح واکنون رئیس محترم کل بانک مرکزی به صراحت می گوید که هیچ چیز از برجام عاید مملکت نشده است. (که البته سخن صحیحی است) و آمریکا به تعهدات خود مبنی بر آزاد کردن دارایی های ایران عمل نکرده است.
در طول دوسال مذاکره دولت جدید با طرف غربی به صورت طبیعی گروهی منتقد بودند که همه سخنان منتقدان «برجام» در دو جمله کلی خلاصه میشد؛ نخست اینکه هرگونه بده بستان به غرب متوازن باشد.
دوم اینکه تعهدات دو طرف پا بپای همدیگر اجرا شود یعنی هرقدمی که غرب بر میدارد ایران نیز معادل آن قدم بر دارد و یک طرفه تعهدی را انجام ندهد، اما متاسفانه منتقدان دلسوز از طرف رئیس جمهور محترم، بی سواد، بی ریشه، تازه به دوران رسیده و.. خوانده شدند.

بعد از اینکه برجام امضا شد نیز منتقدان گفتند که امتیازات حداقلی که برای ایران به ازای نابودی راکتور اراک و19 هزار سانتریفیوژ و از دست دادن 12تن اورانیوم به ایران داده شده، تضمینی برای اجرای آن وجود ندارد. دولت محترم در اجرای تعدات خود نباید عجله کند، سخن اصلی این بود که چرا باید راکتور اراک بدون هیچ، ما به ازای عملی و فقط وعده نسیه روی کاغذ با «بتون»پرشود؟
برابر با چه قاعده ای باید به دشمن 40 ساله اعتماد بی جا داشت؟ بارها رهبر انقلاب با تلویح وتصریح گفتند که هرگونه بده بستان باید قدم به قدم باشد. هر امتیاز در مقابل یک امتیاز و همزمان داده شود، اما متاسفانه دولت نه تنها به نصایح رهبر انقلاب توجهی نکرد؛ بلکه منتقدان دلسوز را با جملات «غیرمعمول» از زبان رئیس جمهور مورد توهین قرار داد.
برای منتقدان «برجام» روشن بود که اگر آمریکا اهرم باز دارنده را از دست ایران بگیرد؛ براساس منطق حاکم بر نظام سلطه طلب غرب، هیچ دلیلی وجود ندارد که بر تعهد خود پایبند بماند.
اکنون که چند ماه بیشتر از اجرایی شدن برجام نمی گذرد. آمریکا نه تنها تعهدات خود را براساس «برجام» نسبت به ایران انجام نداده بلکه تحریم های جدیدی را وضع کرده است.
اگر حتی مسئله به دادگاههای بین المللی ارجاع شود از لحاظ حقوقی نیز آمریکا حق به جانب خواهد بود زیرا از یکسو مدعی است تحریم های هسته ای را (در روی کاغذ) رفع کرده و اینکه بانک های اروپایی اقدام عملی دررفع تحریم نمی کنند؛ مسئولیتی متوجه او نیست.!! و به این صورت از یک طرف از بعد حقوقی درست گفته، اما از جانب دیگر از لحاظ سیاسی نیز به مقصود خود که ادامه تحریم ها است؛ رسیده است!!
از سوی دیگر همانگونه که پیش بینی می شد؛ تحریم هایِ به ظاهر لغو شده(اما اجرا نشده) نیز به بهانه های مختلف ، باز خواهد گشت.
اگر ایران، اعتراض کند، پاسخ می شنود که این تحریم ها تحریم هسته ای نیست! همچنین اگر ایران در اعتراض به تحریم های جدید، قصد بازگشت از برجام را داشته باشد؛ متهم به نقض برجام خواهد شد و متاسفانه از لحاظ حقوقی نیز محکوم است زیرا ایران در برجام شرط نکرده که هر نوع تحریمی نقض برجام است و ایران حق واکنش متقابل را دارد.
بنابراین متاسفانه خیلی زودتر از آن که پیش بینی می شد؛ مشکل برجام نمایان شده و دولت محترم در برابر این مشکلی که با خوش بینی بی جهت به غرب ایجاد کرده، دفاع منطقی ندارد.
امید این است که دولت در ماه های آتی در این زمینه، صادقانه با مردم برخورد کند و برای توجیه این مشکل ایجاد شده؛ دست به فرافکنی های جدید نزند.
حسن رحیمیروشن
عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه بوعلی سینا
پایان پیام/ن
به گزارش آوای سیدجمال به نقل از خبرگزاری فارس از همدان، رضا قیاسی ظهر امروز در جلسه گردهمایی دبیران ستاد اقامه نماز استان همدان با اشاره به خلقت انسانها در بعد مادی و معنوی اظهار کرد: البته آنچه بشر را از همه موجودات متفاوت کرده است حیات معنوی انسانهاست.
وی با بیان اینکه دو وجه ممتاز «عقل» و «اختیار» موجب تفاوت برجسته در انسانها شده است، افزود: در حیات معنوی ما نماز پایه و اساس دین است.
معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی استانداری همدان گفت: محور تمام اعمال انسان نماز است؛ چراکه اگر نماز پذیرفته نشود دیگر اعمال او مقبول درگاه الهی قرار نمیگیرد.
وی با ابراز خوشایندی از اجرای طرح اقامه نماز جماعت در ادارات با همکاری ستاد اقامه نماز خاطرنشان کرد: حضور 8 ساعته کارمندان در فضای شغلی ساعت قابل ملاحظهای از 24 ساعت شبانهروز را تشکیل میدهد که باید برای تقویت روح و روان هر فرد مسائل معنوی به خصوص اقامه نماز در آن گنجانده شود.
قیاسی با بیان اینکه امروز موضوع نماز در ادارات و دستگاههای اجرایی به عنوان رکن و اساس مدنظر قرار گرفته است، تصریح کرد: به اعتقاد بنده آن چیز که موجب دوام و قوام ادارات میشود نمایش آراستگی معنوی یک اداره است و اینکه مسائل معنوی و اقامه نماز چقدر در آن مکان رعایت و لحاظ میشود.
رئیس تبلیغات اسلامی شهرستان همدان نیز با اشاره به توافقنامه چهارجانبه دستگاههای اجرایی با ائمه جمعه گفت: فرم استعلام اقامه نماز در دستگاههای اجرایی و غیراجرایی بر عهده اداره تبلیغات اسلامی شهرستان همدان قرار گرفته است.
حجتالاسلام جواد حیدری افزود: مسئولیت هماهنگی ائمه جماعات ادارات کل استان نیز به تبلیغات اسلامی شهرستان همدان تفویض اختیار شده است.
وی گفت: سازمان تبلیغات، در این تفاهمنامه موظف است در صورت درخواست دستگاه اجرایی، نسبت به تأمین ائمه جماعات مورد نیاز برای اقامه نماز جماعت در مساجد و نمازخانههای ادارات اقدام کند.
انتهای پیام/ن
به گزارش آوای سیدجمال به نقل از سایت شهید آوینی، مادر او «سبيكه» كه از خاندان «ماريه قبطيه» همسر پيامبر اسلام به شمار مىرود(2)، از نظر فضائل اخلاقى در درجه والايى قرار داشت و برترين زنان زمان خود بود(3)، به طورى كه امام رضا - عليه السلام از او به عنوان بانويى منزه و پاكدامن و با فضيلت ياد مىكرد(4)/
روزى كه پدر بزرگوار امام جواد - عليه السلام - در گذشت، او حدود هشت سال داشت و در سن بيست و پنج سالگى به شهادت رسيد(5) و در قبرستان قريش در بغداد در كنار قبر جدّش، موسى بن جعفر - عليه السلام - به خاك سپرده شد/
خلفاى معاصر حضرت
پيشواى نهم در مجموع دوران امامت خود با دو خليفه عباسى يعنى «مأمون» (193 - 218) و «معتصم» (218 - 227) معاصر بوده است و هر دو نفر او را به اجبار از مدينه به بغداد احضار كردند و طبق شيوه سياسى اى كه مأمون در مورد امام رضا به كار برده بود، او را در پايتخت زير نظر قرار دادند/
مولودى پرخير و بركت
در خانواده امام رضا - عليه السلام - و در محافل شيعه، از حضرت جواد - عليه السلام -، به عنوان مولودى پرخير و بركت ياد مىشد. چنانكه «ابو يحياى صنعانى» مىگويد: روزى در محضر امام رضا - عليه السلام -، فرزندش ابو جعفر را كه خردسال بود، آوردند. امام فرمود:«اين مولودى است كه براى شيعيان ما، با بركتتر از او زاده نشده است»(6)/
گويا امام، به مناسبتهاى مختلف، از فرزند ارجمند خود با اين عنوان ياد مىكرده و اين موضوع در ميان شيعيان و ياران امام رضا - عليه السلام - معروف بوده است، به گواه اينكه دو تن از شيعيان بنام «ابن اسباط» و «عبّاد بن اسماعيل» مىگويند: در محضر امام رضا - عليه السلام - بوديم كه ابو جعفر را آوردند، عرض كرديم: اين همان مولود پرخير و بركت است؟ حضرت فرمود: «آرى، اين همان مولودى است كه در اسلام بابركتتر از او زاده نشده است»(7)/
باز «ابو يحياى صنعانى» مىگويد: در مكه به حضور امام رضا - عليه السلام - شرفياب شدم، ديدم حضرت موز را پوست مىكند و به فرزندش ابو جعفر مىدهد. عرض كردم: اين همان مولود پرخير و بركت است؟ فرمود:«آرى، اين مولودى است كه در اسلام مانند او، و براى شيعيان ما، با بركتتر از او زاده نشده است»(8)/
شايد در بدو نظر تصور شود كه مقصود از اين حديث اين است كه امام جواد از همه امامان قبلى براى شيعيان، با بركتتر بوده است، در حالى كه چنين مطلبى قابل قبول نيست، بلكه بررسى موضوع و ملاحظه شواهد و قرائن، نشان مىدهد كه ظاهراً مقصود از اين حديث اين است كه تولد حضرت جواد در شرائطى صورت گرفت كه خير و بركت خاصّى براى شيعيان به ارمغان آورد، بدين معنا كه عصر امام رضا - عليه السلام - عصر ويژهاى بوده و حضرت در تعيين جانشين خود و معرفى امام بعدى، با مشكلاتى روبرو بوده كه در عصر امامان قبلى، بى سابقه بوده است، زيرا از يك سو پس از شهادت امام كاظم - عليه السلام - گروهى كه به «واقضيه» معروف شدند، براساس انگيزههاى مادى، امامت حضرت رضا (ع) را انكار كردند و از سوى ديگر امام رضا (ع) تا حدود چهل و هفت سالگى داراى فرزند نشده بود و چون احاديث رسيده از پيامبر حاكى بود كه امامان دوازده نفرند كه نه نفر آنان از نسل امام حسين خواهند بود، فقدان فرزند براى امام رضا - عليه السلام -، هم امامت خود آن حضرت، و هم تداوم امامت را زير سؤال مىبرد و واقفيه اين موضوع را دستاويز قرار داده امامت حضرت رضا - عليه السلام - را انكار مىكردند/
گواه اين معنا، اعتراض «حسين بن قياما واسطى» به امام هشتم در اين مورد، و پاسخ آن حضرت است. «ابن قياما» كه از سران «واقفيه» بوده است(9)، طى نامهاى به امام رضا - عليه السلام - او را متهم به عقيمى كرد و نوشت: چگونه ممكن است امام باشى در صورتى كه فرزندى ندارى؟!
امام در پاسخ نوشت: از كجا مىدانى كه م داراى فرزندى نخواهم بود، سوگند به خدا بيش از چند روز نمىگذرد كه خداوند پسرى به من عطا مىكند كه حق را از باطل جدا مىكند(10)/
اين شگرد تبليغى از طرف «حسين بن قياما» (و ديگر پيروان واقفيه) منحصر به اين مورد نبوده است، بلكه اين معنا به مناسبتهاى مختلف و در موارد گوناگون تكرار مىشده و امام رضا - عليه السلام - همواره سخنان و دلائل آنان را رد مىكرده است(11)، تا آنكه تولد حضرت جواد به اين سمپاشيها خاتمه داد و موضع امام و شيعيان كه از اين نظر در تنگنا قرار گرفته بودند، تقويت گرديد و اعتبار و وجهه تشيّع بالا رفت(12)/
وسوسههاى واقفيه و دشمنان خاندان امامت در اين مورد، به حدى بود كه حتى پس از ولادت حضرت جواد كه واقفيه را خلع سلاح كرد، گروهى از خويشان امام رضا - عليه السلام - طبعاً بر اساس حسد ورزيها و تنگ نظريها - گستاخى را به جايى رساندند كه ادعا كردند كه حضرت جواد، فرزند على بن موسى نيست!!
آنان در اين تهمت ناجوانمردانه و دور از اسلام، براى مطرح كردن انديشههاى پنهانى خويش، جز شبهه عوام فريبانه عدم شباهت ميان پدر و فرزند از نظر رنگ چهره! چيزى نيافتند و گندمگونى صورت حضرت جواد را بهانه قرار داده گفتند: در ميان ما، امامى كه گندمگون باشد وجود نداشته است ! امام هشتم فرمود: او فرزند من است. آنان گفتند: پيامبر اسلام (ص) با قيافهشناسى داورى كرده است(13)، بايد بين ما و تو قيافه شناسان داورى كنند. حضرت (ناگزير) فرمود: شما در پى آنان بفرستيد ولى من اين كار را نمىكنم، اما به آنان نگوييد براى چه دعوتشان كردهايد///
يك روز بر اساس قرار قبلى، عموها، برادران و خواهران حضرت رضا - عليه السلام - در باغى نشستند و آن حضرت، در حالى كه جامهاى گشاده و پشمين بر تو و كلاهى بر سر و بيلى بر دوش داشت، در ميان باغ به بيل زدن مشغول شد، گويى كه باغبان است و ارتباطى با حاضران ندارد/
آنگاه حضرت جواد - عليه السلام - را حاضر كردند و از قيافه شناسان درخواست نمودند كه پدر وى را از ميان آن جمع شناسايى كنند. آنان به اتفاق گفتند: پدر اين كودك در اين جمع حضور ندارد، اما اين شخص، عموى پدرش، و اين، عموى خود او، و اين هم عمه اوست، اگر پدرش نيز در اينجا باشد بايد آن شخص باشد كه در ميان باغ بيل بر دوش گذارده است، زيرا ساق پاهاى اين دو، به يك گونه است! در اين هنگام امام رضا - عليه السلام - به آنان پيوست. قيافه شناسان به اتفاق گفتند: پدر او، اين است!
در اين هنگام على بن جعفر، عموى حضرت رضا از جا برخاست و بوسه برلبهاى حضرت جواد زد و عرض كرد: گواهى مىدهم كه تو در پيشگاه خدا امام من هستى(14). بدين ترتيب بكبار ديگر توطئه و دسيسه مخالفان امامت براى خاموش ساختن نور خدا، با شكست روبرو شد و خداوند آنان را رسوا ساخت/
امامِ خردسال
از آنجا كه حضرت جواد نخستين امامى بود كه در كودكى به منصب امامت رسيد، طبعاً نخستين سؤالى كه در هنگام مطالعه زندگى آن حضرت به نظر مىرسد، اين است كه چگونه يك نوجوان مىتواند مسئوليت حساس و سنگين امامت و پيشوايى مسلمانان را بر عهده بگيرد؟ آيا ممكن است انسانى در چنين سنى به آن حد از كمال برسد كه بتواند جانشين پيامبر خدا باشد؟ و آيا در امتهاى پيشين چنين چيزى سابقه داشته است؟
در پاسخ اين سؤالها بايد توجه داشت: درست است كه دوران شكوفايى عقل و جسم انسان معمولاً حد و مرز خاصى دارد كه با رسيدن آن زمان، جسم و روان به حد كمال مىرسند، ولى چه مانعى دارد كه خداوند قادر حكيم، براى مصالحى، اين دوران را براى بعضى از بندگان خاص خود كوتاه ساخته، در سالهاى كمترى خلاصه كند. در جامعه بشريت از آغاز تاكنون افرادى بودهاند كه از اين قاعده عادى مستثنا بودهاند و در پرتو لطف و عنايت خاصى كه از طرف خالق جهان به آنان شده است در سنين كودكى به مقام پيشوايى و رهبرى امتى نائل شدهاند/
براى اينكه مطلب بهتر روشن شود ذيلاً مواردى از اين استثناها را ياد آورى مىكنيم:
1 - قرآن مجيد درباره حضرت يحيى ورسالت او و اينكه در دوران كودكى به نبوت برگزيده شده است، مىفرمايد: «ما فرمان نبوت را در كودكى به او داديم»(15)/
بعضى از مفسران كلمه «حكم» را در آيه بالا به معناى هوش و درايت گرفتهاند و بعضى گفتهاند: مقصود از اين كلمه، «نبوت» است. مؤيد اين نظريه رواياتى است كه در كتاب «اصول كافى» نقل شده است، از آن جمله، روايتى از امام پنجم وارد شده است كه حضرت طى آن با تعبير «حكم» در آيه مزبور، به «نبوت» حضرت يحيى در خردسالى استشهاد مىكند و مىفرمايد: پس از در گذشت زكريا، فرزند او يحيى كتاب و حكمت را از او به ارث برد و اين همان است كه خداوند در قرآن مىفرمايد: «يا يَحْيى خُذِ الْكَتابَ بِقُوّة وَ آتَيْناهُ الحُكْمَ صَبِيّاً»:«اى يحيى كتاب (آسمانى) را با نيرومندى بگير، و ما فرمان نبوت را در كودكى به او داديم»(16)/
2 - با اينكه براى آغاز تكلم و سخن گفتن كودك معمولاً زمانى حدود دوازده ماه لازم است، ولى مىدانيم كه حضرت عيسى - عليه السلام - در همان روزهاى نخستين تولد زبان به سخن گشود و از مادر خود (كه به قدرت الهى بدون ازدواج باردار شده و نوزادى به دنيا آورده بود و به اين جهت مورد تهمت و اهانت قرار گرفته بود) بشدت دفاع كرد و ياوههاى معاندين را با منطق و دليل رد كرد، در صورتى كه اين گونه سخن گفتن و با اين محتوا، در شأن انسانهاى بزرگسال است. قرآن مجيد گفتار او را چنين نقل مىكند:
(عيسى) گفت: «بى شك من بنده خدايم، به من كتاب (آسمانى= انجيل) عطا فرموده و مرا در هر جا كه باشم وجودى پربركت قرار داده است، و مرا تا آن زمان كه زندهام به نماز و زكات توصيه فرموده و (نيز مرا) به نيكى در حق مادرم سفارش كرده و جبار و شقى قرار نداده است»(17)/
با توجه به آنچه گفته شد به اين نتيجه مىرسيم كه قبل از امامان نيز، مردان الهى ديگرى از اين موهبت و نعمت الهى برخوردار بودهاند و اين امر اختصاص به امامان ما نداشته است/
گفتار امامان در اين زمينه
از برسى تاريخ زدگانى امامان استفاده مىشود كه اين مسئله در زمان خود آنان مخصوصاً عصر امام جواد - عليه السلام - نيز مطرح بوده و آنان هم با همين استدلال پاسخ دادهاند. به عنوان نمونه توجه شما را به سه روايت در اين زمينه جلت مىكنيم:
1 - على بن اسباط، يكى از ياران امام رضا و امام جواد - عليهما السلام - مىگويد: روزى به محضر امام جواد رسيدم، در ضمن ديدار، به سيماى حضرت خيره شدم تا قيافه او را به ذهن خود سپرده، پس از بازگشت به مصر براى ارادتمندان آن حضرت بيان كنم(18)/
درست در همين لحظه امام جواد - عليه السلام - كه گويى تمام افكار مرا خوانده بود، در برابر من نشست و به من توجه كرد و فرمود: اى على بن اسباط! كارى كه خداوند در مسئله امامت انجام داده، مانند كارى است كه در مورد نبوت انجام داده است. خداوند درباره حضرت يحيى - عليه السلام - مىفرمايد: «ما به يحيى در كودكى فرمان نبوت داديم»(19)/
و درباره حضرت يوسف - عليه السلام - مىفرمايد: «هنگامى كه او به حد رشد رسيد، به او حكم (نبوت) و علم داديم».(20)
و درباره حضرت موسى - عليه السلام - مىفرمايد:«و چون به سن رشد و بلوغ رسيد، به او حكم (نبوت) و علم داديم»(21)/
بنابر اين همان گونه كه ممكن است خداوند، علم و حكمت را در سن چهل سالگى به شخصى عنايت كند، ممكن است همان حكمت را در دوران كودكى نيز عطا كند(22)/
2 - يكى از ياران امام رضا - عليه السلام - مىگويد: در خراسان در محضر امام رضا بوديم. يكى از حاضران به اما عرض كرد: سرور من، اگر (خداى نخواسته) پيش آمدى رخ دهد، به چه كسى مراجعه كنيم؟ امام فرمود: به فرزندم ابو جعفر(23). در اين هنگام آن شخص سن حضرت جواد - عليه السلام - را كم شمرد، امام رضا - عليه السلام - فرمودند: خداوند عيسى بن مريم را در سنى كمتر از سن ابو جعفر، رسول و پيامبر و صاحب شريعت تازه قرار داد(24)/
3 - امام رضا - عليه السلام - به يكى از ياران خود به نام «معمر بن خلاد» فرمود: «من ابو جعفر را در جاى خود نشاندم و جانشين خود قرار دادم، ما خاندانى هستيم كه كوچكتران ما مو بمو از بزرگانمان ارث مىبرند»!(25)
گرداب اعتقادى
اما بر رغم تمام آنچه در مورد امكان رسيدن به مناصب بزرگ الهى در سن خردسالى گفته شد، هنوز مشكل كوچكى سنّ حضرت جواد، نه تنها براى بسيارى از افراد عادى از شيعيان حل نشده بود، بلكه براى برخى از بزرگان و علماى شيعه نيز جاى بحث و گفتگو داشت. به همين جهت پس از شهادت امام رضا - عليه السلام - و آغاز امامت فرزند خردسالش، حضرت جواد، شيعيان - بويژه شيعيان عامى - با گرداب اعتقادى خطرناك و در نوع خود بى سابقهاى مواجه شدند و كوچكى سن آن حضرت به صورت يك مشكل بزرگ پديدار گرديد.
«ابن رستم طبرى»، از دانشمندان قرن چهارم هجرى، مىنويسد:
«زمانى كه سنّ او (حضرت جواد) به شش سال و چند ماه رسيد، مأمون پدرش را به قتل رساند و شيعيان در حيرت و سرگردانى فرو رفتند و در ميان مردم اختلاف نظر پديد آمد و سنّ ابو جعفر را كم شمردند و شيعيان در ساير شهرها متحير شدند»(26)/
به همين جهت، شيعيان اجتماعاتى تشكيل دادند و ديدارهايى با امام جواد به عمل آوردند و به منظور آزمايش و حصول اطمينان از اينكه او داراى علم امامت است، پرسشهايى را مطرح كردند و هنگامى كه پاسخهاى قاطع و روشن و قانع كننده دريافت كردند، آرامش و اطمينان يافتند.
مورخان در اين زمينه مىنويسند: چون امام رضا - عليه السلام - در سال دويست و دو رحلت نمود، سنّ ابوجعفر نزديك به هفت سال بود، ازينرو در بغداد و ساير شهرها در بين مردم اختلاف نظر پديد آمد. «ريّان بن صلت»، «صفوان بن يحيى»، «محمد بن حكيم»، «عبدالرحمن بن حجاج» و «يونس بن عبدالرحمن»، با گروهى از بزرگان و معتمدين شيعه، در خانه «عبدالرحمن بن حجاج»، در يكى از محلههاى بغداد به نام «بركه زلزل»(27) گرد آمدند و در سوك امام به گريه و اندوه پرداختند... يونس به آنان گفت: دست از گريه و زارى برداريد، (بايد ديد) امر امامت را چه كسى عهده دار مىگردد؟ و تا اين كودك (ابوجعفر) بزرگ شود، مسائل خود را از چه كسى بايد بپرسيم؟
در اين هنگام «ريّان بن صلت» برخاست و گلوى او را گرفت و فشرد، و در حالى كه به سر و صورت او مىزد، با خشم گفت: تو نزد ما تظاهر به ايمان مىكنى و شكّ و شرك خود را پنهامى مىدارى؟! اگر امامت او از جانب خدا باشد حتى اگر طفل يك روزه باشد، مثل پيرمرد صد ساله خواهد بود، و اگر از جانب خدا نباشد حتى اگر صد ساله باشد، چون ديگران يك فرد عادى خواهد بود، شايسته است در اين باره تأمّل شود. در اين هنگام حاضران به توبيخ و نكوهش يونس پرداختند (28).
و در آن موقع، موسم حج نزديك شده بود. هشتاد نفر از فقها و علماى بغداد و شهرهاى ديگر رهسپار حج شدند و به قصد ديدار ابو جعفر عازم مدينه گرديدند، و چون به مدينه رسيدند، به خانه امام صادق - عليه السلام - كه خالى بود، رفتند و روى زيرانداز بزرگى نشستند. در اين هنگام عبداùََ بن موسى، عموى حضرت جواد، وارد شد و در صدر مجلس نشست. يك نفر بپا خاست و گفت: اين پسر رسول خداست، هركس سؤالى دارد از وى بكند. چند نفر از حاضران سؤالاتى كردند كه وى پاسخهاى نادرستى داد!...(29) شيعيان متحيّر و غمگين شدند و فقها مضطرب گشتند و برخاسته قصد رفتن كردند و گفتند: اگر ابوجعفر مىتوانست جواب مسائل ما را بدهد، عبداùََ نزد ما نمىآمد و جوابهاى نادرست نمىداد!
در اين هنگام درى از صدر مجلس باز شد و غلامى بنام «موفق» وارد مجلس گرديد و گفت: اين ابوجعفر است كه مىآيد، همه بپا خاستند و از وى استقبال كرده سلام دادند. امام وارد شد و نشست و مردم همه ساكت شدند. آنگاه سؤالات خود را با امام در ميان گذاشتند و وقتى كه پاسخهاى قانع كننده و كاملى شنيدند، شاد شدند و او را دعا كردند و ستودند و عرض كردند: عموى شما، عبداùََ چنين و چنان فتوا داد. حضرت فرمود: عمو! نزد خدا بزرگ است كه فردا در پيشگاه او بايستى و به تو بگويد: با آنكه در ميان امت، داناتر از تو وجود داشت، چرا ندانسته به بندگان من فتوا دادى؟!(30)
«اسحاق بن اسماعيل» كه آن سال همراه اين گروه بود، مىگويد:
من نيز در نامهاى ده مسئله نوشته بودم تا از آن حضرت بپرسم. در آن موقع همسرم حامله بود. با خود گفتم: اگر به پرسشهاى من پاسخ داد، از او تقاضا مىكنم كه دعا كند خداوند بچهاى را كه همسرم به آن آبستن است، پسر قرار دهد. وقتى كه مردم سؤالات خود را مطرح كردند، من نيز نامه را در دست گرفته بپا خاستم تا مسائل را مطرح كنم. امام تا مرا ديد، فرمود: اى اسحاق! اسم او را «احمد» بگذار؟ به دنبال اين قضيه همسرم پسرى به دنيا آورد و نام او را «احمد» گذاشتم (31).
اين ديدار و بحث و گفتگو و ديدارهاى مشابه ديگرى كه با امام جواد - عليه السلام - صورت گرفت (32) مايه اطمينان و اعتقاد كامل شيعيان به امامت آن حضرت گرديد و ابرهاى تيره ابهام و شبه را از فضا فكر و ذهن آنان كنار زد و خورشيد حقيقت را آشكار ساخت.
مناظرات امام جواد (ع)
چنانكه گفته شد، از آنجا كه امام جواد نخستين امامى بود كه در خردسالى به منصب امامت رسيد (33)، حضرت مناظرات و بحث و گفتگوهايى داشته است كه برخى از آنها بسيار پر سر و صدا و هيجانانگيز و جالب بوده است. علت اصلى پيدايش اين مناظرات اين بود كه از يك طرف، امامت او به خاطر كمى سن براى بسيارى از شيعيان كاملاً ثابت نشده بود (گرچه بزرگان و دانايان شيعه بر اساس عقيده شيعه هيچ شك و ترديدى در اين زمينه نداشتند) ازينرو براى اطمينان خاطر و به عنوان آزمايش، سؤالات فراوانى از آن حضرت مىكردند.
از طرف ديگر، در آن مقطع زمانى، قدرت «معتزله» افزايش يافته بود و مكتب اعتزال به مرحله رواج و رونق گام نهاده بود و حكومت وقت در آن زمان از آنان حمايت و پشتيبانى مىكرد و از سلطه و نفوذ خود و ديگر امكانات مادى و معنوى حكومتى، براى استوارى و تثبيت خط فكرى آنان و ضربه زدن به گروههاى ديگر و تضعيف موقعيت و نفوذ آنان به هر شكلى بهره بردارى مىكرد. مىدانيم كه خط فكرى اعتزال در اعتماد بر عقل محدود و خطاپذيرى بشرى افراط مىنمود: معتزليان دستورها و مطالب دينى را به عقل خود عرضه مىكردند و آنچه را كه عقلشان صريحاً تأييد مىكرد مىپذيرفتند و بقيه را رد و انكار مىكردند و چون نيل به مقام امامت امّت در سنين خردسالى با عقل ظاهر بين آنان قابل توجيه نبود، سؤالات دشوار و پيچيدهاى را مطرح مىكردند تا به پندار خود، آن حضرت را در ميدان رقابت علمى شكست بدهند!
ولى در همه اين بحثها و مناظرات علمى، حضرت جواد (در پرتو علم امامت) با پاسخهاى قاطع و روشنگر، هرگونه شك و ترديد را در مورد پيشوايى خود از بين مىبرد و امامت خود و نيز اصل امامت را تثبيت مىنمود. به همين دليل بعد از او در دوران امامت حضرت هادى (كه او نيز در سنين كودكى به امامت رسيد) اين موضوع مشكلى ايجاد نكرد، زيرا ديگر براى همه روشن شده بود كه خردسالى تأثيرى در برخوردارى از اين منصب خدايى ندارد.
مناضره با يحيى بن اكثم (34)
وقتى «مأمون» از «طوس» به «بغداد» آمد، نامهاى براى حضرت جواد - عليه السلام - فرستاد و امام را به بغداد دعوت كرد. البته اين دعوت نيز مثل دعوت امام رضا به طوس، دعوت ظاهرى و در واقع سفر اجبارى بود.
حضرت پذيرفت و بعد از چند روز كه وارد بغداد شد، مأمون او را به كاخ خود دعوت كرد و پيشنهاد تزويج دختر خود «اُمّ الفضل» را به ايشان كرد.
امام در برابر پيشنهاد او سكوت كرد. (35) مأمون اين سكوت را نشانه رضايت حضرت شمرد و تصميم گرفت مقدمات اين امر را فراهم سازد.
او در نظر داشت مجلس جشنى تشكيل دهد، ولى انتشار اين خبر در بين بنى عباس انفجارى به وجود آورد: بنى عباس اجتماع كردند و با لحن اعتراضآميزى به مأمون گفتند: اين چه برنامهاى است؟ اكنون كه على بن موسى از دنيا رفته و خلافت به عباسيان رسيده باز مىخواهى خلافت را به آل على برگردانى؟! بدان كه ما نخواهيم گذاشت اين كار صورت بگيرد، آيا عداوتهاى چند ساله بين ما را فراموش كردهاى؟!
مأمون پرسيد: حرف شما چيست؟
گفتند: اين جوان خردسال است و از علم و دانش بهرهاى ندارد.
مأمون گفت: شما اين خاندان را نمىشناسيد، كوچك و بزرگ اينها بهره عظيمى از علم و دانش دارند و چنانچه حرف من مورد قبول شما نيست او را آزمايش كنيد و مرد دانشمندى را كه خود قبول داريد بياوريد تا با اين جوان بحث كند و صدق گفتار من روشن گردد.
عباسيان از ميان دانشمندان، «يحيى بن اكثم» را (به دليل شهرت وى) انتخاب كردند و مأمون جلسهاى براى سنجش ميزان علم و آگاهى امام جواد ترتيب داد. در آن مجلس يحيى رو به مأمون كرد و گفت: اجازه مىدهى سؤالى از اين جوان بنمايم؟
مأمون گفت: از خود او اجازه بگير/
يحيى از امام جواد اجازه گرفت. امام فرمود: هر چه مىخواهى بپرس.
يحيى گفت: درباره شخصى كه مُحْرِم بوده و در آن حال حيوانى را شكار كرده است، چه مىگوييد؟ (36)
امام جواد - عليه السلام - فرمود: آيا اين شخص، شكار را در حِلّ (خارج از محدوده حَرَم) كشته است يا در حرم؟ عالم به حكم حرمت شكار در حال احرام بوده يا جاهل؟ عمداً كشته يا بخطا؟ آزاد بوده يا برده؟ صغير بوده يا كبير؟ براى اولين بار چنين كارى كرده يا براى چندمين بار؟ شكار او از پرندگان بوده يا غير پرنده؟ از حيوانات كوچك بوده يا بزرگ؟ باز هم از انجام چنين كارى ابا ندارد يا از كرده خود پشيمان است؟ در شب شكار كرده يا در روز؟ در احرامِ عُمره بوده يا احرامِ حج؟!
يحيى بن اكثم از اين همه فروع كه امام براى اين مسئله مطرح نمود، متحير شد و آثار ناتوانى و زبونى در چهرهاش آشكار گرديد و زبانش به لكنت افتاد به طورى كه حضار مجلس ناتوانى او را در مقابل آن حضرت نيك دريافتند.
مأمون گفت: خداى را بر اين نعمت سپاسگزارم كه آنچه من انديشيده بودم همان شد.
سپس به بستگان و افراد خاندان خود نظر انداخت و گفت: آيا اكنون آنچه را كه نمىپذيرفتيد دانستيد؟!(37)
حكم شكار در حالات گوناگون توسط مُحْرِم
آنگاه پس از مذاكراتى كه در مجلس صورت گرفت، مردم پراكنده گشتند و جز نزديكان خليفه، كسى در مجلس نماند. مأمون رو به امام جواد - عليه السلام - كرد و گفت: قربانت گردم خوب است احكام هر يك از فروعى را كه در مورد كشتن صيد در حال احرام مطرح كرديد، بيان كنيد تا استفاده كنيم. امام جواد - عليه السلام - فرمود: بلى، اگر شخص محرم در حِلّ (خارج از حرم) شكار كند و شكار از پرندگان بزرگ باشد، كفارهاش يك گوسفند است و اگر در حرم بكشد كفارهاش دو برابر است؛ و اگر جوجه پرندهاى را در بيرون حرم بكشد كفارهاش يك بره است كه تازه از شير گرفته شده باشد، و اگر آن را در حرم بكشد هم بره و هم قيمت آن جوجه را بايد بدهد؛ و اگر شكار از حيوانات وحشى باشد، چنانچه گورخر باشد كفارهاش يك گاو است و اگر شتر مرغ باشد كفارهاش يك شتر است و اگر آهو باشد كفاره آن يك گوسفند است و اگر هر يك از اينها را در حرم بكشد كفارهاش دو برابر مىشود.
و اگر شخص محرم كارى بكند كه قربانى بر او واجب شود، اگر در احرام حج باشد بايد قربانى را در «مِنى» ذبح كند و اگر در احرام عمره باشد بايد آن را در «مكّه» قربانى كند. كفاره شكار براى عالم و جاهلِ به حكم، يكسان است؛ منتها در صورت عمد، (علاوه بر وجوب كفاره) گناه نيز كرده است، ولى در صورت خطا، گناه از او برداشته شده است. كفاره شخص آزاد بر عهده خود او است و كفاره برده به عهده صاحب او است و بر صغير كفاره نيست ولى بر كبير واجب است و عذاب آخرت از كسى كه از كردهاش پشيمان است برداشته مىشود، ولى آنكه پشيمان نيست كيفر خواهد شد (38).
قاضى القضات مات مىشود!
مأمون گفت: احسنت اى ابا جعفر! خدا به تو نيكى كند! حال خوب است شما نيز از يحيى بن اكثم سؤالى بكنيد همان طور كه او از شما پرسيد. در اين هنگام ابو جعفر - عليه السلام - به يحيى فرمود: بپرسم؟ يحيى گفت: اختيار با شماست فدايت شوم، اگر توانستم پاسخ مىگويم وگرنه از شما بهرهمند مىشوم.
ابو جعفر - عليه السلام - فرمود: به من بگو در مورد مردى كه در بامداد به زنى نگاه مىكند و آن نگاه حرام است، و چون روز بالا مىآيد آن زن بر او حلال مىشود، و چون ظهر مىشود باز بر او حرام مىشود، و چون وقت عصر مىرسد بر او حلال مىگردد، و چون آفتاب غروب مىكند بر او حرام مىشود، و چون وقت عشأ مىشود بر او حلال مىگردد، و چون شب به نيمه مىرسد بر او حرام مىشود، و به هنگام طلوع فجر بر وى حلال مىگردد؟ اين چگونه زنى است و با چه چيز حلال و حرام مىشود؟
يحيى گفت: نه، به خدا قسم من به پاسخ اين پرسش راه نمىبرم، و سبب حرام و حلال شدن آن زن را نمىدانم، اگر صلاح مىدانيد از جواب آن، ما را مطلّع سازيد.
ابو جعفر - عليه السلام - فرمود: اين زن، كنيز مردى بوده است. در بامدادان، مرد بيگانهاى به او نگاه مىكند و آن نگاه حرام بود، چون روز بالا مىآيد، كنيز را از صاحبش مىخرد و بر او حلال مىشود، چون ظهر مىشود او را آزاد مىكند و بر او حرام مىگردد، چون عصر فرا مىرسد او را به حباله نكاح خود در مىآورد و بر او حلال مىشود، به هنگام مغرب او را «ظِهار» مىكند (39) و بر او حرام مىشود، موقع عشار كفاره ظهار مىدهد و مجدداً بر او حلال مىشود چون نيمى از شب مىگذرد او را طلاق مىدهد و بر او حرام مىشود و هنگام طلوع فجر رجوع مىكند و زن بر او حلال مىگردد (40).
جلوههايى از علم گسترده امام
1 - فتواى قضائى امام و شكست فقهاى دربارى
امام جواد - عليه السلام - غير از مناظراتش كه دو نمونه از آن ياد شد، گاه از راههاى ديگر نيز بيمايگى فقها و قضات دربارى را روشن نموده برترى خود بر آنان را در پرتو علم امامت ثابت مىكرد و از اين رهگذر اعتقاد به اصل «امامت» را در افكار عمومى تثبيت مىنمود. از آن جمله فتوايى بود كه امام در مورد چگونگى قطع دست دزد صادر كرد كه تفصيل آن بدين قرار است:
«زُرقان»(41)، كه با «ابن ابى دُؤاد»(42) دوستى و صميميت داشت، مىگويد: يك روز «ابن ابى دُؤاد» از مجلس معتصم بازگشت، در حالى كه بشدت افسرده و غمگين بود. علت را جويا شدم. گفت: امروز آرزو كردم كه كاش بيست سال پيش مرده بودم! پرسيدم: چرا؟
گفت: به خاطر آنچه از ابو جعفر (امام جواد) در مجلس معتصم بر سرم آمد!
گفتم: جريان چه بود!
گفت: شخصى به سرقت اعتراف كرد و از خليفه (معتصم) خواست كه با اجراى كيفر الهى او را پاك سازد. خليفه همه فقها را گرد آورد و «محمد بن على» (حضرت جواد) را نيز فرا خواند و از ما پرسيد:
دست دزد از كجا بايد قطع شود؟
من گفتم: از مچ دست.
گفت: دليل آن چيست؟
گفتم: چون منظور از دست در آيه تيمم: «فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَاَيْدِيْكُمْ»(43): «صورت و دستهايتان را مسح كنيد» تا مچ دست است.
گروهى از فقها در اين مطلب با من موافق بودند و مىگفتند: دست دزد بايد از مچ قطع شود، ولى گروهى ديگر گفتند: لازم است از آرنج قطع شود، و چون معتصم دليل آن را پرسيد، گفتند: منظور از دست در آيه وضو: «فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَاَيْدِيَكُمْ اًّلىَ الْمَرافِقِ»(44): «صورتها و دستهايتان را تا آرنج بشوييد» تا آرنج است.
آنگاه معتصم رو به محمد بن على (امام جواد) كرد و پرسيد: نظر شما در اين مسئله چيست؟
گفت: اينها نظر دادند، مرا معاف بدار.
معتصم اصرار كرد و قسم داد كه بايد نظرتان را بگوييد.
محمد بن على گفت: چون قسم دادى نظرم را مىگويم. اينها در اشتباهند، زيرا فقط انگشتان دزد بايد قطع شود و بقيه دست بايد باقى بماند.
معتصم گفت: به چه دليل؟
گفت: زيرا رسول خدا 9 فرمود: سجده بر هفت عضو بدن تحقق مىپذيرد: صورت (پيشانى)، دو كف دست، دو سر زانو، و دو پا (دو انگشت بزرگ پا). بنابراين اگر دست دزد از مچ يا آرنج قطع شود، دستى براى او نمىماند تا سجده نماز را به جا آورد، و نيز خداى متعال مىفرمايد:
«وَ اَنّ الْمَساجِدَ ùََِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اùََِ أحَداً»(45): «سجده گاهها (هفت عضوى كه سجده بر آنها انجام مىگيرد) از آن خداست، پس، هيچ كس را همراه و همسنگ با خدا مخوانيد (و عبادت نكنيد)»(46) و آنچه براى خداست، قطع نمىشود.
«ابن أبى دُؤاد» مىگويد: معتصم جواب محمد بن على را پسنديد و دستور داد انگشتان دزد را قطع كردند (و ما نزد حضار، بى آبرو شديم!) و من همانجا (از فرط شرمسارى و اندوه) آرزوى مرگ كردم! (47)
2 - حديث سازان رسوا مىشوند!
نقل شده است كه پس از آنكه مأمون دخترش را به امام جواد تزويج كرد (48) در مجلسى كه مأمون و امام و يحيى بن اكثم و گروه بسيارى در آن حضور داشتند، يحيى به امام گفت:
روايت شده است كه جبرئيل به حضور پيامبر رسيد و گفت: يا محمد! خدا به شما سلام مىرساند و مىگويد: «من از ابوبكر راضى هستم، از او بپرس كه آيا او هم از من راضى است؟». نظر شما درباره اين حديث چيست؟(49)
امام فرمود: من منكر فضيلت ابوبكر نيستم، ولى كسى كه اين خبر را نقل مىكند بايد خبر ديگرى را نيز كه پيامبر اسلام در حجة الوداع بيان كرد، از نظر دور ندارد. پيامبر فرمود: «كسانى كه بر من دروغ ببندد، جايگاهش در آتش خواهد بود. پس چون حديثى از من براى شما نقل شد، آن را به كتاب خدا و سنت من عرضه كنيد، آنچه را كه با كتاب خدا و سنت من موافق بود، بگيريد و آنچه را كه مخالف كتاب خدا و سنت من بود، رها كنيد». امام جواد افزود: اين روايت (درباره ابوبكر) با كتاب خدا سازگار نيست، زيرا خداوند فرموده است: «ما انسان را آفريديم و مىدانيم در دلش چه چيز مىگذرد و ما از رگ گردن به او نزديكتريم» (50)/
آيا خشنودى و ناخشنودى ابوبكر بر خدا پوشيده بوده است تا آن را از پيامبر بپرسد؟! اين عقلاً محال است.
يحيى گفت: روايت شده است كه: «ابوبكر و عمر در زمين، مانند جبرئيل در آسمان هستند».
حضرت فرمود: درباره اين حديث نيز بايد دقت شود؛ چرا كه جبرئيل و ميكائيل دو فرشته مقرّب درگاه خداوند هستند و هرگز گناهى از آن دو سر نزده است و لحظهاى از دايره اطاعت خدا خارج نشدهاند، ولى ابوبكر و عمر مشرك بودهاند، و هر چند پس از ظهور اسلام مسلمان شدهاند، اما اكثر عمرشان را در شرك و بت پرستى سپرى كردهاند، بنابر اين محال است كه خدا آن دو را به جبرئيل و ميكائيل تشبيه كند.
يحيى گفت: همچنين روايت شده است كه: «ابوبكر و عمر دو سرور پيران اهل بهشتند»(51). درباره اين حديث چه مىگوييد؟.
حضرت فرمود: اين روايت نيز محال است كه درست باشد، زيرا بهشتيان همگى جوانند و پيرى در ميان آنان يافت نمىشود (تا ابوبكر و عمر سرور آنان باشند!) اين روايت را بنى اميه، در مقابل حديثى كه از پيامبر اسلام 9 درباره حسن و حسين - عليهما السلام - نقل شده است كه «حسن و حسين دو سرور جوانان اهل بهشتند»، جعل كردهاند.
يحيى گفت: روايت شده است كه «عمر بن خطاب چراغ اهل بهشت است». حضرت فرمود: اين نيز محال است؛ زيرا در بهشت، فرشتگان مقرب خدا، آدم، محمد 9 و همه اينها و فرستادگان خدا حضور دارند، چطور بهشت با نور اينها روشن نمىشود ولى با نور عمر روشن مىگردد؟!
يحيى اظهار داشت: روايت شده است كه «سكينه» به زبان عمر سخن مىگويد (عمر هرچه گويد، از جانب مَلَك و فرشته مىگويد).
حضرت فرمود: من منكر فضيلت عمر نيستم؛ ولى ابوبكر، با آنكه از عمر افضل است، بالاى منبر مىگفت: «من شيطانى دارم كه مرا منحرف مىكند، هرگاه ديديد از راه درست منحرف شدم، مرا به راه درست باز آوريد».
يحيى گفت: روايت شده است كه پيامبر فرمود: «اگر من به پيامبرى مبعوث نمىشدم، حتماً عمر مبعوث مىشد»(52).
امام فرمود: كتاب خدا (قرآن) از اين حديث راستتر است، خدا در كتابش فرموده است: «به خاطر بياور هنگامى را كه از پيامبران پيمان گرفتيم، و از تو و از نوح...»(53). از اين آيه صريحاً بر مىآيد كه خداوند از پيامبران پيمان گرفته است، در اين صورت چگونه ممكن است پيمان خود را تبديل كند؟ هيچ يك از پيامبران به قدر چشم بر هم زدن به خدا شرك نورزيدهاند، چگونه خدا كسى را به پيامبرى مبعوث مىكند كه بيشتر عمر خود را با شرك به خدا سپرى كرده است؟! و نيز پيامبر فرمود: «در حالى كه آدم بين روح و جسد بود (هنوز آفريده نشده بود) من پيامبر شدم».
باز يحيى گفت، روايت شده است كه پيامبر فرمود: «هيچگاه وحى از من قطع نشد، مگر آنكه گمان بردم كه به خاندان خطّاب (پدر عمر) نازل شده است»، يعنى نبوت از من به آنها منتقل شده است.
حضرت فرمود: اين نيز محال است، زيرا امكان ندارد كه پيامبر در نبوت خود شك كند، خداوند مىفرمايد: «خداوند از فرشتگان و همچنين از انسانها رسولانى بر مىگزيند»(54). (بنابر اين، با گزينش الهى، ديگر جاى شكى براى پيامبر در باب پيامبرى خويش وجود ندارد).
يحيى گفت: روايت شده است كه پيامبر 9 فرمود: «اگر عذاب نازل مىشد، كسى جز عمر از آن نجات نمىيافت».
حضرت فرمود: اين نيز محال است، زيرا خداوند به پيامبر اسلام فرموده است: «و مادام كه تو در ميان آنان هستى، خداوند آنان را عذاب نمىكند و نيز مادام كه استغفار مىكنند، خدا عذابشان نمىكند»(55). بدين ترتيب تا زمانى كه پيامبر در ميان مردم است و تا زمانى كه مسلمانان استغفار مىكنند، خداوند آنان را عذاب نمىكند (56).
شخصيت امام جواد (ع) از ديدگاه دانشمندان
سخنان و مناظرات امام جواد و حلّ مشكلات بزرگ علمى و فقهى توسط آن حضرت، تحسين و اعجاب دانشمندان و پژوهشگران اسلامى اعم از شيعه و سنى را برانگيخته و آنان را به تعظيم در برابر عظمت علمى امام واداشته است و هر كدام او را به نحوى ستودهاند. به عنوان نمونه، «سبط ابن الجوزى» مىگويد: «او در علم و تقوا و زهد و بخشش بر روش پدرش بود» (57).
«ابن حجر هيتمى» مىنويسد: «مأمون او را به دامادى انتخاب كرد، زيرا با وجود كمى سنّ، از نظر علم و آگاهى وحلم، بر همه دانشمندان برترى داشت» (58).
«شبلنجى» مىگويد: «مأمون پيوسته شيفته او بود، زيرا با وجود كمى سنّ، فضل و علم و كمالِ عقل خود را نشان داده برهان (عظمت) خود را آشكار ساخت» (59).
استاد شيعه «شيخ مفيد»، و «فتّال نيشابورى» از آن حضرت چنين ياد مىكنند: «مأمون شيفته او شد، زيرا مىديد كه او با وجود كمى سنّ، از نظر علم و حكمت و ادب و كمال عقلى، به چنان رتبه والايى رسيده كه هيچ يك از بزرگان علمى آن روزگار بدان پايه نرسيدهاند»(60).
«جاحظ عثمانى معتزلى» كه از مخالفان خاندان على - عليه السلام - بوده، (61) امام جواد را در شمار ده تن از «طالبيان» ى آورده كه درباره آنان چنين گفته است: «هر يك از آنان، عالم، زاهد، عبادت پيشه، شجاع، بخشنده، پاك و پاكنهادند. برخى از آنان خليفه و برخى نامزد خلافت مىباشند و تا ده تن، هر يك فرزند ديگرى است. آنان عبارتند از: حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفربن محمد بن على بن الحسين بن على. هيچ يك از خاندانهاى عرب و عجم داراى چنين نسب شريفى نيست» (62).
ازدواج توطئه آميز!
در شرح زندگانى امام رضا - عليه السلام - گفتيم كه مأمون چون در ميان يك سلسله تنگناها و شرائط دشوار سياسى قرار گرفته بود، براى رهايى از اين تنگناها، تصميم گرفت خود را به خاندان پيامبر نزديك سازد، و بر همين اساس با تحميل وليعهدى بر امام هشتم مىخواست سياست چند بُعدى خود را به مورد اجرا بگذارد.
از سوى ديگر، عباسيان از اين روش مأمون كه احتمال مىرفت خلافت را از بنى عباس به علويان منتقل سازد، سخت ناراضى بودند و به همين جهت به مخالفت با او برخاستند و چون امام توسط مأمون مسموم و شهيد شد آرام گرفتند و خشنود شدند و به مأمون روى آوردند.
مأمون كار زهر دادن به امام را بسيار سرّى و مخفيانه انجام داده بود و سعى داشت جامعه از اين جنايت آگاهى نيابد و از همينرو براى پوشاندن جنايات خود تظاهر به اندوه و عزادارى مىكرد، اما با همه پرده پوشى و رياكارى، سرانجام بر علويان آشكار گرديد كه قاتل امام جز مأمون كسى نبوده است، لذا سخت دل آزرده و خشمگين گرديدند و مأمون بار ديگر حكومت خويش را در معرض خطر ديد و براى پيشگيرى از عواقب امر، توطئه ديگرى آغاز كرد و با تظاهر به مهربانى و دوستى نسبت به امام جواد - عليه السلام - تصميم گرفت دختر خود را به حضرت تزويج كند تا استفادهاى را كه از تحميل وليعهدى بر امام رضا - عليه السلام - در نظر داشت از اين وصلت نيز بدست آورد.
بر اساس همين طرح بود كه امام جواد - عليه السلام - را در سال 204 ه'. ق يعنى يك سال پس از شهادت امام رضا - عليه السلام - از مدينه به بغداد آورد و به دنبال مذاكراتى كه در جلسه مناظره امام با يحيى بن اكثم گذشت (و قبلاً آن را نقل كرديم) دختر خود «امّ الفضل» را به همسرى حضرت درآورد!
انگيزههاى مأمون
اين ازدواج كه مأمون بر آن اصرار داشت، كاملاً جنبه سياسى داشت و مىتوان دريافت كه وى از اين كار چند هدف ياد شده در زير را تعقيب مىكرد:
1 - با فرستادن دختر خود به خانه امام، آن حضرت را براى هميشه دقيقاً زير نظر داشته باشد و از كارهاى او بيخبر نماند (دختر مأمون نيز براستى وظيفه خبر چينى و گزارشگرى مأمون را خوب انجام مىداد و تاريخ شاهد اين حقيقت است).
2 - با اين وصلت، به خيال خام خويش، امام را با دربار پر عيش و نوش خود مرتبط و آن بزرگوار را به لهو و لعب و فسق و فجور بكشاند و بدين ترتيب بر قداست امام لطمه وارد سازد و او را در انظار عمومى از مقام ارجمند عصمت و امامت ساقط و خوار و خفيف نمايد!
3 - با اين وصلت علويان را از اعتراض و قيام بر ضد خود باز دارد و خود را دوستدار و علاقهمند به آن وانمود كند (63).
4 - هدف چهارم مأمون، عوامفريبى بود؛ چنانكه گاهى مىگفت: من به اين وصلت اقدام كردم تا ابو جعفر - عليه السلام - از دخترم صاحب فرزند شود و من پدر بزرگ كودكى باشم كه از نسل پيامبر 9 و على بن ابى طالب - عليه السلام - است. اما خوشبختانه اين حُقّه مأمون نيز بى نتيجه بود زيرا دختر مأمون هرگز فرزندى نياورد!(64) و فرزندان امام جواد - عليه السلام - همگى از همسر ديگر امام بودند.
اينها انگيزههاى مأمون از اين ازدواج بود. حال بايد ديد امام جواد - عليه السلام - چرا با اين ازدواج موافقت كرد؟
از آنجا كه بى هيچ شكى، امام اهداف و مقاصد واقعى مأمون را از اين گونه كارها مىدانست و نيز مىدانست كه او همان كسى است كه مرتكب جنايت بزرگ قتل پدرش امام رضا - عليه السلام - شده، به نظر مىرسد كه موافقت امام با اين ازدواج عمدتاً بر اثر فشارى بوده است كه مأمون از پيش بر امام وارد كرده بوده است، زيرا ازدواجى اينچنين، تنها به مصلحت مأمون بوده است نه به مصلحت امام! نيز مىتوان تصوّر كرد كه نزديكى امام به دربار مىتوانست مانع ترور حضرت از طرف معتصم و عامل پيشگيرى از سركوبى سران تشيّع و ياران برجسته امام توسط عوامل خليفه باشد، و اين، به يك معنا مىتوانست شبيه قبول وزارت هارون از طرف على بن يقطين يعنى نفوذ در دربار خلافت به نفع جبهه تشيّع باشد.
«حسين مكارى»، يكى از ياران امام جواد، مىگويد: در بغداد خدمت امام جواد - عليه السلام - شرفياب شدم و زندگيش را ديدم. در ذهنم خطور كرد كه، «اينك كه امام به اين زندگى مرفّه رسيده است هرگز به وطن خود، مدينه، باز نخواهد گشت». امام لحظهاى سر به زير افكند، آنگاه سر برداشت و در حالى كه رنگش از اندوه زرد شده بود، فرمود: اى حسين! نان جوين و نمك خشن در حرم رسول خدا 9 نزد من از آنچه مرا در آن مىبينى محبوبتر است (65).
به همين جهت امام در بغداد نماند و با همسرش «ام الفضل» به مدينه بازگشت و تا سال 220 همچنان در مدينه مىزيست.
شبكه ارتباطى وكالت
امام جواد - عليه السلام - با تمام محدوديتهاى موجود، از طريق نصب وكلا و نمايندگان، ارتباط خود را با شيعيان حفظ مىكرد. در سراسر قلمرو حكومت خليفه عباسى، امام، كارگزارانى (وكلايى) را اعزام مىكرد و با فعاليت گسترده آنان از تجزيه نيروهاى شيعه جلوگيرى مىشد. كارگزاران امام در بسيارى از استانها مانند: اهواز، همدان، سيستان، بُست (66)، رى، بصره، واسط، بغداد و مراكز سنتى شيعه يعنى كوفه و قم پخش شده بودند.
امام به هواداران خود اجازه مىداد كه به دورن دستگاه حكومت نفوذ كرده مناصب حساس را در دست بگيرند، از اينرو «محمد بن اسماعيل بن بزيع» و «احمد بن حمزه قمى» مقامات والايى در دستگاه حكومت داشتند. «نوح بن درّاج» نيز چندى «قاضى بغداد»، و پس از آن قاضى «كوفه» بود.
بعضى ديگر از شيعيان مانند «حسين بن عبداùََ نيشابورى» حاكم «بُست» و «سيستان» شد و «حكم بن عليا اسدى» به حكومت «بحرين» رسيد. هر دو نفر به امام جواد - عليه السلام - خمس مىپرداختند كه حاكى از بستگى پنهانى آنان به امام نهم بود (67).
چنانكه در بحث خرد سالى امام جواد - عليه السلام - نوشتيم، «على بن اسباط» در ديدار با آن حضرت، با دقت به قيافه امام نگريست تا آن را به ذهن خود سپرده در بازگشت به مصر، براى پيروان امام در آن منطقه بيان كند و اين، نشان مىدهد كه امام در آنجا نيز پيروان و ارادتمندانى داشته است.
مىگويند: گسترش نفوذ تشيع در آن زمان، در مصر، بر اثر هجرت بسيارى از محدثان كوفه همچون «محمد بن محمد بن اشعث»، «احمد بن سهل»، «حسين بن على مصرى» و «اسماعيل بن موسى الكاظم» به مصر، و فعاليت آنان در آن سرزمين بوده است (68)/
مرحوم «كلينى» نقل مىكند كه حضرت جواد، بنا به درخواست يكى از شيعيان بُست و سيستان، طى نامهاى به والى اين منطقه سفارش كرد كه در اخذ ماليات، بر او سخت نگيرد. والى كه از پيروان امام بود، نه تنها بدهى او بابت خراج را نگرفت، بلكه اعلام كرد تا آن زمان كه بر سركار است او را از پرداخت خراج معاف خواهد كرد. علاوه بر اين دستور داد براى او مستمرّى نيز تعيين كردند! (69).
مكتب علمى امام جواد عليه السلام
مىدانيم كه يكى از ابعاد بزرگ زندگى ائمه ما، بعد فرهنگى آن است. اين پيشوايان بزرگ هر كدام در عصر خود فعاليت فرهنگى داشته در مكتب خويش شاگردانى تربيت مىكردند و علوم و دانشهاى خود را توسط آنان در جامعه منتشر مىكردند، اما شرائط اجتماعى و سياسى زمان آنان يكسان نبوده است، مثلاً در زمان امام باقر - عليه السلام - و امام صادق - عليه السلام - (به شرحى كه در سيره آنان نوشتيم) شرائط اجتماعى مساعد بود و به همين جهت ديديم كه تعداد شاگردان و راويان حضرت صادق - عليه السلام - بالغ بر چهار هزار نفر مىشد، ولى از دوره امام جواد تا امام عسكرى - عليهما السلام - به دليل فشارهاى سياسى و كنترل شديد فعاليت آنان از طرف دربار خلافت، شعاع فعاليت آنان بسيار محدود بود و از اين نظر تعداد راويان و پرورش يافتگان مكتب آنان نسبت به زمان حضرت صادق - عليه السلام - كاهش بسيار چشمگيرى را نشان مىدهد. بنابر اين اگر مىخوانيم كه تعداد راويان و پرورش يافتگان مكتب آنان نسبت به زمان حضرت صادق - عليه السلام - كاهش بسيار چشمگيرى را نشان مىدهد. بنابر اين اگر مىخوانيم كه تعداد راويان و اصحاب حضرت جواد - عليه السلام - قريب صد و ده نفر بودهاند (70) و جمعاً 250 حديث از آن حضرت نقل شده (71)، نبايد تعجب كنيم، زيرا از يك سو، آن حضرت شديداً تحت مراقبت و كنترل سياسى بود و از طرف ديگر، زود به شهادت رسيد و به اتفاق دانشمندان بيش از بيست و پنج سال عمر نكرد!
در عين حال، بايد توجه داشت كه در ميان همين تعداد محدود اصحاب و راويان آن حضرت، چهرههاى درخشان و شخصيتهاى برجستهاى مانند: على بن مهزيار، احمدبن محمدبن ابى نصر بزنطى، زكريا بن آدم، محمد بن اسماعيل بن بزيع، حسين بن سعيد اهوازى، احمد بن محمد بن خالد برقى بودند كه هر كدام در صحنه علمى و فقهى وزنه خاصى به شمار مىرفتند، و برخى داراى تأليفات متعدد بودند.
از طرف ديگر، راويان احاديث امام جواد - عليه السلام - تنها در محدثان شيعه خلاصه نمىشوند، بلكه محدثان و دانشمندان اهل تسنن نيز معارف و حقايقى از اسلام را از آن حضرت نقل كردهاند. به عنوان نمونه «خطيب بغدادى» احاديثى با سند خود از آن حضرت نقل كرده است (72).
همچنين حافظ «عبدالعزيز بن اخضر جنابذى» در كتاب «معالم العترة الطاهرة» (73) و مؤلفانى نيز مانند: ابوبكر احمد بن ثابت، ابو اسحاق ثعلبى، و محمد بن مندة بن مهربذ در كتب تاريخ و تفسير خويش رواياتى از آن حضرت نقل كردهاند (74).
شهادت امام جواد علیه السلام
مأمون در سال 218 هجرى درگذشت و پس از او برادرش «معتصم» جاى او را گرفت. او در سال 220 هجرى امام را از مدينه به بغداد آورد تا از نزديك مراقب او باشد و چنانكه قبلاً ذكر شد، در مجلسى كه براى تعيين محل قطع دست دزد تشكيل داده بود، امام را نيز شركت داد و قاضى بغداد (ابن ابى دُؤاد) و ديگران شرمنده شدند و چند روز بعد از آن «ابن ابى دؤاد» از حسد و كينه توزى نزد معتصم رفت و گفت: از باب خير خواهى، به شما تذكر مىدهم كه جريان چند روز قبل به صلاح حكومت شما نبود، زيرا در حضور همه دانشمندان و مقامات عالى مملكتى فتواى ابو جعفر (امام جواد)، يعنى فتواى كسى را كه نيمى از مسلمانان او را خليفه و شما را غاصب حق او مىدانند، بر فتواى ديگران ترجيح دادى و اين خبر ميان مردم منتشر و خود دليل قاطعى بر حقانيت او نزد شيعيانش شد.
معتصم كه مايه ابراز هر نوع دشمنى با امام را در نهاد خود داشت، از سخنان «ابن ابى دؤاد» بيشتر تحريك شد و در صدد قتل امام برآمد و سرانجام منظور پليد خود را عملى ساخت و امام را توسط منشى يكى از وزرايش مسموم و شهيد نمود (75). امام هنگام شهادت بيش از بيست و پنج سال و چند ماه نداشت (76).
*** منابع کتاب
به گزارش آوای سیدجمال به نقل از ایلنا، حسینعلی امیری در اینباره گفت: اخباری که درباره تغییر برخی استانداران و فرمانداران مطرح شده شایعه است.
وی ادامه داد: این اخبار صرفا گمانهزنی برخی افراد است که صحت هم ندارد.
انتهای پیام/ن
به گزارش آوای سیدجمال،به نقل از مشرق، رضا باکری درباره متهم شدن این اتحادیه به گران فروشی لبنیات با صدور اطلاعیهای اظهار کرد: انتظار میرود وقتی نسبت به صنعت لبنیات اظهار نظر می شود حداقل از انجمن آن صنعت قبلا آگاهی لازم را نسبت به بهای تمام شده فرآورده های لبنی و دلایل گران تمام شدن این محصولات در کشور نسبت به روسیه را کسب و سپس اظهار نظر کنند به ویژه اینکه نه خود دولتمردان خیلی کم پیگیر چنین مباحثی با صنایع لبنی هستند.
وی افزود: اظهار نظر کردهاند که " مسئولان دستگاههای نظارتی و وزارتخانه هایی مانند جهاد کشاورزی و صنعت، معدن و تجارت باید جلوی گران فروشی صنایع در کشور را بگیرند و نگذارند آنها با منافع ملی بازی کنند"؛ واقعا بیان این گونه کلمات از ناحیه ایشان جای بسی تعجب ، تأسف و تأمل دارد که بدون دلیل و مستند و مدرک، صنایع لبنی را به بازی با منافع ملی متهم می کنند.
باکری ادامه داد: بدیهی است این انجمن می تواند در این ارتباط سخنان از طریق مجاری قانونی پیگیریهای لازم را فصل الخطاب اقدامات آتی خود قرار داده تا اشخاص حقیقی و یا حقوقی نتوانند بدون دلیل، اینگونه صاحبان صنایع لبنی را مورد اتهام قرار دهند.
دبیر انجمن صنفی صنایع لبنی با اشاره به بهای تمام شده چند قلم کالای لبنی از جمله شیر پاستوریزه پر چرب و کم چرب و شیر استریل پر چرب و کم چرب و پنیر 400 گرمی UF و سه قلم ماست پر چرب و کم چرب و همزده، گفت: علت اصلی گران تمام شدن کالاهای لبنی در ایران به تغییرات تورمی غیرمتعارف بهای تمام شده اقلام اصلی کالا و خدمات ناشی از تصمیمات کلان اقتصادی دولتمردان پس از اجرای هدفمندی یارانه ها است.
وی افزود: شیر خام از 450 تومان به 1250 تومان رشد کرده که تقریبا دو برابر قیمت های جهانی است یا افزایش مواد بسته بندی تحت تأثیرافزایش بهای مواد پتروشیمی و تعرفه ها و هزینه های مالی بانکی و غیر بانکی، سوخت و انرژی و حمل و نقل و حقوق و دستمزد و در خاتمه نیز سیاست های حمایتی بخش کشاورزی دولت یازدهم و تأمین منابع مالی آن از طریق صنایع تبدیلی که در این بخش تاثیرگذار هستند.
باکری گفت: اگر تیری برای شلیک علیه گران فروشی وجود دارد بهتر است منشأ گران فروشی را با ارائه مدارک و مستندات قانونی شناسایی و سپس اقدام شود. به نظر میرسد در ایران رسم بر این است که خسارت و جریمه خطاهای کلان بعضی از تصمیمات مدیریتی توسط اشخاصی (اعم از حقیقی و حقوقی) پرداخت شود که هیچ نقشی در اتخاذ این گونه تصمیمات نداشته اند.
انتهای پیام/ن